بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

اسلام

گام اوّل

اسلام و معارف الهی(1)

 

 

گزيده مطالب:

اسلام‌ به‌ معني‌ تسليم‌ می باشد و نشان‌ دهنده‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ اولين ‌شرط‌ مسلمان‌ بودن‌ تسليم‌ واقعيت ها و حقيقت ها قرار گرفتن‌ است‌.

در رأس‌ برنامه‌ هاي‌ اسلام‌ هدايت‌ انسان‌ است و به‌ راهي‌ هدايت‌ مي‌ كند كه‌ سعادت‌ و عمران‌ دنيا و آخرت‌ او را در بردارد.

مكتب‌ مقدس‌ اسلام‌ در جهان‌ كنوني‌ با آن‌ همه ‌پيشرفتهاي‌ مادي‌ و تكنولوژي‌ روزافزون‌ متأسفانه‌ ناشناخته‌ است‌ !؟

شناخت‌ خدا، جهان‌ يا آيات‌ آفاقي‌، انسان‌ يا آيات‌ انفسي‌، تاريخ‌ يا سرگذشت‌ اجتماعي‌ اقوام‌ و ملل‌، عقل‌ و قلب‌ مورد توجه‌ اسلام‌ است‌.

در اسلام‌ همة‌ راهها به‌ توحيد منتهي‌ مي‌ شود. اخلاق اسلامي‌، تربيت‌ اسلامي‌، سياست‌ اسلامي‌، اقتصاد و اجتماع‌ اسلامي‌ از توحيد سرچشمه‌ ميگيرد و به‌ توحيد پايان‌ مي‌ يابد.

شريعت‌ اسلام‌ كه‌ سندش‌ قرآن‌ کريم است‌ مشتمل‌ بر همة‌ قوانين ‌مي‌ باشد. ماهيت‌ و كيفيت‌ اين‌ قوانين‌ ميرساند كه‌ براي‌ تكوين‌ دولت‌، براي‌ ادارة‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ جامعه‌ تشريع‌ گشته‌ است‌.

هدف‌ اصلي‌ اسلام‌ زنده‌ شدن‌ حق‌ و از بين‌ رفتن‌ باطل‌ است به‌ همين‌ دليل‌ پيمودن‌ راه‌ باطل‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ حق‌ همچون‌ استفاده‌ از وسائل‌ غير طبيعي‌ مثل‌ زور و خشونت‌ را سبب‌ از بين‌ رفتن‌ خود حق‌ مي‌ داند... به‌ همين‌ سبب‌ اسلام‌ براي‌ پيشرفت‌ خواسته‌هاي‌ خود راه ‌نيرنگ‌، ترور، دروغ‌ پردازي‌ و شعبده‌ بازيهاي‌ سياسي‌ را نپيموده‌ است‌.

اسلامي‌ كه‌ پرچمداران‌ آن‌ پا برهنگان‌ و مظلومان‌ و فقراي‌ جهان ‌هستند اسلام‌ ناب‌ محمدي‌ است‌.

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

اسلام

گام اوّل

اسلام و معارف الهی(1)

 

شروع تحقيق‌: سال 1378 - 13 رجب‌ 1420

آخرين بررسی: 29/شهريور/90

 

فهرست

مقدمه

تعريف‌ دين‌

تعريف‌ اسلام‌

ويژگيهاي‌ اسلام‌ در يك‌ نگاه‌

تفاوت‌ شريعت‌ اسلام‌ با شرايع‌ ديگر

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ فرد و جامـعه‌

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ حكومت‌ و قانون‌

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ علم‌

منابع‌ تفكر در اسلام‌

مهمترين‌ دستورات‌ اسلام‌

آيا دستـورات‌ اسـلام‌ براي‌ زمان‌ خاصـي‌ اسـت‌؟

علت‌ عقب‌ ماندگي‌ مسلمين‌ در زمان‌ ما؟

وظيفه‌ همگان‌ پيرامون‌ اسلام‌

اسلام‌ ناب‌ محمدي‌ صلي‌ الله عليه‌ واله‌

منابع‌

مقدمه

{ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِّ الْعالَمِينَ ،  تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيراً (الفرقان : 1) ؛

الَّذِي لَهُ‏ مُلْكُ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً.

(فَالصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى‏ مَن‍‍‍ أَرْسَلَهُ) كَافَّةً لِلنَّاسِ...(سبأ : 28) ؛ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (الأحزاب : 45) ؛ وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً (الأحزاب : 46) ؛ وَ عَلى‏ عِتْرَتِهِ الْهُدَاةِ الْمُهْتَدِينَ الَّذِين‏ًًََ قال الله تبارک و تعالی في حقهم- إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً . الأحزاب :  33

وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ (40) غافر :  44 ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ (3) آل‏عمران :  173 ، نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ . (8) الأنفال :  40

انسانهاي‌ عالم‌ هستي‌ را مي‌ توان‌ به‌ سه‌ گروه‌ تقسيم‌ نمود:

1ـ كسانيكه‌ جهان‌ هستي‌ را همين‌ جهان‌ مادّي‌ محسوس‌ و انسان‌ رانيز پديده‌اي‌ صد در صد مادي‌ دانسته‌ و به‌ ماوراء طبيعت‌ اعتقادي‌ ندارند.

2ـ گروه‌ ديگر مانند عامة‌ بت‌ پرستان‌، جهان‌ طبيعت‌ را به‌ وجود آمدة‌خدائي‌ كه‌ بالاتر از طبيعت‌ است‌ مي‌دانند. اينان‌ تأثير خوشنودي‌ و غضب‌خدا را در همين‌ دنيا دانسته‌ و لذا سعي‌ در خشنودي‌ خدا براي‌ جلب‌ نعمت‌و دوري‌ از خشم‌ او براي‌ دفع‌ عذاب‌ دارند.

3ـ اين‌ گروه‌ علاوه‌ بر ايمان‌ به‌ خدا براي‌ انسان‌ زندگي‌ جاودانه‌ قائل‌بوده‌ و او را مسئول‌ اعمال‌ خوب‌ و بدش‌ مي‌ دانند، در نتيجه‌ به‌ روز بازخواست‌ و جزاء اعتقاد دارند.

راستي‌ كداميك‌ راه‌ صواب‌ را در پيش‌ رو دارند و راه‌ سعادت‌كدامست‌؟

اين‌ نوشتار كه‌ بحول‌ و قوة‌ الهي‌ گام‌ اول‌ اسلام‌ و معارف‌ الهي‌ معرفي‌گرديد، گروه‌ سوم‌ را مخاطب‌ قرار مي‌ دهد. بديهي‌ است‌ كه‌ گروه‌ اول‌ و دوم ‌را پيش‌ نيازي‌ است‌ كه‌ از چهار چوب‌ عنوان‌ بحث‌ خارج‌ بوده‌ و مباحث‌ لازم‌ به‌ خود را مي‌ طلبد.

گام‌ اول‌ مرحله‌ شروع‌ خواهد بود كه‌ مطالب‌ و مباحث‌ آن‌ به‌ صورت‌ كلي‌ مطرح‌ شده‌ لذا مخاطبين‌ خاص‌ مورد نظر نيست‌. از خداي‌ متعال‌ توفيق‌گامهاي‌ بعدي‌ را براي‌ مؤلف‌ و مخاطبين‌ خواهانم‌.

