بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

تحقيق: 26/آبان/1388- 29 ذی القعدة 1430

آخرين بررسی:  12/خرداد/1391

 

رساله ماهيت و حقيقت غيبت


فصل1: حقيقت غيبت کردن و تعريف آن و فرق بين غيبت و بهتان.

فصل2 : شرائط غيبت کردن.

فصل3 : منحصر بودن و نبودن غيبت به زبان و کلمات مشابه غيبت.


گزيده مطالب:

غيبت از آفات زيانبار زبان است که از بزرگترين مهلكات و بدترين گناهان است كه خداى سبحان به صراحت در كتاب خود در آيات متعدد آن را مذمّت و تحريم كرده است.

طرح موضوع «غيبت» توسط شارع مقدس از معجزات آشکار است چرا که بشر با همه پيشرفتهای دقيق علمی هنوز از اهميت و توجه به اين بيماری مهلک بی خبر است تا چه رسد به اين که اين بيماری خطرناک روحی روانی را آسيب شناسی و سبب شناسی کرده تاثيرات آن ­را بررسی و در پی درمان آن چاره انديشی نمايد.

حدود هفتصد کتاب روانشناسی در اين مورد ملاحظه گرديد ولی متأسفانه حتی يک عبارت کوتاه از روانشناسان پيرامون اين موضوع مهم مشاهده نشد.

در اين رساله فقهی با الطاف الهی پيرامون «ماهيت يعنی چيستی و حقيقت غيبت» بحث شده است که حاوی سه فصل  شامل عنوان های ذيل می باشد که مبسوط ترين رساله در اين عنوان است:

فصل1: حقيقت غيبت کردن و تعريف آن و فرق بين غيبت و بهتان.

فصل2 : شرائط غيبت کردن.

فصل3 : منحصر بودن و نبودن غيبت به زبان و کلمات مشابه غيبت.

برای تعريف و حقيقت غيبت در ابتدا قرآن کريم مورد بررسی قرار گرفته، سپس روايات شريف و بعد از آن اقوال و نظريات علما و در پايان نظر اهل لغت تحقيق شده است.

در قرآن کريم غيبت تعريف نشده است و تنها به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبيه شده است، ولی از اين تشبيه می توان تعريف غيبت را بدست آورد که عبارت است از آشکار کردن عيوب مسلمان در غياب او. قرآن غيبت را آسيب خطرناک تعريف نموده و بسيار ماهرانه با رمز و تشبيه و يک مقدمه مناسب و کابردی ماهيت و حقيقت آن را بيان نموده است، می فرمايد:

{يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ} .

شايد بتوان گفت آيه کريمه سه نوع غيبت را با ظرافت و روش خاص به تصوير کشيده است.

در روايات اسلامى نيز اهميت فوق العاده‏اى به مساله «غيبت» داده شده است و كمتر گناهى است كه مجازات آن از نظر اسلام تا اين حد سنگين باشد.

تعريف و حقيقت غيبت آن ‌طور كه از منابع اسلامی استفاده مى‌شود آن است كه چيزى دربارۀ شخصى نزد مردم گفته كه اگر به گوش او برسد ناراحت و دل‌تنگ شود و به آن راضى نباشد. غيبت يک معنای عام و مشترکی است اگر مطالب ارائه شده صحيح  و درست باشد در اين صورت غيبت متحقق شده است و گر نه تهمت و بهتان است که از نظر احکام تکليفی شدّت حرمت آن بيشتر از غيبت کردن است.

بدگويى كردن و غيبت منحصر به زبان نيست بلكه انسان به هر وسيله‌اى عيب و نقصى از غير را بفهماند غيبت است خواه با گفتن بوسيله زبان، خواه به اشاره و رمز و کنايه و يا به نوشتن به هر صورتی هم چون نامه، کتاب، روزنامه، مجله، اينترنت باشد غيبت است. و فرقى نيست در غيبت بين كنايه و تصريح چه بسا مواردی باشد كه كنايه بدتر است.

در تحقق غيبت فرق ندارد كه در مورد شخصيت و جايگاه اجتماعی و سياسی، قوميت و مليت فرد باشد.