اولين‌ بحث‌ گام‌ اول‌ پيرامون‌ اسلام‌ است‌ و انشاءالله مباحث‌ بعدي‌ درمورد معارف‌ الهي‌ آن‌ خواهد بود.

بايد اقرار كرد مكتب‌ مقدس‌ اسلام‌ در جهان‌ كنوني‌ با آن‌ همه‌پيشرفتهاي‌ مادي‌ و تكنولوژي‌ روزافزون‌ متأسفانه‌ ناشناخته‌ است‌ !؟

اگر بخواهيم‌ اسلام‌ را از پنجره‌ كتاب‌ آسماني‌ قرآن‌ مجيد ملاحظه‌كنيم‌:

بطور كلي‌ ماده‌ «سلم‌» را بيش‌ از 140 مورد قرآن‌ بيان‌ نموده‌ است‌.

هفت‌ بار كلمه‌ الاسلام‌ بكار رفته‌ و مابقي‌ در كلمات‌ گوناگون‌ استعمال‌شده‌ است‌ كه‌ چند مورد آن‌ ذكر ميشود:

-          «وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً» . [سوره النساء (4): آيه 125]

ترجمه‌ : كدام‌ دين‌ بهتر از آنست‌ كه‌ شخص‌ خودش‌ را تسليم‌ حكم‌ خداكند و نيكوكار هم‌ باشد و از آئين‌ حنيف‌ ابراهيم‌ (عليه‌ السلام‌) پيروي‌ كند؟

-          « مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ » . [سوره الحج (22): آيه 78]

ترجمه‌ : اسلام‌ آئين‌ پدر شما ابراهيم‌ عليه‌ السلام‌ مي‌ باشد، او شما را مسلمان‌ ناميده‌ است‌.

-          « رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ » . [سوره البقرة (2): آيه 128]

ترجمه‌ : (حضرت‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ گفتند:) پروردگارا ، ما را تسليم‌ فرمان‌ خود گردان‌ و از فرزندان‌ ما نيز امتي‌ را مسلم‌ قرار بده‌.

-          « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » . [سوره الزمر (39): آيه 22]

آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى پذيرش اسلام گشود و بهره مند نورى از سوى پروردگار خويش است همانند كسى است كه ايمان ندارد؟

خدايا:

آئينه‌ دل‌ ما را به‌ نور اخلاص‌ روشني‌ بخش‌ وزنگار شرك‌ و آنچه‌ غيرتوست‌ را از لوح‌ دلهاي‌ ما پاك‌ گردان‌ و راه‌ اصلي‌ سعادت‌ و نجات‌ را به‌ اين‌بيچارگان‌ بيابان‌ حيرت‌ و ضلالت‌ بنما.

ما را با دوستي‌ خود و خاصان‌ درگاهت‌ از اين‌ سراي‌ درگذران‌ و دروقت‌ مرگ‌ و بعد از آن‌ با ما بالطف‌ و رحمت‌ خود رفتار نما.

انّه‌ ولي‌ّ التوفيق‌

عبدالعلی سليمانی بروجنی

 

تعريف‌ دين‌

دين‌ از نظر لغت‌ اسمي‌ است‌ براي‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ پرستش‌ خدا كرده ‌شود.

دين‌ در اصطلاح‌ قرآن‌ همان‌ روش‌ زندگي‌ است‌ كه‌ تنها راه‌ سعادت‌انسان‌ است‌.

فرقي‌ كه‌ ميان‌ دين‌ و يك‌ قانون‌ اجتماعي‌ ميتوان‌ يافت‌ اين‌ است‌ كه ‌دين‌ از ناحيه‌ پروردگار عالم‌ و قانون‌ اجتماعي‌ مولود افكار بشر مي‌باشد.

دين‌ در نتيجه‌ پيوندي‌ كه‌ ميان‌ زندگي‌ اجتماعي‌ انسان‌ و پرستش‌خداي‌ متعال‌ داده‌ است‌، در همة‌ اعمال‌ فردي‌ و اجتماعي‌ براي‌ انسان‌مسئوليت‌ خدائي‌ ايجاد كرده‌، انسان‌ را در همة‌ حركات‌ و سكنات‌ خودمسئول‌ خداي‌ متعال‌ ميداند.

انسان‌ بحكم‌ طبيعت‌ و سرشت‌ خدادادي‌ دين‌ ميخواهد، چون‌بحسب‌ فطرت‌ براي‌ سعادت‌ خود سببي‌ مي‌ خواهد كه‌ مغلوب‌ نباشد، تكيه‌گاهي‌ را طالب‌ است‌ كه‌ هرگز منهدم‌ نشود تا زندگي‌ خود را با آن‌ مرتبط‌ سازدو آرامش‌ دروني‌ واقعي‌ پيدا كند.

دين‌ عقايد و دستورهاي‌ علمي‌ و اخلاقي‌ است‌ كه‌ توسط‌ پيامبر الهي‌

براي‌ راهنمايي‌ و هدايت‌ بشر آورده‌ شده‌ است‌.

دين‌ مراقبت‌ و نگهداري‌ انسان‌ را بدست‌ يك‌ نگهبان‌ دروني‌ مي‌سپارد كه‌ در كارش‌ هرگز غفلت‌ و اشتباه‌ راه‌ ندارد.

دين‌ از نخستين‌ روز پيدايش‌ بشر همراه‌ وي‌ بوده‌ است‌، زيرا چنانچه‌در قرآن‌ كريم‌ و كتب‌ آسماني‌ ديگر تصريح‌ شده‌، نسل‌ كنوني‌ بشر به‌ دو نفرمرد و زن‌ منتهي‌ است‌، كه‌ آدم‌ و همسرش‌ حوّا ناميده‌ شده‌اند.

آدم‌ پيغمبر بوده‌ و وحي‌ هاي‌ آسماني‌ بر وي‌ نازل‌ ميشده‌ است‌.

دستورات‌ ديني‌ او بسيار ساده‌ و مشتمل‌ بر كلياتي‌ چند بوده‌ مانند:

ـ انسان‌ بايد به‌ ياد خدا باشد.

ـ بهمديگر خصوصاً پدر و مادر نيكي‌ و احسان‌ كنيد.

ـ از فساد و قتل‌ و كارهاي‌ زشت‌ دوري‌ نمائيد.

ديني‌ كه‌ همه‌ پيامبران‌ مردم‌ را بسوي‌ آن‌ دعوت‌ كرده‌ اند عبارت‌ ازخدا پرستي‌ و تسليم‌ در برابر دستورات‌ اوست‌.

علماء اديان‌ با آنكه‌ راه‌ حق‌ را از باطل‌ تشخيص‌ ميدادند بواسطة‌تعصب‌ و دشمني‌ زير بار حق‌ نرفته‌ هر يك‌ راهي‌ را پيش‌ گرفتند، در نتيجه‌اديان‌ مختلف‌ در روي‌ زمين‌ پديدار شده‌ است‌.

 

تعريف‌ اسلام‌

اسلام‌ از نظر لغت‌: به‌ معناي‌ گردن‌ نهادن‌، فرمانبرداري‌ و تسليم‌ شدن ‌است‌.

لغت‌ اسلام‌ به‌ معني‌ تسليم‌ و نشان‌ دهنده‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ اولين‌شرط‌ مسلمان‌ بودن‌، تسليم‌ واقعيتها و حقيقتها قرار گرفتن‌ است‌.

اسلام‌ دين‌ حقيقت‌ گرا و واقع‌ گرا است‌، ملاك‌ اسلام‌ اين‌ است‌ كه ‌انسان‌ بداند و در مقابل‌ حقيقت‌ تسليم‌ باشد و تنها دانستن‌ و كشف‌ حقيقت‌كردن‌ براي‌ اينكه‌ يك‌ نفر مسلمان‌ باشد كافي‌ نيست‌.

اسلام‌ نام‌ يگانه‌ دين‌ خداست‌ كه‌ همة‌ پيامبران‌ براي‌ آن‌ مبعوث‌ شده ‌و مردم‌ را به‌ آن‌ دعوت‌ نموده‌اند كه‌ صورت‌ جامع‌ و كامل‌ آن‌ توسط‌ آخرين‌ پيام‌ آور آسماني‌ حضرت‌ محمد بن‌ عبدالله‌ صلي‌ اله‌ عليه‌ و آله‌ به‌ مردم ‌ابلاغ‌ گرديد.

شريعت‌ خاتم‌ پيامبران‌ آخرين‌ و كاملترين‌ شرايع‌ الهي‌ بوده‌ كه‌ با آمدن‌ آن‌ شرايع‌ ديگر منسوخ‌ شده‌ است‌، زيرا با وجود كامل‌ نيازي‌ به‌ ناقص‌نمي‌ باشد.

 

ويژگيهاي‌ اسلام‌ در يك‌ نگاه‌

ـ در رأس‌ برنامه‌ هاي‌ اسلام‌ هدايت‌ انسان‌ است و به‌ راهي‌ هدايت‌ مي‌ كند كه‌ سعادت‌ و عمران‌ دنيا و آخرت‌ او را در بردارد.

ـ اسلام‌ روي‌ توجهي‌ كه‌ به‌ بشر دارد آمده‌ است‌ او را از اعوجاجها و انحرافهائي‌ كه‌ براي‌ خود بشر تباهي‌ مي‌ آورد نجات‌ بدهد و او را از ضلالت ‌به‌ راه‌ مستقيم‌ هدايت‌ ببرد.

براي‌ همه‌ چيز يعني‌ از طبيعت‌ تا ماوراء طبيعت‌ تا عالم‌ الوهيّت ‌اسلام‌ برنامه‌ و تز دارد.

اسلام‌ زبان‌ مخصوص‌ به‌ خود دارد كه‌ به‌ فراخور فهم‌ و استعداد، هركس‌ ميتواند از آن‌ بهره‌ مند شود.

ـ شناخت‌ خدا، جهان‌ يا آيات‌ آفاقي‌، انسان‌ يا آيات‌ انفسي‌، تاريخ‌ يا سرگذشت‌ اجتماعي‌ اقوام‌ و ملل‌، عقل‌ و قلب‌ مورد توجه‌ اسلام‌ است‌.

ـ عقل‌ مورد احترام‌ اسلام‌ و او را پيامبر باطني‌ خدا مي‌ شمارد، بر همين‌ اساس‌ با هر نوع‌ مستي‌ و استعمال‌ هر چيزيكه‌ مست‌ كننده‌ باشد مطلقاً و بعلت‌ ضديت‌ آن‌ با عقل‌ مخالف‌ است‌.

ـ هر كاري‌ كه‌ مفيد فايده‌اي‌ نباشد از نظر اسلام‌ لغو و ممنوع‌ است‌.

ـ قاعده‌ ضرر يك‌ قاعده‌ كلي‌ است‌ در اسلام‌ كه‌ حق‌ و تو در مورد هر قانوني‌ را دارد كه‌ منتهي‌ به‌ ضرر گردد.

ـ هر مبادله‌ و گردش‌ ثروتي‌ بايد از روي‌ آگاهي‌ كامل‌ طرفين‌ بوده‌ واطلاعات‌ لازم‌ قبلاً كسب‌ شده‌ باشد و گر نه‌ معاملات‌ جاهلانه‌ و ريسكي‌، غرر و باطل‌ است‌.

استثمار يعني‌ بهره‌ كشي‌ بلا عوض‌ از كار ديگران‌ را اسلام‌ به‌ هر شكل‌ ناروا و مطرود مي‌ شمارد.

اسلام‌ دشمن‌ بيكاري‌ و بيكارگي‌ است‌، انگل‌ بودن‌ و كَل‌ّ بر جامعه‌بودن‌ را به‌ هر صورت‌ مورد سرزنش‌ قرار داده‌ است‌.

گسترش‌ دادن‌ به‌ زندگي‌ براي‌ رفاه‌ عائله‌، مادام‌ كه‌ به‌ تضييع‌ حقي‌ يا به‌ اسراف‌ و تبذير و يا به‌ ترك‌ تكليفي‌ منتهي‌ نشود مجاز بلكه‌ ممدوح‌ و مورد تشويق‌ است‌.

حقوِق اسلام‌ يك‌ حقوقِ مترقي‌ و متكامل‌ و جامع‌ است‌، قوانين‌ آن‌ با هيچ يك‌ از پيشرفتهاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ مخالف‌ نبوده‌ و اساساً يك ‌شريعت‌ ترقی خواه‌ است‌ و ما را به‌ ترقي‌ جامعه‌ اي‌ كه‌ سرشار از استعدادها و تقواي‌ انساني‌ و عدالت‌ اجتماعي‌ است‌ راهنمائي‌ مي‌ كند.

ديني‌ است‌ آسان‌ كه‌ به‌ انسان‌ سخت‌ گيري‌ نمي‌ كند، شريعت‌ اسلام‌ سمحة‌ سهله‌ است‌ يعني‌ تكاليف‌ دست‌ و پاگير و شاق و حرج‌ آميز در آن‌ وضع‌ نشده‌ است‌، زندگي‌ گريز و رهبانيت‌ نيست‌، راه‌ آخرت‌ را در متن ‌زندگي‌ و مسئوليتهاي‌ آن‌ مي‌داند.

در اسلام‌ همة‌ راهها به‌ توحيد منتهي‌ مي‌ شود. اخلاق اسلامي‌، تربيت‌ اسلامي‌، سياست‌ اسلامي‌، اقتصاد و اجتماع‌ اسلامي‌ از توحيد سرچشمه‌ ميگيرد و به‌ توحيد پايان‌ مي‌ يابد. هيچگونه‌ خدشه‌ اي‌ را در توحيد، چه‌ توحيد نظري‌ و چه‌ توحيد عملي‌ نمي‌ پذيرد. انديشه‌ها، رفتارها و كردارهاي‌ اسلامي‌ از خدا آغاز مي‌ شود و به‌ خدا پايان‌ مي‌ يابد.

اسلام‌ در پيشرفت‌ خود به‌ وسائل‌ غير طبيعي‌ دست‌ نمي‌ زند و چون‌ به‌ حقانيت‌ خود اطمينان‌ و اعتماد دارد و هيچگونه‌ نقطة‌ مبهم‌ و تاريكي‌ در راه‌ خود نمي‌ بيند، لذا:

1ـ هيچ‌ مطلب‌ حقي‌ را پوشيده‌ نمي‌ دارد و به‌ پيروان‌ خويش‌ نيز اجازه‌ نمي‌ دهد كه‌ حقي‌ را بپوشانند و كتمان‌ حقايق‌ را از گناهان‌ بزرگ‌ معرفي‌ مي‌ كند.

2ـ پيروان‌ خود را امر فرموده‌ كه‌ دربارة‌ حقايق‌ و معارف‌، آزادانه ‌بتفكّر بپردازند.