مسأله ديگری که قرآن کريم روى آن تأكيد نموده موضوع تهمت است و به اين اندازه‏اى درباره آسيب های اجتماعی ديگرى تأكيد نشده است.

با توجه به اهميت موضوع تهمت و بهتان و تأثير و آثار منفی آن در زندگی فردی و اجتماعی، دينوی و اُخروی، با کمال تأسف از سوی بزرگان فقه مورد توجه خاص قرار نگرفته است و گر چه به قول حضرات حرمت بهتان غليظ تر از غيبت است امّا حق مطلب را بجز معدودی بسيار کم پيرامون آن قلم فرسايی نکرده اند.

بعد از تبيين ماهيت و حقيقت غيبت اين موضوع مورد بررسی و تحقيق قرار می گيرد که اين ماهيت و حقيقت منحصر به کلمه و لفظ «غيبت» نيست، بلکه از قرآن کريم و روايات شريف و کتابهای اهل لغت بدست می آيد که الفاظی بر اين ماهيت و حقيقت دلالت دارد که مترادف، مشابه يا نزديک به «غيبت» هستند که بيان شده است.

يکی از کلمات مترادف غيبت لمّاز است که از ريشه لَمْز می باشد. لَمْز يعنی غيبت كردن و پى‏جوئى در عيوب ديگران و لمّاز يعنی بسيار غيبت كننده و بسيار پى‏جوئى کننده در عيوب ديگران ولی به شيوه خاص يعنی آنهايى كه با چشم و اشاره و شكلك در آوردن از مردم عيب‏جويى مى‏كنند، تقليد مردم را در مى‏آورند با گوشه چشم و ابرو به يك عيبى اشاره مى‏كنند. با چشم و ابرو اشاره كردن، با لب حرف زدن و حرکات تجسمی و نمايشی نسبت به ديگران مطلوب اسلام نيست بلکه منفور است... غيبت تجسمی و نمايشی از زشت ترين نوع غيبت می باشد که در آيات و روايات از آن مورد نکوهش و عامل آن منافق معرفی شده است که جايگاه  و جزای آن را« وَيْلٌ» قرار داده است.

 

ادامه دارد


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

تحقيق: 26/آبان/1388- 29 ذی القعدة 1430

آخرين بررسی: 12/خرداد/1391

موضوع: گزيده مطالب رساله ماهيت و حقيقت غيبت

کليد واژه ها:

رساله، ماهيت، حقيقت، غيبت، اغتياب، آفات، زبان، آسيب شناسی، لَمْز، لمّاز، همز، همّاز، نمّام، سخن چين،

غيبت از آفات زيانبار زبان است که از بزرگترين مهلكات و بدترين گناهان است كه خداى سبحان به صراحت در كتاب خود در آيات متعدد آن را مذمّت و تحريم كرده است.

طرح موضوع «غيبت» توسط شارع مقدس از معجزات آشکار است چرا که بشر با همه پيشرفتهای دقيق علمی هنوز از اهميت و توجه به اين بيماری مهلک بی خبر است تا چه رسد به اين که اين بيماری خطرناک روحی روانی را آسيب شناسی و سبب شناسی کرده تاثيرات آن ­را بررسی و در پی درمان آن چاره انديشی نمايد.

حدود هفتصد کتاب روانشناسی در اين مورد ملاحظه گرديد ولی متأسفانه حتی يک عبارت کوتاه از روانشناسان پيرامون اين موضوع مهم مشاهده نشد.

در اين رساله فقهی با الطاف الهی پيرامون «ماهيت يعنی چيستی و حقيقت غيبت» بحث شده است که حاوی سه فصل شامل عنوان های ذيل می باشد که مبسوط ترين رساله در اين عنوان است:

فصل1: حقيقت غيبت کردن و تعريف آن و فرق بين غيبت و بهتان.

فصل2 : شرائط غيبت کردن.

فصل3 : منحصر بودن و نبودن غيبت به زبان و کلمات مشابه غيبت.

برای تعريف و حقيقت غيبت در ابتدا قرآن کريم مورد بررسی قرار گرفته، سپس روايات شريف و بعد از آن اقوال و نظريات علما و در پايان نظر اهل لغت تحقيق شده است.