طبق‌ دستور اسلام‌ بايد هدف‌ اصلي‌ را اخلاق قرار داد و قوانين‌ و مقررات‌ بر اساس‌ آن‌ بنا نهاده‌ شود.

- رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلي‌ الله عليه‌ و اله‌ : إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ‏ مَكَارِمَ‏ الْأَخْلَاق‏ . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏68 ص : 372

ترجمه‌: پيامبر اكرم‌ صلي‌ الله عليه‌ و اله‌ فرمود: براستي‌ من‌ براي‌ تكميل‌ اخلاق (شرايع‌ گذشته‌) مبعوث‌ شده‌ام‌.

 

تفاوت‌ شريعت‌ اسلام‌ با شرايع‌ ديگر

شريعت‌ در لغت‌ به‌ معني‌؛ راه‌، روش‌ و آيين‌ آمده‌ است‌.

مسّلم‌ است‌ كه‌ تمام‌ پيامبران‌ الهي‌ براي‌ دعوت‌ مردم‌ بسوي‌ كلمه‌توحيد و دين‌ حق‌ فرستاده‌ شده‌اند ولي‌ همة‌ آنها داراي‌ كتاب‌ آسماني‌ وشريعت‌ مستقل‌ نبوده‌، قرآن‌ كريم‌ نام‌ بيست‌ نفر آنان‌ را برشمرده‌ است‌ و در اين‌ باره‌ چنين‌ مي‌فرمايد:

-          « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏ » . [سوره الشورى (42): آيه 13]

در اين‌ آيه‌ شريفه‌ تعداد پيامبران‌ صاحب‌ كتاب‌ و شريعت‌ را پنج‌ تن‌ برشمرده‌ كه‌ آنان‌ را اولوالعزم‌ گويند:

1ـ حضرت‌ نوح‌ عليه‌ السلام‌.

2ـ حضرت‌ ابراهيم‌ عليه‌ السلام.‌

3ـ حضرت‌ موسي‌ عليه‌ السلام‌.

4ـ حضرت‌ عيسي‌ عليه‌ السلام‌.

5 ـ حضرت‌ محمد صلي‌ الله عليه‌ و آله‌.

تفاوت‌ عمدة‌ شريعت‌ اسلام‌ با ساير شرايع‌ گذشته‌ به‌ قرار زير است‌:

1 ـ تاريخ‌ زندگيشان‌ چندان‌ روشن‌ و بدون‌ ابهام‌ نيست‌.

2 - عدم‌ دسترسي‌ به‌ كتب‌ آسماني‌ آنها بعلت‌ تحريف‌ و مسائل‌ديگر.

اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ زندگي‌ آخرين‌ پيامبر الهي‌ حضرت‌ محمد بن‌ عبدالله بطور مضبوط‌ شامل‌ سرگذشت‌، رفتار و اخلاق و موعظه‌هاي‌ آن‌ حضرت‌ در تمام‌ مسائل‌ و از طرق گوناگون‌ الآن‌ در اختيار مي‌باشد.

و مهمتر اين‌ كه‌ بزرگترين‌ سند و معجزه‌ آن‌ حضرت‌ يعني‌ كتاب‌آسماني‌ قرآن‌ بطور كامل‌ و بدون‌ هيچگونه‌ اضافه‌ و نقصاني‌ با همّت‌ و فداكاري‌ مسلمانان‌ صدر اسلام‌ تاكنون‌ در دسترس‌ تمامي‌ انسانهاي‌ حق‌ جو قرار دارد.

 

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ فرد و جامـعه‌

تعاليم‌ اسلام‌ چون‌ براي‌ هدايت‌ هميشگي‌ بشر است‌، طرح‌ نجات‌ و رهائي‌ و كمال‌ و سعادت‌ بشر را ارائه‌ مي‌ دهد. از اين‌ رو فرد و جامعه‌ هر دو مورد توجه‌ آن‌ بوده‌ و براي‌ قرب‌ به‌ حق‌ معيارهائي‌ را ارائه‌ مي‌ دهد كه‌ همه‌آنها متكي‌ بر فلسفة‌ خاص‌ مي‌ باشد.

مقررات‌ دين‌ اسلام‌ كه‌ از جانب‌ آفريدگار جهان‌ فرستاده‌ شده‌ طوري ‌است‌ كه‌ هر فردي‌ از افراد بشر و هر جامعه‌اي‌ از جوامع‌ انساني‌ آنها را بكارگيرد، بهترين‌ شرائط‌ زندگي‌ و مترّقي‌ترين‌ كمال‌ انساني‌ براي او فراهم‌ خواهدشد.

اسلام‌ بطور مسلّم‌ با اينكه‌ ديني‌ است‌ اجتماعي‌ و براي‌ جامعه ‌شخصيت‌ قائل‌ است‌، اما در عين‌ حال‌ نظام‌ اجتماعي‌ اسلامي‌ حقوق و امتيازات‌ واقعي‌ افراد را ناديده‌ نمي‌ گيرد، فرد را از نظر شخصي‌ در مقابل ‌اجتماع‌ ناچيز نمي‌ شمارد، بلكه‌ فرد را مسئول‌ جامعه‌ دانسته‌ و حقوق آزادي‌ او را از نظر سياسي‌، اقتصادي‌، قضائي‌ و اجتماعي‌ مورد توجه‌ قرارداده‌ است‌.

براي‌ انسان‌ پيش‌ از آنكه‌ نطفه‌اش‌ منعقد شود تا پس‌ از مرگ‌ قانون‌ وضع‌ كرده‌ است‌. هيچ‌ موضوع‌ حياتي‌ نيست‌ كه‌ اسلام‌ تكليفي‌ براي‌ آن‌ مقرر نداشته‌ و حكمي‌ دربارة‌ آن‌ نداده‌ باشد.

قانون‌ اسلام‌ در تمدن‌ جهان‌ پيشقدم‌ همة‌ قانونهاست‌ كه‌ با عملي ‌شدن‌ آن‌ مدينه‌ فاضله‌ تشكيل‌ مي‌ شود.

مكتبي‌ است‌ جامع‌ و واقع‌ گرا كه‌ به‌ همة‌ جوانب‌ نيازهاي‌ انساني‌ اعم‌ از دنيايي‌ يا آخرتي‌، جسمي‌ يا روحي‌، عقلي‌ يا فكري‌، احساسي‌ يا عاطفي‌، فردي‌ يا اجتماعي‌ توجه‌ شده‌ است‌. در اين‌ رابطه‌ خوب‌ است‌ دست‌ كم‌كتاب‌ گوستاولوبون‌ و كتاب‌ تاريخ‌ تمدن‌ اسلامي‌ ديده‌ شود.

راجع‌ به‌ اجتماع‌ هم‌ نظر دارد، مسائلي‌ دارد كه‌ مربوط‌ به‌ همة‌ بشراست‌، آمده‌ است‌ كه‌ همة‌ بشر را به‌ اين‌ صورتي‌ كه‌ مي‌ خواهد درآورد، يعني‌كسي‌ به‌ كسي‌ به‌ اندازة‌ سر سوزني‌ تعدي‌ نكند.

در مواردي‌ كه‌ نصي‌ وارد نشده‌ باشد اصل‌ شوراء در مسائل‌اجتماعي‌ از نظر اسلام‌ اصلي‌ معتبر است‌.

حتي‌ فردي‌ ترين‌ مقررات‌ آن‌ از قبيل‌ نماز و روزه‌، رنگ‌ و بوي ‌اجتماعي‌ دارد.

از نظر اسلام‌ هيچ‌ انساني‌ برحسب‌ خلقت‌ امتياز حقوقي‌ برانسان‌ ديگر ندارد و مساوي‌ هستند و كرامت‌ و فضيلت‌ انسان‌ را در سه‌ چيز مي‌داند:

1 ـ علم‌

« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » . [سوره الزمر (39): آيه 9]

ترجمه‌ : آيا دانشمندان‌ با نادانان‌ مساوي‌ هستند؟

2 ـ جهاد در راه‌ خدا

« فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً » . [سوره النساء (4): آيه 95]

ترجمه‌ : خداوند كسانيكه‌ در راه‌ او جهاد و مبارزه‌ مي‌كنند رابرديگران‌باپاداش‌ بزرگ‌ برتري‌ داده‌ است‌.

3ـ تقوا وپاكي‌

« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » . [سوره الحجرات (49): آيه 13]

ترجمه‌ : بدرستي‌ كه‌ محبوبترين‌ شما در پيشگاه‌ خدا كسي‌ است‌ كه‌ تقواي ‌او زيادتر است‌ .

لذا آزادي‌، دموكراسي‌ و عدالت‌ در اسلام‌ زاده‌ برابري‌ و مساوات‌ انسانها بوده‌ كه‌ بر همين‌ اساس‌ بالاترين‌ و كامل‌ترين‌ آن‌ در جامعه‌ اسلامي‌ وجود خواهد داشت‌.

جامعه‌ بي‌طبقه‌ اسلامي‌ (مساوات‌ )، يعني‌ جامعة‌ بي‌ تبعيض‌، يعني‌جامعه‌اي‌ كه‌ امتيازات‌ موهم‌ در آن‌ بي‌اعتبار است‌، نه‌ جامعة‌ بي‌ تفاوت‌ كه ‌حتي‌ امتيازات‌ و مكتسبات‌ و لياقت‌ها و استعداد نيز در آن‌ اجباراً ناديده‌گرفته‌ ميشود.

با اطمينان‌ بايد گفت‌: تأثير دين‌ در زنده‌ نگه‌ داشتن‌ اجتماع‌ بسي‌قويتر و ريشه‌دارتر از روشهاي‌ غير ديني‌ است‌.

نقطه‌ هاي‌ روشن‌ و ميوه‌هاي‌  شيرين‌ مدنيّت‌ امروزي‌  جهان‌  همه‌ و همه‌ از بركات‌ آيين‌ مقدس‌ اسلام‌ و آثار زندة‌ مواديست‌ كه‌ از اين‌ دين‌ پاك ‌بدست‌ غربيها افتاده‌ است‌، زيرا اسلام‌ قرنها پيش‌ از آنكه‌ آثار تمدن‌ غرب‌ ظاهر و نمايان‌ شود، مردم‌ را بسوي‌ همان‌ مواد اخلاقي‌ دعوت‌ مي‌كرده‌است‌ كه‌ غربيها در عمل‌ كردن‌ به‌ آنها از ما پيشي‌ گرفته‌اند.

اميرالمؤمنين‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ در بستر مرگ‌ فرمود:

« اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ فَلَا يَسْبِقَنَّكُمْ إِلَى الْعَمَلِ(بِالْعَمَلِ) بِهِ غَيْرُكُم‏ » من‏لايحضره‏الفقيه ج4 ص189 باب رسم الوصية .

ترجمه: خدا را خدا را! در باره قرآن، مبادا طوري‌ رفتار كنيد كه‌ در عمل‌ به‌ قرآن‌ ديگران‌ بر شما پيشى گيرند.

بنابر اين‌ اگر ايمان‌ به‌ خدا و عمل‌ براي‌ خدا در فعاليتهاي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ و اقتصادي‌ و ساير شئون‌ زندگي‌ بشر وارد شود، پيچيده‌ترين ‌مشكلات‌ امروزي‌ جهان‌ به‌ آساني‌ حل‌ ميشود.

 

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ حكومت‌ و قانون‌

اسلام‌ دين‌ افراد مجاهدي‌ است‌ كه‌ بدنبال‌ حق‌ و عدالت‌ هستند، دين‌كساني‌ است‌ كه‌ آزادي‌ و استقلال‌ مي‌ خواهند، مكتب‌ مبارزان‌ و مردم ‌ضد استعماري‌ است‌ و تنها عبادت‌ و تعليم‌ و تعلّم‌ عبادي‌ نيست‌.

دعا و زيارت‌ يك‌ باب‌ از ابواب‌ اسلامي‌ است‌ و براي‌ سياست‌، ادارة ‌مملكت‌ برنامه‌ و تز دارد. چرا كه‌ شريعت‌ اسلام‌ كه‌ سندش‌ قرآن‌ است‌ مشتمل‌ بر همة‌ قوانين ‌مي‌ باشد. ماهيت‌ و كيفيت‌ اين‌ قوانين‌ ميرساند كه‌ براي‌ تكوين‌ دولت‌، براي‌ ادارة‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ جامعه‌ تشريع‌ گشته‌ است‌.

اسلام‌ مكتب‌ تحرّك‌ است‌ و قرآن‌ كريم‌ كتاب‌ تحرّك‌، تحرّك‌ از طبيعت‌ به‌ ماوراء طبيعت‌، تحّرك‌ از ماديت‌ به‌ معنويت‌، تحّرك‌ در راه ‌عدالت‌، تحّرك‌ در بر قراري‌ حكومت‌ عدل‌.

البته‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ دستهاي‌ پنهان‌ و آشكار زيادي‌ جهت‌ جلوگيري‌ از حكومت‌ اسلامي‌ قرار دارد كه‌ سعي‌ داشته‌ و دارند مسلمين‌ را از حقايق‌ قرآن‌ دور نگهدارند، آنان‌ را خواب‌ نگهداشته‌ تا بتوانند به‌ مقاصد شوم‌ و وحشتناك‌ خود دست‌ يابند.

در يك‌ كلام‌ تشكيل‌ حكومت‌ از ضروريات‌ مؤكد اسلام‌ است‌.

 

ديدگاه‌ اسلام‌ پيرامون‌ علم‌

تعليم‌ و يادگرفتن‌ و خواندن‌ كتاب‌ از مواردي‌ است‌ كه‌ در تعاليم‌ اسلام‌ به‌ آن‌ توجه‌ شده‌ است‌.

قرآن کريم می فرمايد:

« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » . [سوره العلق (96): آيه 1]

پيشواي‌ بزرگ‌ اسلام‌ فرموده‌ است‌:

«جوياي‌ دانش‌ بودن‌ فريضة‌ هر مسلماني‌ است‌، حكمت‌ را هر كجا و در دست‌  هر كس‌ ديديد فراگيريد و لو معلم‌ يك‌ مشرك‌ باشد.»

اسلام‌ جهل‌ و ناداني‌ را نكوهش‌ مي‌ كند و علم‌ و دانش‌ را مي‌ ستايد و پيروان‌ خود را به‌ كسب‌ علم‌ و فضيلت‌ تشويق‌ مي‌ نمايد.

سراسر معارف‌ عاليه‌ اسلامي‌ شاهد اين‌ مدعاست‌.