در قرآن کريم غيبت تعريف نشده است و تنها به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبيه شده است، ولی از اين تشبيه می توان تعريف غيبت را بدست آورد که عبارت است از آشکار کردن عيوب مسلمان در غياب او. قرآن غيبت را آسيب خطرناک تعريف نموده و بسيار ماهرانه با رمز و تشبيه و يک مقدمه مناسب و کابردی ماهيت و حقيقت آن را بيان نموده است، می فرمايد:

{يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ} .

شايد بتوان گفت آيه کريمه سه نوع غيبت را با ظرافت و روش خاص به تصوير کشيده است.

در روايات اسلامى نيز اهميت فوق العاده‏اى به مساله «غيبت» داده شده است و كمتر گناهى است كه مجازات آن از نظر اسلام تا اين حد سنگين باشد.

تعريف و حقيقت غيبت آن ‌طور كه از منابع اسلامی استفاده مى‌شود آن است كه چيزى دربارۀ شخصى نزد مردم گفته كه اگر به گوش او برسد ناراحت و دل‌تنگ شود و به آن راضى نباشد. غيبت يک معنای عام و مشترکی است اگر مطالب ارائه شده صحيح و درست باشد در اين صورت غيبت متحقق شده است و گر نه تهمت و بهتان است که از نظر احکام تکليفی شدّت حرمت آن بيشتر از غيبت کردن است.

بدگويى كردن و غيبت منحصر به زبان نيست بلكه انسان به هر وسيله‌اى عيب و نقصى از غير را بفهماند غيبت است خواه با گفتن بوسيله زبان، خواه به اشاره و رمز و کنايه و يا به نوشتن به هر صورتی هم چون نامه، کتاب، روزنامه، مجله، اينترنت باشد غيبت است. و فرقى نيست در غيبت بين كنايه و تصريح چه بسا مواردی باشد كه كنايه بدتر است.

در تحقق غيبت فرق ندارد كه در مورد شخصيت و جايگاه اجتماعی و سياسی، قوميت و مليت فرد باشد.

مسأله ديگری که قرآن کريم روى آن تأكيد نموده موضوع تهمت است و به اين اندازه‏اى درباره آسيب های اجتماعی ديگرى تأكيد نشده است.

با توجه به اهميت موضوع تهمت و بهتان و تأثير و آثار منفی آن در زندگی فردی و اجتماعی، دينوی و اُخروی، با کمال تأسف از سوی بزرگان فقه مورد توجه خاص قرار نگرفته است و گر چه به قول حضرات حرمت بهتان غليظ تر از غيبت است امّا حق مطلب را بجز معدودی بسيار کم پيرامون آن قلم فرسايی نکرده اند.

بعد از تبيين ماهيت و حقيقت غيبت اين موضوع مورد بررسی و تحقيق قرار می گيرد که اين ماهيت و حقيقت منحصر به کلمه و لفظ «غيبت» نيست، بلکه از قرآن کريم و روايات شريف و کتابهای اهل لغت بدست می آيد که الفاظی بر اين ماهيت و حقيقت دلالت دارد که مترادف، مشابه يا نزديک به «غيبت» هستند که بيان شده است.

يکی از کلمات مترادف غيبت لمّاز است که از ريشه لَمْز می باشد. لَمْز يعنی غيبت كردن و پى‏جوئى در عيوب ديگران و لمّاز يعنی بسيار غيبت كننده و بسيار پى‏جوئى کننده در عيوب ديگران ولی به شيوه خاص يعنی آنهايى كه با چشم و اشاره و شكلك در آوردن از مردم عيب‏جويى مى‏كنند، تقليد مردم را در مى‏آورند با گوشه چشم و ابرو به يك عيبى اشاره مى‏كنند. با چشم و ابرو اشاره كردن، با لب حرف زدن و حرکات تجسمی و نمايشی نسبت به ديگران مطلوب اسلام نيست بلکه منفور است... غيبت تجسمی و نمايشی از زشت ترين نوع غيبت می باشد که در آيات و روايات از آن مورد نکوهش و عامل آن منافق معرفی شده است که جايگاه و جزای آن را« وَيْلٌ» قرار داده است.

***