 

منابع‌ تفكر در اسلام‌

در اسلام‌ بطور كلي‌ با صرف‌ انرژي‌ فكري‌ در مسائلي‌ كه‌ نتيجه‌اي‌ جزخسته‌ كردن‌ فكر ندارد، يعني‌ راه‌ تحقيق‌ براي‌ انسان‌ در آنها باز نيست‌ و همچنين‌ مسائلي‌ كه‌ فرضاً قابل‌ تحقيق‌ باشد ولي‌ فايده‌اي‌ به‌ حال‌ انسان ‌ندارد مخالفت‌ شده‌ است‌.

قرآن‌ سه‌ موضوع‌ براي‌ تفكر مفيد و سودمند ارائه‌ مي‌ دهد:

1ـ طبيعت‌:

« قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » . [سوره يونس (10): آيه 101]

ترجمه‌: (اي‌ پيامبر به‌ مردم‌)بگو: دقت‌ و مطالعه‌ كنيد در آسمانها و زمين‌كه‌ چه‌ چيزهايي‌ وجود دارد.

بنابر اين‌ هر امر محسوسي‌ را كه‌ بشر در اطراف‌ خود مي‌بيند به ‌عنوان‌ موضوعاتي‌ كه‌ دربارة‌ آن‌ بايد دقيقاً انديشه‌، تفكر و نتيجه‌گيري‌ كند مورد توجه‌ قرار داده‌ شده‌ است‌.

2ـ تاريخ‌:

« قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ » . [سوره آل‏عمران (3): آيه 137]

ترجمه‌: پيش‌ از شما سنتها و قانونهائي‌ عملاً به‌ وقوع‌ پيوسته‌ است‌، پس‌ در زمين‌ و آثار تاريخي‌ گذشتگان‌ گردش‌ و كاوش‌ كنيد و بنگريد پايان‌ كار كساني‌ كه ‌حقايقي‌ را كه‌ از طريق‌ وحي‌  به‌ آنها عرضه‌ داشتيم‌ دروغ‌ پنداشتند  به‌  كجا منتهي‌ شد.

تاريخ‌ بشر و تحولات‌ آن‌ بر طبق‌ يك‌ سلسله‌ سنن‌ و نواميس‌ صورت‌ مي‌گيرد، عزتها و ذلتها، موفقيتها، شكستها، خوشبختيها و بدبختيهاي ‌تاريخي‌ حسابهاي‌ دقيق‌ و منظم‌ دارد كه‌ با شناخت‌ دقيق‌ آنها مي‌توان‌ تاريخ‌ حاضر را تحت‌ فرمان‌ درآورد و به‌ سود سعادت‌ خود و مردم‌ حاضر از آن ‌بهره‌گيري‌ كرد.

3ـ ضمير انسان‌:

« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » . [سوره فصلت (41): آيه 53]

قرآن‌ ضمير انساني‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ منبع‌ معرفت‌ ويژه‌ نام‌ مي‌برد و انسان‌ را به‌ تفكر پيرامون‌ آن‌ راهنمايي‌ مي‌كند.

 

مهمترين‌ دستورات‌ اسلام‌

اسلام‌ مكتبي‌ است‌ كه‌ بر خلاف‌ مكتبهاي‌ غير توحيدي‌ در تمام‌ شئون‌ فردي‌ و اجتماعي‌، مادي‌ و معنوي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌، نظامي‌ واقتصادي‌ دخالت‌ و نظارت‌ دارد و از هيچ‌ نكتة‌ و لو بسيار ناچيز كه‌ در تربيت ‌انسان‌ و جامعه‌ و پيشرفت‌ مادي‌ و معنوي‌ نقش‌ دارد فروگذاري‌ نكرده‌ و موانع‌ و مشكلات‌ سر راه‌ تكامل‌ را در اجتماع‌ و فرد گوشزد نموده‌ و به‌ رفع‌آنها كوشيده‌ است‌.

اسلام‌ همه‌ چيز انسان‌ را مي‌ سازد، عقل‌، اخلاق، آداب‌ ظاهري‌ و فردي‌، روابط‌ اجتماعي‌ و خانوادگي‌، رابطه‌ پدر و مادر با فرزند و بالعكس‌، آداب‌ همسرداري‌ و... براي همه‌ موارد اسلام‌ ‌ دستور مخصوص‌ به ‌خودش‌ را دارد.

ولي‌ بطور كلي‌ مجموعه‌ تعاليم‌ و دستورات‌ اسلامي‌ را مي‌ توان‌ در سه‌ بخش‌ خلاصه‌ نمود:

الف‌ ـ اصول‌ عقايد:

يعني‌ چيزهائيكه‌ وظيفه‌ هر فرد كوشش‌ دربارة‌ تحصيل‌ عقيده‌ دربارة ‌آنهاست‌.

كاري‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ بر عهده‌ انسان‌ است‌ از نوع‌ كار تحقيقي‌ و علمي‌است‌.

ب‌ ـ اخلاقيات‌:

يعني‌ خصلتهائي‌ كه‌ وظيفه‌ يك‌ فرد مسلمان‌ است‌ ، خويشتن‌ را به‌ آن ‌خصلتها و خوبيها بيارايد و از اضداد آنها خود را دور نگهدارد.

كاري‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ بر عهده‌ انسانست‌ از نوع‌ مراقبت‌ نفس‌ و خودسازي‌ است‌.

ج‌ ـ احكام و مسائل شرعی‌:

يعني‌ دستورهائي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ فعاليتهاي‌ خارجي‌ و عيني‌ انسان‌ اعم ‌از فعاليتهاي‌ معاشي‌ و معادي‌، دنيوي‌ و اخروي‌، فردي‌ و اجتماعي‌ است‌.

اصول‌ عقايد اسلامي‌ بر حسب‌ مذهب‌ شيعه‌ پنج‌ اصل‌ است‌:

1ـ توحيد

2ـ عدل‌

3ـ نبوت‌

4ـ امامت‌

5ـ معاد

اسلام‌ دربارة‌ اصول‌ عقايد كه‌ وظيفه‌ هر فرد تحصيل‌ عقيدة‌ صحيح ‌دربارة‌ آنهاست‌ تقليد و تعبد را كافي‌ نمي‌ داند بلكه‌ لازم‌ ميداند كه‌ هر فرد مستقلاً و آزادانه‌ صحت‌ آن‌ عقايد را به‌ دست‌ آورد.

از ديد اسلام‌ عبادت‌ منحصر به‌ عبادات‌ بدني‌ نيست‌ مانند، نماز و روزه‌ يا عبادات‌ مالي‌ مانند، خمس‌ و زكاة‌، نوع‌ ديگر از عبادات‌ هم‌ هست‌ و آن‌ عبادت‌ فكري‌ است‌. تفكر يا عبادت‌ فكري‌ اگر در مسير تنبه‌ و بيداري‌ انساني‌ قرار گيرد از سالها عبادت‌ بدني‌ برتر و ارزشمندتر است‌.

 

آيا دستـورات‌ اسـلام‌ براي‌ زمان‌ خاصـي‌ اسـت‌؟

در قران‌ كريم‌ گواههايي‌ است‌ بر اين كه‌ قرآن‌ و احكام‌ اسلام‌ براي ‌هميشه‌ و همه توده بشر است‌ كه‌ بعضي‌ از آنها ذكر ميشود:

1ـ  « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » . [سوره فصلت (41): آيه 42 - 41]

ترجمه‌: همانا اين‌ قرآن‌ كتابي‌ است‌ گرامي‌ كه‌ نه‌ در زمان‌ خود و نه‌ پس‌ از خود خط‌ باطل‌ بر آن‌ كشيده‌ نمي‌ شود و هيچ  قانوني‌ آن‌ را باطل‌ نمي‌ كند.

2ـ آيات‌ 47ـ48ـ49ـ50 از سورة‌ مائده‌:

«... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ .

... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .

... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ .

... وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ » . [سوره المائدة (5): آيه 50-44]

دلالت‌ دارد بر اين كه‌ هيچ‌ كس‌ حق‌ قانونگذاری  ندارد، هيچ‌ كس‌ حق ندارد حكم‌ بكند به‌ غير آن ‌احكام و فرمان هايی كه‌ خدا نازل‌ كرده‌ است‌.

3ـ  « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ » . [سوره آل‏عمران (3): آيه 85]

و هر كس غير از اسلام و تسليم در برابر فرمان حق آيينى اختيار كند هرگز از وى پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران است.

4ـ  « وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً » . [سوره فاطر (35): آيه 43]

و هرگز برای طريقه حق و سنّت الهى دگرگونى و تغيير نخواهى يافت.

5ـ  « تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً » . [سوره الفرقان (25): آيه 1]

بزرگوار و پاك خداوندى است كه قرآن را برای تشخيص حق از باطل بر بنده خاص خود نازل فرمود تا بيم دهنده ای برای اهل عالم باشد.

« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى‏ لِلْعالَمِينَ » . [سوره الأنعام (6): آيه 90]

ای پيامبر! بگو در برابر رسالتم برای هدايت شما هيچ مزد و پاداشى نمى‏خواهم و اين رسالت تنها پند و اندرز براى مردم جهان است.

7ـ  « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » . [سوره الأنبياء (21): آيه 107]

و اى پيامبر! ما تو را فقط برای اين فرستاديم که رحمت و خير محض براى اهل جهان باشى.

در اين‌ آيات‌ و بسياري‌ ديگر كه‌ به‌ همين‌ مضمون‌ وارد شده‌، خداوند پيامبر اسلام‌ را بيم‌ دهنده‌ و رحمت‌ براي‌ تمام‌ جهانيان‌ معرفي‌ نموده‌ و قرآن ‌را تذكر و قانون‌ همه‌ جهانيان‌ قرار داده‌ است‌.

8ـ  « ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » . [سوره الأحزاب (33): آيه 40]

محمّد(صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرستاده خداوند متعال و آخرين پيام آور الهی است و پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست.

به‌ حكم‌ اين‌ آيات‌ قانون‌ اسلام‌ كه‌ آخرين‌ قوانين‌ الهي‌ است‌ براي‌ هميشه‌ و همه‌ افراد بشر خواهد بود و چون‌ كامل‌ و مناسب‌ هر زماني‌ است‌، نسخ‌ نمي‌ شود و نسخ‌ آن‌ نيز خارج‌ از خرد است‌.

اسلام‌ براي‌ هدايت‌ مردم‌ و گسترش‌ حق‌ راهي‌ را انتخاب‌ كرده‌ كه‌ با فطرت‌ و آفرينش‌ انسان‌ موافق‌ و سازگار مي‌باشد و آن‌ تبليغ‌ و دعوت‌ است ‌كه‌ با روشن‌ نمودن‌ حقايق‌، غريزه‌ واقع‌ بيني‌ و سعادت‌ خواهي‌ بشر را بيدار نموده‌ او را به‌ آساني‌ بدست‌ حق‌ مي‌ سپارد.

هدف‌ اصلي‌ اسلام‌ زنده‌ شدن‌ حق‌ و از بين‌ رفتن‌ باطل‌ است به‌ همين‌ دليل‌ پيمودن‌ راه‌ باطل‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ حق‌ همچون‌ استفاده‌ از وسائل‌ غير طبيعي‌ مثل‌ زور و خشونت‌ را سبب‌ از بين‌ رفتن‌ خود حق‌ مي‌ داند.

ديني‌ كه‌ بر اساس‌ علم‌ و ايمان‌ پايه‌ گذاري‌ شده‌ از آن برتر است‌ كه ‌براي‌ پيشرفت‌ مقاصد عالي‌ خود و ايجاد ايمان‌ در دلهاي‌ مردم‌ به‌ شمشير متوسل‌ شود. به‌ همين‌ سبب‌ اسلام‌ براي‌ پيشرفت‌ خواسته‌هاي‌ خود راه ‌نيرنگ‌، ترور، دروغ‌ پردازي‌ و شعبده‌ بازيهاي‌ سياسي‌ را نپيموده‌ است‌.

 

علت‌ عقب‌ ماندگي‌ مسلمين‌ در زمان‌ ما؟

سؤال‌ به‌ جا و قابل‌ بررسي‌ دقيق‌ است‌ كه‌ چرا وضع‌ مسلمين‌ با توجه‌ به‌ دستورات‌ عاليه‌ اسلام‌ چنين‌ است‌؟

تمدن‌ جامعه‌ اسلامي‌ را ميتوان‌ در سه‌ زمان‌ بررسي‌ كرد:

1ـ نيم‌ قرن‌ اول‌:

گرچه‌ در ابتداء پيروان‌ آن‌ افراد كمي‌ بودند، اما وقتي‌ با رسول‌ اكرم‌صلي‌ الله عليه‌ واله‌ بيعت‌ نمودند، بخاطر تعهد و اعتقاد راسخ‌ به‌ اسلام‌، استقامت‌ و شهادت‌ طلبي‌ آنها در مدت‌ كوتاه‌ توانستند بر دو امپراتوري‌ بسيار بزرگ‌ آن‌ زمان‌ يعني‌ روم‌ و ايران‌  غلبه‌ كنند.

2ـ از نيمه‌ دوم‌ قرن‌ اول‌ تا قرن‌ دوازدهم‌:

اين‌ دوران‌ را ميتوان‌ دوران‌ شكوفائي‌ استعدادهاي‌ دروني‌ جامعه‌ اسلامي‌ دانست‌ كه‌ اثر آن‌ در پيشبرد تكنولوژي‌ كنوني‌ بشر بر آگاهان‌ فن‌پوشيده‌ نيست‌.

3ـ از حدود دو قرن‌  گذشته‌  تاكنون‌:

اين‌ دوران‌ را ميتوان‌ از مصيبت‌بارترين‌ زمان‌ جامعه‌ مسلمين‌ دانست‌، چون‌ استعمارگران‌ و دشمنان‌ دين‌ توانستند با نيرنگهاي‌ فاسد به‌ اهداف‌شوم‌ خود دسترسي‌ پيدا كنند كه‌ علت‌ عمده‌ آنرا ميتوان‌ در ميان‌ خود مسلمانها جستجو كرد.

بطور كلي‌ ميتوان‌ علت‌ اصلي‌ عقب‌ ماندگي‌ مسلمين‌ را تاكنون‌ چنين‌ برشمرد:

1ـ جدائي‌ و فاصله‌ از رهبري‌ دين‌.

2ـ تفرقه‌ و دور شدن‌ از دستورات‌ اصلي.‌

3ـ تكيه‌ بر ظن‌ و گمان‌ به‌ جاي‌ علم‌ و يقين.‌

4ـ ميلها و هواهاي‌ نفساني‌، راحت طلبی و بی توجهی به ديگران.

5ـ شتابزدگي‌.

6ـ سنت‌ گرائي‌ و گذشته‌نگري‌ قومي‌.

7ـ شخصيت‌ گرائي‌.

8ـ عدم‌ شناخت‌ دشمنان‌ و دوستان‌ واقعي‌.

 

وظيفه‌ همگان‌ پيرامون‌ اسلام‌

امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر در اسلام‌ پايه‌ و استوانه‌ ساير فرائض ‌اسلامي‌ است‌. اين‌ اصل‌ مسلمان‌ را در حال‌ يك‌ انقلاب‌ فكري‌ مداوم‌ و اصلاح‌ جوئي‌ جاودان‌ و مبارزة‌ پيگير و نا آرام‌ با فسادها و تباهي ها نگه ‌مي‌دارد.

امروز بالاترين‌ معروفها معرفي‌ اسلام‌ عزيز است‌.

امروز غريب‌ ترين‌ چيزها در دنيا همين‌ اسلام‌ است‌ و نجات‌ آن‌ قرباني‌ مي‌خواهد و دعا كنيد من‌ نيز يكي‌ از قرباني‌ هاي‌ آن‌ گردم‌.

بايد علماء و روشنفكران‌ و محققان‌ به‌ داد اسلام‌ برسند و آنرا از غربتي‌ كه‌ دامنگيرش‌ شده‌ است‌ نجات‌ دهند و بيش‌ از اين‌ ذلت‌ و حقارت‌ را تحمل‌ نكنند.

قوانين‌ و آثار اجتماعي‌ و فوائد آنرا بايد نوشت‌ و نشر داد، روش‌ تبليغ ‌و فعاليت‌ها را بايد تكميل‌ كرد و در اين‌ راه‌ بايد اعتماد به‌ نفس‌ داشت‌ و مطمئن‌ بود كه‌ موفقيت‌ صددرصد است‌.

اگر اسلام‌ معرفي‌ شود و جهان‌ بيني‌ و اصول‌ و احكام‌ و نظام‌ اجتماعي‌ آن‌ به‌ مردم‌ شناسانده‌ شود، همه‌ با اشتياق كامل‌ از آن‌ استقبال ‌مي‌كنند.

بايد احكام‌ اسلام‌ را آنطوري‌ كه‌ هست‌ به‌ دنيا معرفي‌ كرد، كه‌ ما يك ‌چنين‌ كالاي‌ بزرگي‌ داريم‌، يك‌ چنين‌ قوانين‌ مترقي‌ داريم‌ كه‌ به‌ غير محتاج ‌نيست‌ و در هر باب‌ از ابواب‌ مختلف‌ قانون‌ و مقررات‌ دارد.

در اين‌ ميان‌ مسئوليت‌ علماي‌ اسلام‌ از همه‌ افراد زيادتر است‌، بايد از همه‌ وسائل‌ موجود با روش‌ و برنامه‌ ريزي‌ و زمان‌ بندي‌ دقيق‌ استفاده‌ نمود.

همه‌ ما موظف‌ هستيم‌ حكومت‌ اسلامي‌ تشكيل‌ دهيم‌ و اولين ‌فعاليت‌ ما را در اين‌ راه‌ تبليغات‌ تشكيل‌ مي‌دهد.

بايد اسلام‌ را كه‌ مكتب‌ جهاد و مبارزه‌ است‌ در اختيار مردم‌ قرار داد تا عقائد و اخلاق خودشان‌ را از روي‌ آن‌ تصحيح‌ كنند و به‌ صورت‌ يك‌ نيروي‌ مجاهد، دستگاههاي‌ سياسي‌ جائر و استعماري‌ را سرنگون‌ كرده‌ بت‌سيادت‌ تحميلي‌ جهانخواران‌ را بشكنند و با بصيرت‌ و سياست‌ چهرة‌ منور و پراقتدار خود را آشكار سازند و حكومت‌ اسلامي‌ را برقرار سازند.

براي‌ پيشرفت‌ دين‌ لازمست‌ با هر كس‌ مطابق‌ فهمش‌ ارتباط‌ برقرار كرد.

بايد توجه‌ داشت‌ از آراء شخصي‌ در تفسير آيات‌ كريمة‌ قرآن‌ مجيد و تأويل‌ احكام‌ اسلام‌ و مدارك‌ آن‌ جداً خوداري‌ شود و ملتزم‌ به‌ احكام‌ آن‌ در همة‌ ابعادش‌ بود و مطمئن‌ بود آنچه‌ صلاح‌ جامعه‌ است‌ اعم‌ از گسترش ‌عدالت‌، برطرف‌ كردن‌ ايادي‌ ظالم‌، تأمين‌ استقلال‌ و آزادي‌، جريانات‌ اقتصادي‌، تعديل‌ ثروت‌ به‌ طور عاقلانه‌ و قابل‌ عمل‌ و عينيت‌ در اسلام ‌بطور كامل‌ مي‌باشد و محتاج‌ به‌ تأويلات‌ خارج‌ منطق‌ نيست‌.

حفظ‌ اسلام‌ يك‌ فريضه‌ الهي‌ است‌ بالاتر از تمام‌ فرائض‌، يعني‌ هيچ ‌فريضه‌اي‌ در اسلام‌ بالاتر از حفظ‌ خود اسلام‌ نيست‌، لذا بر همه‌ لازمست‌ آنرا حفظ‌ كنند كه‌ مهمترين‌ مسأله‌ در اين‌ راه‌ شناخت‌ آفت‌ هاست‌ كه‌ عبارتند از:

اسلام‌ سرمايه‌ داري‌، اسلام‌ مستكبرين‌، اسلام‌ مرفهين‌ بي‌ درد، اسلام ‌منافقين‌، اسلام‌ راحت‌ طلبان‌، اسلام‌ فرصت‌ طلبان‌، كه‌ بايد آنها را شناخت ‌و طرد كرد.

 

اسلام‌ ناب‌ محمدي‌ صلي‌ الله عليه‌ واله‌

اسلامي‌ كه‌ پرچمداران‌ آن‌ پابرهنگان‌ و مظلومان‌ و فقراي‌ جهان ‌هستند اسلام‌ ناب‌ محمدي‌ است‌ كه‌ دشمنان‌ آن‌ ملحدان‌ و كافران‌ و سرمايه‌داران‌ و پول‌ پرستانند.

اسلامي‌ كه‌ طرفداران‌ واقعي‌ آن‌ هميشه‌ از مال‌ و قدرت‌ بي‌ بهره‌بوده‌اند و دشمنان‌ حقيقي‌ آن‌ زراندوزان‌ حيله‌ گر و قدرتمداران‌ بازيگر و مقدس‌ نمايان‌ بي‌ هنرند. كه‌ آنها را بايد دقيقاً شناخت‌ و به‌ مردم‌ معرفي‌ كرد.

آخر دعوانا ان‌ الحمدلله رب‌ العالمين‌

منابع‌

1ـ قران‌ كريم‌

2ـ آثار حضرت‌ امام‌ خميني‌ رضوان‌ الله تعالي‌ عليه‌

3ـ آثار علامه‌ طباطبايي‌ صاحب‌ الميزان‌ رحمة‌ الله عليه‌

4ـ آثار علامه‌ شهيد مرتضي‌ مطهري‌ رحمة‌ الله عليه‌

 

نوع خط برای وب:

. TAHOMA

بالا

تحقيقات و مطالعات اسلام ومعارف الهی

http://www.islam-ds.ir

Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید