بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

شروع تحقيق: ربيع الاول 1435 -20/1/93

آخرين بررسی: 11/آذر ماه/93

جمع ساعات تحقيق: 73 + 1

موضوع: مهندسی سلفيه، وهابيت و پديده داعش

مقايسه عملکرد داعش با سيره و سنت پيامبر اسلام |

ماهيت و مرام داعش، حاميان و مشوقان آن

اسلام هراسی مهمترين مأموريت داعش

گزيده مطالب:

خدای متعال در چند جای قرآن کريم برای فرستاده خود حضرت محمد بن عبدالله صلى اللَّه عليه و آله و کسانی که از او پيروی می کنند علامت و نشانه هايی برای معرفی و شناسايی ايشان بيان فرموده، از جمله در اين کريمه می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً» .  

آنچه از خصوصيّات اخلاقى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم در خلال فعاليت‏هاى اجتماعی ايشان طبق تواريخى كه دوست و دشمن نوشته‏اند بر ما مسلّم است، اين است كه او آن قدر پاك و درست‏كار بود كه حتّى در عصر جاهليّت او را امين لقب داده بودند، تاريخ مى‏گويد: هنگامى كه مى‏خواست به مدينه هجرت كند، على عليه السلام را مأمور كرد كه بعد از او امانت‏هاى مردم را به آنها تحويل دهد.

اکنون سوال اين است آيا گروه های تکفيری که مدعی اسلام هستند همانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم عمل می کنند؟! اگر چنين نيست اينها چه کسانی هستند؟ در کجا آموزش ديده اند و مأموريت واقعی آنها چيست؟ چه کسانی از آنها حمايت می کند؟ چه کسانی در اعمال و رفتار آنها شريک هستند؟

مهمترين مأموريت داعش «اسلام هراسی» در سطح جهان است، که ضمن آرام نگاه داشتن بسترهای مضطرب استکبار جهانی در ابعاد گوناگون توجه مردم را به اخبار ساخته شده بدست تربيت شدگان صهيونيست جهانی در لباس و شعار اسلامی جلب نموده و نتيجه و تأثير منفی آن بر روان مخاطب نياز به بيان ندارد.

تاريخچه داعش به سال 2004 يعنی هنگامی که ابو مصعب الزرقاوی شبکه ای را به نام « جماعت توحيد و جهاد» تاسيس و رهبری آنرا به عهده گرفت با شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن بيعت کرد، باز می گردد.

ابوبکر البغدادی که اکنون خود را امير و پادشاه «دولت اسلامی درعراق و شام» می نامد و بعنوان جانشينی «ابوعمر البغدادی» برگزيده شده است کيست؟

رهبر حزب جمهوريخواه خلق ترکيه کمال قليچدار اوغلو چندين بار ادعا کرده است؛ بخشی از سلاح های در دست داعش را ترکيه تامين کرده است.

مربيان و نظاميان آمريکايی سال 2012 اعضای داعش را در يکی از پايگاه های مخفی در اردن آموزش داده اند.

شناخت گروههايی همچون داعش، القاعدة و طالبان بدون آشنايی با سلفی گری و وهابيت امکان پذير نيست.

امروزه گروه‌های مختلف سلفی‌ های وهابی اعم از جهادی و تکفيری، رسمی و علمی، به ‌رغم همه اختلاف‌ نظرهای درونی‌شان درباره شيعه کما ‌‌بيش شکلی يکسان و مشابه دارد و اين نگرش متأثر از آثار ابن‌تيميه و شاگردش ابن‌ قيم الجوزی است که اثرگذارترين شخصيت‌ها بر سلفی‌های معاصر چون محمد بن‌عبد‌الوهاب و شاگردانش بوده‌اند.

مهم‌ترين دليلی که آنان در توجيه تکفير شيعيان ارائه داده‌اند، ادعای دروغينِ «اعتقاد شيعه به تحريف قرآن» است.

چه کسی و چه نهادی و چه مکانيزيمی و چه ابزارهايی برای مهار اين خون آشامان قرن وجود دارد؟ هر روز صدها نفر از کودک و پير و جوان با گناه و بی گناه  بدون تمايز در انفجاری ناگهانی به سرنوشتی دردناک دچار می شود. مقابله با اين پديده وحشتناک بطور يقين مقابله به مثل نيست و پاسخ خوشونت آميز نيست.

 

فهرست

مقدمه. 5

سوره مبارکه الفتح آيه شريفه 29 : نشانه های محمد پيامبر الهی و پيروانش.. 5

سوره مبارکه القلم آيه شريفه 4 : اخلاق عظيم و برجسته پيامبر اکرم |6

چهره تاريخی پيامبر اسلام7

مأموريت و هويت داعش.. 10

زندان های ترسناک غربی آمريکايی. 11

مأموران ويژه غربی آمريکايی. 12

مهمترين مأموريت داعش در جهان. 12

واژه شناسی داعش.. 12

اهداف و انگيزه های داعش.. 12

انديشه، تفکر و پيدايش داعش.. 13

ابوبکر البغدادی پادشاه داعش.. 14

رابطه ابو بکر البغدادی و ابوعمر البغدادی.. 16

داعش و تحولات خونين در عراق. 16

ظهور ابراهيم البغدادی در سوريه و پيدايش داعش.. 17

شناخت فکری گروه النُصرة و داعش.. 18

پيدايش و خط مشی گروه النُصرة18

خط مشی گروه داعش در سوريه. 19

سياست گروه النُصرة و داعش در سوريه. 19

تعامل گروه داعش و ارتش آزاد سوريه. 20

تعامل گروه داعش و کُردهای سوريه. 20

تعامل گروه داعش و دولت مردان ترکيه. 21

آموزش های ويژه نظامی داعش در اردن. 21

آشنايی با مکتب سلفی. 22

سير تکاملی سلفيه. 23

سلفی ها دشمن سر سخت تشيع و اتحاد مسلمين. 24

اتهام ناروا به شيعه. 24

مذاهب چهار گانه اهل سنت و سلفی ها25

عربستان سعودی پرچم دار و پايگاه آموزشی سلفی گری.. 26

شيوخ سلفی مصر. 27

ماهيت و چيستی تکفير و تکفيری ها27

آشنايی با تکفيری ها28

طالبان، القاعده، بوکو حرام، داعش، النصرة29

تشابه تکفيريهای داعش با خروج سفيانی. 29

رسالت و مسئوليت بزرگ جهان اسلام31

اتحاد با بصيرت و پيروی از رهبريت دينی. 32

روشنگری ماهيت و حقيقت سلفی گری و تکفيری.. 32

کنگره بين المللی اسلامی جريان‌های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای بزرگ اسلام در قم32

عکس از کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری.. 33

ديدگاههای دانشمندان در کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری.. 34

مولوی عبدالحميد عالم اهل سنت ايرانی:34

عثمان محمد جاء ايب، رييس شورای عالی اسلامی گامبيا:35

محمد خليل، عالم تونسی:35

صلاح الدين السنوسی عالم سودانی:35

ابرهيم امين رييس دفتر حزب الله لبنان:35

آيت الله بوشهری رييس حوزه علميه قم:36

استاندار قم:36

بيانيه پايانی کنگره جهانی جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام36

عکس العمل بی بی سی (BBC) نسبت به کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری.. 40

مکانيسم حقوق بشر در صحنه بين الملل. 41

مقدمه

کتاب آسمانی قرآن از طرف خداوند حکيم ميزان برای اعتقادات، اخلاق، رفتار و عملکرد کسانی است که راه سعادت را برگزيدند و مدعی تسليم در برابر اراده و خواست پروردگار عالم هستند. 

سوره مبارکه الفتح آيه شريفه 29 :نشانه های محمد پيامبر الهی و پيروانش

خدای متعال در چند جای قرآن کريم برای فرستاده خود حضرت محمد بن عبدالله صلى اللَّه عليه و آله و کسانی که از او پيروی می کنند علامت و نشانه هايی برای معرفی و شناسايی ايشان بيان فرموده، از جمله در اين کريمه می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً» .  

در تورات اين گونه توصيف شده اند:

-محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم پيامبر الهی و پيروانش بر كافران سختگيرند ولی  با يكديگر بسيار مشفق مهربان هستند.

- هرگاه به آنان نظر کنی در حال ركوع  و يا مشغول سجده مى‏باشند.

- جوياى فضل و خشنودى و رضوان خدا هستند.

- نورانيت عبادت و بندگی بر چهره آنها آشکار است.

وصف ايشان در انجيل نيز چنين است:

- آنان چون زراعتی هستند كه جوانه زند و آن جوانه محكم تر گردد و به اندازه ای رشد و نموّ نمايد كه كشاورزان را به شگفت زده کند و كافران را به خشم آورد.

- خدا از ميان آنها كسانى را كه ثابت ايمان و نيكوكار شود به آمرزش گناهان و پاداشى بزرگ وعده داده است.

سوره مبارکه القلم آيه شريفه 4 : اخلاق عظيم و برجسته پيامبر اکرم |

در تفاسير آمده است ابو بكر حارثى از عايشه روايت مى‏كند: كسى از پيغمبر صلی الله عليه و آله خوش اخلاق‏تر نبود و هر يك از اصحاب يا اهل خانه حضرت را صدا مى‏كردند در جواب «لبيك» مى‏فرمود. از اين رو خداى عزّ و جلّ خطاب به او فرمود:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ» ؛ و همانا ای پيامبر تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى.

اين کريمه توصيف ديگرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دارد و اخلاق حضرت را با عظمت خاص وصف می فرمايد هم چنانكه عرش الهی و قرآن كريم را با عظمت نامبرده است چون كه حسن خلق رسول گرامی اسلام جامع مكارم اخلاق پيامبران الهی است، اخلاقى كه عقل در آن حيران است لطف و محبتى بى‏نظير صفا و صميميتى بى‏مانند، صبر و استقامت و تحمل و حوصله‏اى توصيف ناپذير.

«خُلُق» ؛ به معناى ملكه نفسانى است، كه افعال انسان مطابق اقتضاى آن ملكه به آسانى از او سر مى‏زند، حال چه اين كه آن ملكه از فضائل باشد، مانند عفت و شجاعت و يا از رذائل مانند حرص و جبن، ولى اگر مطلق ذكر شود فضيلت و صفات پسنديده از آن فهميده مى‏شود. همچون کريمه «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ» ؛ خداوند سبحان خلق پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را بزرگ شمرده چرا كه آن حضرت كارهاى رنج‏آور قوم خود را بسيار تحمّل مى‏كرد و در مخالفت كردن با آنها روش نيكويى داشت.

چهره تاريخی پيامبر اسلام

آنچه از خصوصيّات اخلاقى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم در خلال فعاليت‏هاى اجتماعی ايشان طبق تواريخى كه دوست و دشمن نوشته‏اند بر ما مسلّم است، اين است كه او آن قدر پاك و درست‏كار بود كه حتّى در عصر جاهليّت او را امين لقب داده بودند، تاريخ مى‏گويد: هنگامى كه مى‏خواست به مدينه هجرت كند، على عليه السلام را مأمور كرد كه بعد از او امانت‏هاى مردم را به آنها تحويل دهد.

شجاعت، استقامت، حسن خلق، سعه صدر، جوانمردى و گذشت رسول گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم را از خلال جنگ و صلح او مى‏توان به دست آورد، علی الخصوص فرمان عفو عمومى كه درباره مردم مكّه پس از فتح اين شهر و تسليم دشمنان خونخوار در برابر اسلام صادر كرد سند زنده‏اى بر اين امر است.

اکنون سوال اين است آيا گروه های تکفيری که مدعی اسلام هستند همانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلّم عمل می کنند؟! اگر چنين نيست اينها چه کسانی هستند؟ در کجا آموزش ديده اند و مأموريت واقعی آنها چيست؟ چه کسانی از آنها حمايت می کند؟ چه کسانی در عمل و رفتار آنها شريک هستند؟

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏16    180     پرهيز از خشونت در دعوت و تبليغ ..... ص : 180

پرهيز از خشونت در دعوت و تبليغ‏

دعوت نبايد توأم با خشونت باشد، و به عبارت ديگر دعوت و تبليغ نمى‏تواند توأم با اكراه و اجبار باشد. مسأله‏اى است كه خيلى مى‏پرسند: آيا اساس دعوت اسلام بر زور و اجبار است؟ يعنى ايمان اسلام اساسش بر اجبار است؟ اين، چيزى است كه كشيشهاى مسيحى در دنيا روى آن فوق العاده تبليغ كرده‏اند. اسم اسلام را گذاشته‏اند «دين شمشير» يعنى دينى كه منحصراً از شمشير استفاده مى‏كند. شك ندارد كه اسلام دين شمشير هم هست و اين كمالى است در اسلام نه نقصى در اسلام، ولى آنها كه مى‏گويند «اسلام دين شمشير» مى‏خواهند بگويند ابزارى كه اسلام در دعوت خودش به كار مى‏برد شمشير است، يعنى چنانكه قرآن مى‏گويد:

«ادْعُ الى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ‏ «1»

آنها مى‏خواهند اين‏طور وانمود كنند كه دستور پيغمبر اسلام اين بوده: «ادْعُ بِالسَّيْف». حالا كسى نيست بگويد پس چرا قرآن گفته است: «ادْعُ الى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ‏» و در عمل هم پيغمبر چنين بوده است؟ يك نوع خَلط مبحثى مى‏كنند، بعد مى‏گويند اسلام دين ادْعُ بِالسَّيْف است، دعوت و تبليغ كن با شمشير. حتى در بعضى از كتابهايشان به پيغمبر اكرم اهانت مى‏كنند، كاريكاتور مردى را مى‏كشند كه در يك دستش قرآن است و در دست ديگرش شمشير، و بالاى سر افراد ايستاده كه يا بايد به اين قرآن ايمان بياورى و يا گردنت را مى‏زنم. كشيشها از اين كارها در دنيا زياد كرده‏اند.

مال خديجه و شمشير على عليه السلام‏

اين را هم به شما عرض كنم: گاهى خود ما مسلمانان حرفهايى مى‏زنيم كه نه با تاريخ منطبق است و نه با قرآن، با حرفهاى دشمنها منطبق است؛ يعنى حرفى را كه يك جنبه‏اش درست است به گونه‏اى تعبير مى‏كنيم كه اسلحه به دست دشمن‏

______________________________
(1) نحل/ 125.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏16، ص: 181

مى‏دهيم، مثل اينكه برخى مى‏گويند اسلام با دو چيز پيش رفت: با مال خديجه و شمشير على، يعنى با زر و زور. اگر دينى با زر و زور پيش برود، آن چه دينى مى‏تواند باشد؟! آيا قرآن در يك جا دارد كه دين اسلام با زر و زور پيش رفت؟ آيا على عليه السلام يك جا گفت كه دين اسلام با زر و زور پيش رفت؟ شك ندارد كه مال خديجه به درد مسلمين خورد اما آيا مال خديجه صرف دعوت اسلام شد، يعنى خديجه پول زيادى داشت، پول خديجه را به كسى دادند و گفتند بيا مسلمان شو؟

آيا يك جا انسان در تاريخ چنين چيزى پيدا مى‏كند؟ يا نه، در شرايطى كه مسلمين و پيغمبر اكرم در نهايتْ درجه سختى و تحت فشار بودند جناب خديجه مال و ثروت خودش را در اختيار پيغمبر گذاشت ولى نه براى اينكه پيغمبر- العياذباللَّه- به كسى رشوه بدهد، و تاريخ نيز هيچ گاه چنين چيزى نشان نمى‏دهد. اين مال آنقدر هم زياد نبوده و اصلًا در آن زمان، ثروت نمى‏توانسته اينقدر زياد باشد. ثروت خديجه كه زياد بود، نسبت به ثروتى كه در آن روز در آن مناطق بود زياد بود نه در حد ثروتِ مثلًا يكى از ميلياردرهاى تهران كه بگوييم او مثل يكى از سرمايه دارهاى تهران بود. مكه شهر كوچكى بود. البته يك عده تاجر و بازرگان داشت، سرمايه‏دار هم داشت ولى سرمايه دارهاى مكه مثل سرمايه دارهاى نيشابور مثلًا بودند نه مثل سرمايه دارهاى تهران يا اصفهان يا مشهد و از اين قبيل. پس اگر مال خديجه نبود شايد فقر و تنگدستى مسلمين را از پا درمى‏آورد. مال خديجه خدمت كرد اما نه خدمت رشوه دادن كه كسى را با پول مسلمان كرده باشد، بلكه خدمت به اين معنى كه مسلمانان گرسنه را نجات داد و مسلمانان با پول خديجه توانستند سدّ رمقى كنند.

شمشير على بدون شك به اسلام خدمت كرد و اگر شمشير على نبود سرنوشت اسلام سرنوشت ديگرى بود اما نه اينكه شمشير على رفت بالاى سر كسى ايستاد و گفت: يا بايد مسلمان بشوى يا گردنت را مى‏زنم، بلكه در شرايطى كه شمشير دشمن آمده بود ريشه اسلام را كند، على بود كه در مقابل دشمن ايستاد. كافى است ما «بدر» يا «احد» و يا «خندق» را در نظر بگيريم كه شمشير على در همين موارد به كار رفته است. در «خندق» مسلمين توسط كفار قريش و قبايل همدست آنها احاطه مى‏شوند، ده هزار نفر مسلح مدينه را احاطه مى‏كنند، مسلمين در شرايط بسيار سخت اجتماعى و اقتصادى قرار مى‏گيرند و به حسب ظاهر ديگر راه اميدى براى‏

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏16، ص: 182

آنها باقى نمانده است. كار به جايى مى‏رسد كه عمرو بن عبدود حتى آن خندقى را كه مسلمين به دور خود كشيده‏اند مى‏شكافد. البته اين خندق در تمام دور مدينه نبوده است، چون دور مدينه آنقدر كوه است كه خيلى جاهايش احتياجى به خندق ندارد. يك خط مورّبى در شمال مدينه در همان بين راه احد بوده است كه مسلمين ميان دو كوه را كندند، چون قريش هم از طرف شمال مدينه آمده بودند و چاره‏اى نداشتند جز اينكه از آنجا بيايند. مسلمين اين طرف خندق بودند و آنها آن طرف خندق. عمرو بن عبدود نقطه باريكترى را پيدا مى‏كند، اسب قويّى دارد، خود او و چند نفر ديگر از آن خندق مى‏پرند و به اين سو مى‏آيند. آنگاه مى‏آيد در مقابل مسلمين مى‏ايستد و صداى هل من مبارزش را بلند مى‏كند. احدى از مسلمين جرأت نمى‏كند بيرون بيايد، چون شك ندارد كه اگر بيايد با اين مرد مبارزه كند كشته مى‏شود. علىِ بيست و چند ساله از جا بلند مى‏شود: يا رسول اللَّه! به من اجازه بده.

فرمود: على جان بنشين. پيغمبر مى‏خواست اتمام حجت با همه اصحاب كامل بشود. عمرو رفت و جولانى داد، اسبش را تاخت و آمد دوباره گفت: هَلْ مِنْ مُبارِزٍ؟

يك نفر جواب نداد. قدرتش را نداشتند، چون مرد فوق العاده‏اى بود. على از جا بلند شد: يا رسول اللَّه! من. فرمود: بنشين على جان. بار سوم يا چهارم عمرو رجزى خواند كه تا استخوان مسلمين را آتش زد و همه را ناراحت كرد. گفت:

وَ لَقَدْ بَحِحْتُ مِنَ النِّداءِ بِجَمْعِكُمْ هَلْ مِنْ مُبارِز

 

وَ وَقَفْتُ اذْ جَبُنَ الْمُشَجِّعُ مَوْقِفَ الْقِرْنِ الْمُناجِز

     

 

إنَّ السَّماحَةَ وَ الشَّجا

 

عَةَ فِى الْفَتى‏ خَيْرُالْغَرائِز «1»

     

گفت: ديگر خفه شدم از بس گفتم «هَلْ مِنْ مُبارِزٍ». يك مرد اينجا وجود ندارد؟! آهاى مسلمين! شما كه ادعا مى‏كنيد كشته‏هاى شما به بهشت مى‏روند و كشته‏هاى ما به جهنم، يك نفر پيدا بشود بيايد يا بكشد و به جهنم بفرستد و يا كشته بشود و به بهشت برود. على از جا حركت كرد. عمر براى اينكه عذر مسلمين را بخواهد گفت:

يا رسول اللَّه! اگر كسى بلند نمى‏شود حق دارد، اين مردى است كه با هزار نفر برابر است، هر كه با او روبرو بشود كشته مى‏شود. كار به جايى مى‏رسد كه پيغمبر

______________________________
(1) بحارالانوار، ج 20/ ص 203.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏16، ص: 183

مى‏فرمايد: «بَرَزَ الْاسْلامُ كُلُّهُ الَى الشِّرْكِ كُلِّهِ» «1» تمام اسلام با تمام كفر روبرو شده است. اينجاست كه على عليه السلام عمرو بن عبدود را از پا در مى‏آورد و اسلام را نجات مى‏دهد.

پس وقتى مى‏گوييم اگر شمشير على نبود اسلامى نبود، معنايش اين نيست كه شمشير على آمد به زور مردم را مسلمان كرد؛ معنايش اين است كه اگر شمشير على در دفاع از اسلام نبود دشمن ريشه اسلام را كنده بود همچنانكه اگر مال خديجه نبود فقر، مسلمين را از پا درآورده بود. اين كجا و آن حرف مفت كجا؟!

دفاع از توحيد

اسلام دين شمشير است اما شمشيرش هميشه آماده دفاع است يا از جان مسلمين يا از مال مسلمين يا از سرزمين مسلمين و يا از توحيد اگر به خطر افتاده باشد، كه علامه طباطبائى (سلّمه اللَّه تعالى) اين مطلب (دفاع از توحيد) را در تفسير الميزان چه در آيات قتال در سوره بقره و چه در آيه‏ «لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ» «2» عالى بحث كرده‏اند

 

 

مأموريت و هويت داعش

قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت های ظاهری از آيات قرآن، عدّه ای را بر آن داشت که حتی برای مخالفان فکری و سياسی خود نيز تعيين تکليف کنند و رسالتی فراتر از قد و اندازه خود در نظر بگيرند. اين جريان فکری خود را در محدوده جغرافيايی خاص محدود نمی داند بلکه برای خود مسئوليت اشاعه تعاليم اسلام مبتنی بر قرائت سلفی به ساير کشورهای منطقه را در نظر گرفته است. اين تفکر ضمن اختلاف نظر با ساير گروه های سنی، سرسختانه نسبت به شيعيان کينه می ورزد و به همين خاطر به مراتب سياستی خشن در قبال آنان به کار می برد. حوادث ساختگی 11 سپتامبر باعث ارتقای جايگاه راهبردی گروه های نظامی و شبه نظامی و محوريت قرار گرفتن و رسانه ای شدن تفکر القاعده شد. چنين پديده ای از زمان پيدايش بطور گسترده از سوی تفکر استراتژيک کاخ سفيد مورد حمايت قرار گرفت.

زندان های مخوف آشکار و مخفی غرب به فرماندهی امريکا و گزينش نيرو از بين به اصطلاح زندانيان مجرم جهت بکارگيری استعدادهای کم هزينه برای مأموريت های مرگبار و سنگين است که قدرت های سلطه از ديرباز تا کنون از آن بهره ها بردند، از آن جمله می توان به موارد ذيل اشاره کرد.

-آمريکا پس از شکست کماندوهای دلتا خود در سال 1991 و 92 که منجر به کشته شدن يک هزار سوماليايی نيز شد با استفاده از شاخه جوانان القاعده موسوم به «الشباب» که تفکرهای شديد وهابی دارند باعث نا امنی در اين کشور مسلمان شده است و از تشکيل هر گونه دولت قدرتمندی از سال 1991 خودداری می کند.

زندان های ترسناک غربی آمريکايی

تعداد زندان های ترسناک غربی آمريکايی شناسايی شده بسيار اندک است که به برخی اشاره می گردد:

-  زندان «بگرام» در پايگاه هوايی افغانستان.

- زندان «ناما» در فرودگاه بين‌المللی بغداد.

-  زندان «ابوغُريب» در غرب عراق.

- زندان «گوانتانامو» در کوبا.

- زندان فلتمن در غرب لندن.

تحقيقات انجام شده از سوی سازمان ديده‌بان حقوق بشر آشکار کرده است که زندانيان «مورد ضرب و شتم، سرمای شديد، تهديد به مرگ، تحقير و انواع ديگری از شکنجه روحی قرار گرفته‌اند.

تنها افرادی که تلاش کرده بودند از بعضی اين زندان ها عکس بگيرند دو افسر نيروی هوايی آمريکا بودند که دستگير شدند. و هر گونه صحبت و مکالمه درباره وقايعی که در آنجا اتفاق می‌افتاد را هم ممنوع کرده اند.

روزنامه آمريکايی نيويورک‌تايمز نيز گزارش داده زندانيان با قنداق تفنگ کتک زده می‌شدند و مقامات زندان برای تمرين نشانه‌گيری با توپ پينت‌بال به آنها شليک می‌کردند.

موارد گوناگون نقض حقوق بشر در اين زندان ها:

ـ زندانی‌های عراقی برای مدت‌های طولانی در سلولهايی به اندازه آشيانه سگ نگاه داشته می‌شدند.

ـ زندانی‌ها در معرض شک‌های الکتريکی قرار می‌گرفتند.

ـ  استفاده از کلاه‌خود روی سر زندانی‌ها.

ـ زندانی‌ها به يک کانتينر عايق به صدا برده شده، در معرض آزارهای بدنی قرار گرفته و مورد بازجويی قرار می‌گرفتند.

آمريکا در حال حاضر جنوب موگاديشو در کشور سومالی نزديکی فرودگاه اين شهر بی سر و صدا در حال ساخت يک زندان مخوف برای انتقال زندانيان خود از سراسر جهان است، فرودگاه موگاديشو به وسيله انگليسی ها اداره می شود.

مأموران ويژه غربی آمريکايی

- ژنرال استنلی مک کريستال؛ فرمانده ستاد مشترک نيروهای عمليات ويژه آمريکا در عراق.

مهمترين مأموريت داعش در جهان

مهمترين مأموريت داعش «اسلام هراسی» در سطح جهان است، که ضمن آرام نگاه داشتن بسترهای مضطرب استکبار جهانی در ابعاد گوناگون توجه مردم را به اخبار ساخته شده بدست تربيت شدگان صهيونيست جهانی در لباس و شعار اسلامی جلب نموده و نتيجه و تأثير منفی آن بر روان مخاطب نياز به بيان ندارد.

واژه شناسی داعش

«د، ا، ع، ش» حروف اول کلمات؛ دولت، اسلامی، عراق، شام است.

اين کلمه مفهومی پيچيده ای دارد و حکايت از نقشه بسيار دقيق و طراحی حساب شده می کند.

اهداف و انگيزه های داعش

انگيزه ظاهری داعش که گروهی مسلح با انديشه های سلفی و جهادی است، بازگرداندن خلافت اسلامی و اجرای شريعت است و عراق و شام را جايگاهی برای شروع عمليات خود برگزيده است.

ابتدا در مناطق تحت سيطره در سوريه کسی به آن توجه ندارد و در اذهان برخی از شهروندان اين مناطق «دولت» نيز خطاب می گردد و حتی عده ای خوشحال که گروهی می خواهند شريعت اسلام را پياده کنند!

و از آن هنگام با بحث و جدل طولانی درخصوص اهداف و انگيزه های شکل گيری داعش مواجه شد و به محوری برای اظهار نظرها و تحليل ها و گزارشهای مطبوعات و رسانه ها تبديل شد و به علت تناقض گويی درباره آن، مأموريت و هويت واقعی آن فراموش شد.

برخی آن را شعبه ای از شبکه القاعده و عده ای آن را گروهی مستقل که برای تشکيل يک کشور اسلامی تلاش می کند تلقی کردند و نظريه ديگر نيز آن را گروهی ساختگی از سوی نظام سوريه برای ايجاد تفرقه بين اپوزسيون سوريه و ديگر گروهها در اين کشور توصيف کردند و همه اينها برای انحراف اذهان عمومی جهان و منطقه بود.

انديشه، تفکر و پيدايش داعش

تاريخچه داعش به سال 2004 يعنی هنگامی که ابو مصعب الزرقاوی شبکه ای را به نام « جماعت توحيد و جهاد» تاسيس و رهبری آنرا به عهده گرفت با شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن بيعت کرد، باز می گردد. الزرقاوی پس از آن به عنوان نماينده شبکه القاعده در منطقه يا آنچه که موسوم به «شبکه القاعده در بلاد الرافدين» بود، مطرح شد.

تحليل: ايجاد گروه جهادی در يک کشوری که رهبر آن شخصی بنام صدام است چه معنايی دارد؟! آيا هدفشان دفاع از صدام بود؟ آيا مبارزه با صدام هدف آنها بود؟ آيا انگيزه آنها اجرای عدالت بود؟ شريعت اسلام در منظر آنان چه مفهومی داشت؟ در سير بررسی به اين پرسش ها بايد دست يافت.

گروه «شبکه القاعده در بلاد الرافدين» هنگام اشغال عراق از سوی آمريکا بيش از پيش به عنوان يک گروه جهادی ضد نيروهای آمريکايی خود نمايی کرد و شماری از جوانان عراقی که برای مبارزه با نيروهای اشغالگر عراقی در کشورشان تلاش می کردند به آن پيوستند و بلافاصله با افزايش نفوذ آن در عراق به قوی ترين گروه شبه نظامی درحال جنگ در اين کشور تبديل شد.

درسال 2006 الزرقاوی در يک نوار ويدئويی ظاهر شد و از تشکيل «مجلس شورای مجاهدين » در عراق به رهبری «عبدالله رشيد البغدادی» خبرداد. الزرقاوی در همان ماه اعلام تشکيل مجلس شورای مجاهدين به قتل رسيد و «ابی حمزه المهاجر» به عنوان رهبر شبکه القاعده در عراق به جانشينی او تعيين شد.

تحليل: تا اينجا مأموريت ابو مصعب الزرقاوی تمام می شود و انگيزه های او هر چه بود با قتل حساب شده او تمام می شود و دور بعدی اين سناريو پيچده آغاز می گردد.

ياد آوری:

از اين تاريخ به بعد کنيه هايی که برای افراد گذاشته می شود قابل توجه است.

درپايان سال 2006 يک گروه شبه نظامی متشکل از همه گروههای اصولگرای موجود در عراق به نام « دولت اسلامی در عراق» به رهبری «ابوعمر البغدادی» تشکيل شد.

در چهارمين ماه سال 2010 روز نوزدهم آوريل نيروهای آمريکايی به عملياتی نظامی در منطقه «الثرثار» عراق عليه خانه ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر دست زدند و پس از درگيريهای شديد و بمباران اين خانه هر دو رهبر دولت اسلامی در عراق کشته شدند و يک هفته بعد اين گروه به قتل رهبران خود اعتراف کرد و در حدود 10 روز بعد مجلس شورای دولت اسلامی در عراق تشکيل و «ابوبکر البغدادی» که امروز رهبر داعش است به جانشينی ابوعمر البغدادی برگزيده شد.

تحليل: مأموريت ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر نيز به پايان می رسد. لازم به ذکر است که زندگينامه ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر قابل بررسی است که در زمان مناسب بحث خواهد شد.

ابوبکر البغدادی پادشاه داعش

ابوبکر البغدادی که اکنون خود را امير و پادشاه «دولت اسلامی درعراق و شام» می نامد و بعنوان جانشينی «ابوعمر البغدادی» برگزيده شده است کيست؟

 

ابراهيم بن عواد بن ابراهيم البدری در سال 1971 در شهر سامراء عراق متولد شد. وی دارای نام و القاب زيادی است از جمله «علی البدری السامرايی»، « ابو دعاء»، «دکتر ابراهيم»، « الکرار» و بالاخره « ابوبکر البغدادی » است. وی فارغ التحصيل دانشگاه اسلامی بغداد است و دوره های ليسانس و فوق ليسانس و دکترا را در اين دانشگاه گذرانده و به عنوان استاد و معلم و داعيه مذهبی در عراق فعاليت کرده و با فرهنگ اسلامی و علوم و فقه شرعی آشنا است و اطلاعات زيادی نيز در علوم تاريخی دارد. در خانواده ای متدين و دارای عقايد سلفی تکفيری متولد شده و نام او را «ابراهيم» گذاشتند.

پدر او شيخ عواد بن ابراهيم از بزرگان عشيره «آل بوبدری» در عراق است که اصل آن به قريش باز می گردد و عموهای او از از داعيه های اسلامی در عراق می باشند.

البغدادی فعاليت های خود را ابتدا در زمينه های مُبلغ مذهبی وتربيتی آغاز ولی سپس مسير خود را به سوی فعاليت های جهادی تغيير داد و به عنوان يکی از قطب های سلفی جهادی و برجسته ترين رهبران مذهبی در دو استان دياله و سامراء در عراق مطرح شد. نخستين فعاليت های جهادی او از مسجد امام احمد بن حنبل اغاز شد و گروههای جهادی کوچکی در منطقه تشکيل داد که به عمليات تروريستی درعراق و جنگ های خيابانی که عراق طی سالهای گذشته شاهد آنها بود دست زدند. وی سپس گروهی به نام «گروه اهل سنت و جماعت» را با همکاری برخی از شخصيت های اصولگرا که انديشه و روش و هدفی همانند او داشتند تشکيل داد و فعاليت های خود را در بغداد، سامراء و ديالی گسترش داد و سپس با اين گروه خود به مجلس شورای مجاهدين پيوست و هيئت های شرعی را در اين مجلس سازماندهی کرد و خود به عنوان يکی از اعضای مجلس تا اعلام دولت اسلامی عراق در آن فعاليت کرد.

رابطه ابو بکر البغدادی و ابوعمر البغدادی

بين «ابوبکر البغدادی» و «ابوعمر البغدادی» روابط عميقی برقرار شد تا حدی که ابوعمر البغدادی پيش از به قتل رسيدن وصيت کرد که ابوبکر البغدادی به عنوان جانشين وی برای رهبری دولت اسلامی در عراق انتخاب شود. چنين اتفاقی در ماه اوت 2010 روی داد و ابو بکر البغدادی به عنوان پادشاه دولت اسلامی در عراق برگزيده شد.

تحليل: چه عواملی در وصيت دخالت داشتند و اين نقشه چگونه طراحی شده بود؟

داعش و تحولات خونين در عراق

شبکه القاعده از دوران الزرقاوی در عراق به عمليات های خونين دست زد، اما از هنگامی که ابوبکر البغدادی رهبری گروه داعش را بر عهده گرفت حملات تروريستی گسترده تری در عراق به راه انداخت که در آنها هزاران عراقی جان خود را از دست دادند، مشهورترين عمليات داعش عبارت اند:

-حمله به مسجد ام القری در بغداد که به کشته شدن خالد الفهداوی نماينده مجلس عراق انجاميد.

-همچنين حملات انتقامجويانه مربوط به قتل اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده که به شهادت صدها نفر از نيروهای ارتش، پليس و شهروندان عراقی منجر شد. البغدادی در سايت اينترنتی شبکه القاعده مسئوليت يکصد عمليات انتحاری برای انتقامجويی از قتل بن لادن را به عهده گرفت.

-حمله به مقر وزارت دادگستری و حمله به زندانهای ابوغريب و الحوت.

-و...

 

 

 

تحليل: چه ارتباطی بين قتل اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده بدست امريکايها و شهادت صدها نفر از نيروهای ارتش، پليس و شهروندان عراقی بدست داعش وجود دارد؟ و آيا اين گروه با آمريکا مبارزه می کند يا با مردم خودش؟

ظهور ابراهيم البغدادی در سوريه و پيدايش داعش

کم کم توطئه دشمنان در خط مقاومت جبهه اسلام و صهيونيست جهانی يعنی رژيم اشغالگر قدس اسرائيل غاصب به نتيجه رسيد و سوريه را دچار بحران جدّی نمود، ابراهيم بن عواد البغدادی با سوء استفاده از بحرانی که در سوريه و هرج و مرجی که درآن کشور بوجود آمد، ورود خود را به خط رويارويی با نظام سوريه اعلام کرد و مانند ديگر گروههای مسلح تکفيری مرتبط با شبکه القاعده زمينه را برای ادامه دادن به جنايت های خود و به کسب امتيازات و گسترش نفوذ در سوريه و عراق هموار ديد. البغدادی با شعار ياری رساندن به اهل سنت سوريه از عراق وارد شرق اين کشور شد و اعلان جنگ نمود.

حضور شبکه القاعده در سوريه همزمان با ظهور « جبهه النصره» به رهبری « ابو محمد الجولانی» در اواخر سال 2011 آغاز شد و به سرعت قدرت آن افزايش يافت و طی چند ماه به بزرگترين نيرو در سوريه تبديل شد. با اعلام بيعت جبهه النصره با شبکه القاعده در افغانستان به رهبری الظواهری در گزارشهای اطلاعاتی و مطبوعاتی و رسانه ای از رابطه جبهبه النصره با دولت اسلامی در عراق سخن گفته شد و دولت اسلامی در عراق به عنوان امتداد اين گروه درسوريه معرفی شد و ابراهيم البغدادی در نهم ژوئيه سال 2013 در پيامی صوتی که از شبکه «شموخ الاسلام» پخش شد از ادغام جببه النصره با دولت اسلامی در عراق تحت عنوان «دولت اسلامی در عراق و شام» سخن گفت و از همين جان داستان داعش آغاز گرديد.

شناخت فکری گروه النُصرة و داعش

گروه النُصرة و داعش از يک انديشه تکفيری افراط گرانه تبعيت می کنند و فعاليت آنها به شيوه سلفی و جهادی است و به تاسيس يک کشور اسلامی در شام ايمان دارند، اما تفاوت آنها در شناخت واقعيت ها در سوريه و مراعات ويژگيها و خصوصيات جامعه اين کشور است. لذا پس از ائتلاف ابومحمد الجولانی رهبرجبهه النصره پس از مدت کوتاهی در پيامی صوتی از رابطه خود با دولت اسلامی در عراق خبرداد ولی اطلاع داشتن خود و مجلس شورای جبهه النصره از ادغام اين دو گروه از سوی البغدادی را تکذيب کرد و مخالفت خود را با اين اقدام اعلام داشت و از بيعت خود با شبکه القاعده در افغانستان به رهبری الظواهری سخن گفت ولی برغم عمليات مشترکی که گروههای النصره و داعش به آنها دست زده اند، جنگ سرد بين اين دوگروه در سوريه همچنان ادامه دارد.

پيدايش و خط مشی گروه النُصرة

گروه النُصرة در اواخر سال 2011 در نخستين مرحله بحران در سوريه تشکيل شد و تجربياتی از جامعه سوريه که در کنف يک نظام لائيک به سر می برد کسب کرده و افراطگری آن در روابطش با جامعه سوريه کمتر از داعش است زيرا داعش به تازگی وارد بحران سوريه شده است و از سياست قابل قبولی تبعيت نمی کند و نفوذ و سيطره خود را به مردم سوريه تحميل می کند.

جبهه النصرة از تعدادی از رهبران سوريه که برخی از آنها از زندانيان سوری بودند و از فرمان عفو عمومی استفاده کرده و آزاد شده اند تشکيل شده و شماری از اعضاء آن پيش از بروز بحران در سوريه فعاليت محرمانه ای عليه نظام داشتند و شماری از آنان نيز به شبکه القاعده پيوستند و در جنگهای عراق و افغانستان و چچن و ديگر کشورها شرکت کرده اند. همچنين تعداد قابل قبولی از اتباع خارجی در صفوف جبهه النصره قرار دارند.

خط مشی گروه داعش در سوريه

گروه داعش تا حد زيادی به عناصر خارجی بيش از عناصر سوری چه در بخش های فرماندهی و چه در صفوف جنگچويان خود متکی بود و به همين دليل جبهه النصرة بيش از داعش خصوصيات جامعه سوريه را مراعات می کرد.

اعتقاد داعش به اين مسأله که شرکت کنندگان در انقلاب سوريه حق تعيين سرنوشت آينده سوريه دارند مردود و بر اين باور بود که دولت متمرکز اسلامی در عراق و شام سوريه را اداره می کند.

سياست گروه النُصرة و داعش در سوريه

در ماجرای سوريه گروه النصرة و داعش از هرگونه برخورد با يکديگر پرهيز می کردند و در خصوص مواضع يکديگر از اظهار نظر صريح خوداری می نمودند، رهبران آنها نيز هيچگونه تعاملی با هم نداشتند ولی عناصر آنها معتقد بودند که هدف مشترکی دارند و هرگونه برخوردی بين آنان به مصلحت نيست.

با يک برنامه ريزی دقيق در پی اعلام دولت اسلامی در عراق و شام از سوی البغدادی گروه داعش تعداد زيادی از اعضاء جبهه النصرة را بويژه در شهر حلب به عضويت و در صفوف خود درآورد و شماری از اعضاء مجلس شورای مجاهدين به رهبری «ابو الاسير» که داعش او را به عنوان امير حلب تعين کرده بود و همچنين عناصری از ارتش مهاجرين و انصار به رهبری شيخ عمر چچنی به داعش پيوستند. و نيز تعدادی از جنگجويان پيشين ارتش آزاد سوريه و عناصری از جنبش های احرار الشام و التوحيد هم به عضويت داعش درآمده اند.

سرانجام داعش چهره واقعی خود را نشان می دهد و در درگيريهای گذرگاه تل الابيض تعداد زيادی جنگجويان النصرة را در شهر حلب به اسارت می گيرد و با انفجار در مقر « احفاد الرسول» در منطقه راه آهن در الرقه عناصر «احفاد الرسول» را قتل و عام می کند. و نيز جنايات ديگری در واحدهای مسلح و منطقه اعزاز که تا اندازه ای ماهيت داعش را برای جنهه النصرة نمايان نمود.

تعامل گروه داعش و ارتش آزاد سوريه

رابطه داعش با گروه موسوم به ارتش آزاد سوريه بيش از رابطه داعش با جبهه النصرة متشنج و خونين بود و داعش به همه کشورها و گروهها و نظامها اعلام کرده بود که ارتش آزاد سوريه ارتشی کافر است، لذا بين اين دو گروه جنگی طولانی در مناطف تحت سيطره داعش روی داد و داعش ارتش آزاد سوريه را به ارتداد از دين اسلام و تعامل با نظام سوريه متهم کرد و با همين بهانه و تسلط بر مناطق نفتی و تصرف چاههای نفت و گذرگاههای مرزی با ترکيه، مراکز و انبارهای سلاح در گذرگاه « باب الهوی» به نيروهای ارتش آزاد سوريه در ريف، حلب و الحسکه حمله کرد که موفق به تضعيف ارتش آزاد از طريق حمله به نيروهای آن شد.

تعامل گروه داعش و کُردهای سوريه

داعش در راستای تلاش برای تسلط بر مناطق شمالی و شرقی سوريه با نيروهای کُرد در شمال شرقی سوريه که در مناطق الحسکه و قامشلی و عندان سکونت دارند درگير شد و حتی با کُردهای که در ابتدا از داعش حمايت کردند نيز پس ازسيطره بر اين مناطق با آنها نبرد کرد و در اين نبردها به چندين جنايت خونين عليه کردها دست زدند و آنها را کافر ناميدند.

نبردهای شديد بين داعش و کُردها روی داد که طی اين درگيری ها کُردها موفق به باز پس گيری مناطق خود در شمال و شمال شرقی سوريه شده و عناصر داعش را از آن مناطق بيرون راندند. سپس داعش مناطق کردنشين سوريه را به محاصره خود درآورده و عده ای از شهروندان کُرد و تعدادی از زنان و کودکان در شهر اعزاز در ريف حلب و را ربودند، شهر منبج را محاصره کردند، تجاوز به عنف و قتل کُردها در شهر اعزاز از ديگر اقدامات داعش به شمار می رود.

تعامل گروه داعش و دولت مردان ترکيه

نيويورک تايمز در تحليل اوضاع مربوط به عراق و نبرد دو کشور عراق و سوريه با گروه های تروريستی مرتبط با داعش نوشت: همه اکنون به خوبی می دانند که دولت ترکيه برای عبور و ورود افراد مسلح به داخل خاک عراق و سوريه نقش دارد؛ حتی شورش اخير در عراق هم از سوی اين گروه های مسلحی که از خاک ترکيه وارد عراق شده اند دنبال می شود.

رهبر حزب جمهوريخواه خلق ترکيه کمال قليچداراوغلو چندين بار ادعا کرده است؛ بخشی از سلاح های در دست داعش را ترکيه تامين کرده است. رهبر حزب جمهوريخواه خلق ترکيه مدارک ارسال سلاح از سوی ترکيه برای داعش را در دست دارد و اين مدارک و اسناد را بزودی منتشر خواهد کرد.

راستی چه خبر است؟ آيا سردمداران ترک می داند که اين ترکيه بخشی از کشور بزرگ شام می باشد که در نقشه های سرّی داعش ترسيم شده است؟ به چند پژوهش توجه شود:

- طبق تحقيقات و بررسی های انجام شده داعش در صدد است به زودی يک پايگاه نظامی در آناتولی تاسيس کنند.

- سازمان امنيت ملی ترکيه (ام ای تی) و اداره پوليس اين کشور نسبت به فعاليت‌های داعش در اين کشور هشدار داده اند .

-خبرگزاری فرانسه، در پی نگرانی ها ترکيه از احتمال سرازير شدن درگيری ها ی عراق به ترکيه، سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) درباره دفاع از ترکيه ب اين کشور اطمينان داد.

آموزش های ويژه نظامی داعش در اردن

برخی سايت های خبری همچون "ايلاف" به نقل از مسؤولان آگاه اردنی اعلام کرد ه اند: مربيان و نظاميان آمريکايی سال 2012 اعضای داعش را در يکی از پايگاه های مخفی در اردن آموزش داده اند.

رسانه‌ها از تاسيس شاخه‌ گروه تروريستی «داعش» در اردن با عضويت 200 نفر خبر می ‌دهند و گفته می‌شود که قرار است اين شاخه داعش از اردن به عنوان  مرکز خدمات لجستيک و نظامی استفاده کند. بر اساس اين گزارش داعش از اردن برای تضمين تامين کمک‌های نظامی استفاده خواهد کرد و در حال حاضر قصد حمله به اين کشور را ندارد اما بعيد نيست که در آينده، اردن نيز شامل مناطق تحت سيطره داعش شود و عضو منطقه تحت حاکميت خلافت به اصطلاح اسلامی شود. به نقشه زير دقت شود:

 

نقشه داعش برای اردن :

 

آشنايی با مکتب سلفی

شناخت گروههايی همچون داعش، القاعدة و طالبان بدون آشنايی با سلفی گری و وهابيت امکان پذير نيست.

سلفيه مکتبی است که طرز فکر و عمل پاره‌ای از صحابه، تابعان و تابعان آنها را حجتی شرعی برای زندگی در عصر حاضر قلمداد می‌کند. پيروان اين عقيده، از يکسو از موازين فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت خارج شده‌اند و از سوی ديگر با باز کردن راه اجتهاد بر اساس فهم صحابه، باب پيدايش برخی فتاوی افراطی نادرست و سليقه‌ای را گشوده‌اند. شکل‌گيری چنين عقيده‌ای از سده چهارم هجری قمری آغاز شد، اما بعدها توسط ابن‌تيميه و شاگردانش مدون شد و در نهايت با محمد بن عبد‌الوهاب و از طريق حاکمان آل سعود در دوران معاصر تجديد حيات يافت. در اين زمان به سلفی‌ها به اعتبار نام محمد بن عبدالوهاب، وهابی نيز اطلاق می‌شود.

سير تکاملی سلفيه

سلفیها روايات خود را تنها از منابع ذيل میگيرند:

- احمد بن حنبل (متولد 241).

- احمد بن تيميه (متولد 728).

- ابن القيم الجوزيه(متولد 751).

- محمد بن عبدالوهاب تميمی نجدی (متولد 1115-1206).

سلفيه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت يک شکل و ساختار سياسی درآمد و هم پيمانی وی با محمد بن سعود پايه گذار حاکميت آل سعود در عربستان به اين روند تسريع بخشيد. پيوند ميان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغيير و تحول شده است و شيوخ وهابی از برخی اختيارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عين حال هنوز هم از وضعيت و جايگاه خوبی در نظام سياسی سعودی برخوردار هستند.

برای اطلاع بيشتر با عقايد سلفی گری و وهابيت به منابع زير مراجعه شود:

- فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، جعفر سبحانی.

- وهابيت ، كارنامه فكری و كارنامه عملی، جعفرسبحانی، قم: موسسه تعليماتی و تحقيقات امام صادق (ع).

- سلفي گری(وهابيت) و پاسخ به شبهات، علي اصغر رضواني، قم: مسجد مقدس جمكران.

سلفی ها دشمن سر سخت تشيع و اتحاد مسلمين

امروزه گروه‌های مختلف سلفی‌ های وهابی اعم از جهادی و تکفيری، رسمی و علمی، به ‌رغم همه اختلاف‌ نظرهای درونی‌شان درباره شيعه کما ‌‌بيش شکلی يکسان و مشابه دارد و اين نگرش متأثر از آثار ابن‌تيميه و شاگردش ابن‌ قيم الجوزی است که اثرگذارترين شخصيت‌ها بر سلفی‌های معاصر چون محمد بن‌عبد‌الوهاب و شاگردانش بوده‌اند.

شيخ عبدالله موصلی که از شيوخ معاصر وهابی در مصر است، در کتاب «حقيقة الشيعة، حتی لا ننخدع» با خشم زائدالوصفی به علما اهل سنت که از حريم مذهب شيعه اثناعشری دفاع کردند همچون شيخ محمود شلتوت به صراحت حمله ‌می‌کند.

اتهام ناروا به شيعه

مهم‌ترين دليلی که آنان در توجيه تکفير شيعيان ارائه داده‌اند، ادعای دروغينِ «اعتقاد شيعه به تحريف قرآن» است. وقتی پيروان يک مذهب متهم به عدم اعتقاد به قرآن می‌شوند، به ‌راحتی می‌توان ساير باورهای نادرست درباره آنان را تبليغ کرد و آنان را متهم به عقايدی غيرتوحيدی کرد.

يهودی شمردن عقايد شيعه، اتهام ناروای ديگری است که از سوی سلفی‌ها مکرر بيان می‌شود. اين موضوع را بطور معمول در ذيل داستان عبدالله ابن سبأ مطرح می‌کنند.

در سال‌های اخير عمليات روانی سنگينی در مصر عليه شيعيان آغاز و تشديد شد که محور اصلی تمام نظرات تکفيری شيوخی چون:

- محمد عبدالملک الزغبی.

- ابواسحاق الحوينی.

- محمد فريد.

- محمدابراهيم منصور.

- سعدی مهدی الهاشمی که از اساتيد دانشگاه ام‌القری سعودی است.

و... بر پايه همين اتهام بوده است.

مذاهب چهار گانه اهل سنت و سلفی ها

سلفيه در طول تاريخ همواره فرقه‌ای حاشيه‌ای در کنار مذاهب اصلی چهارگانه برادران اهل سنت بوده است. خاستگاه آنان هر چند مذهب حنبلی است، اما خود اهل اجتهادند و از صورت سنتی آن خارج شده‌اند.

عموم علمای اهل سنت پيرو سلفيه وهابی نيستند و حتی بسياری از آنان خود مورد حمله و طعنه وهابيان هستند و آنان که به ادبيات سلفيه آشنا هستند، سنت رديه‌نويسی سلفی‌ها بر عقايد ديگران را به خوبی می‌شناسند. در طول تاريخ علما بسياری از اهل سنت در صدد اتحاد بين مسليمن بودند و با انديشه های نادرست سلفی مخالف می کردند و در عصر حاضر و ظهور وهابيت می توان به شيوخ ذيل اشاره کرد:

-شيخ حسن البنا که در جلسات دارالتقريب قاهره شرکت می‌کرد.

- شيخ مصطفی عبدالرازق.

- شيخ عبدالمجيد سليم.

- شيخ محمد مصطفی المراغی.

- شيخ محمود شلتوت.

- عبدالمتعال الصعيدی.

- فتحی يَکَن.

- شهيد شيخ محمد سعيد رمضان البوطی.

- احمد حسن الباقوری.

- دکتر حامد حفنی داود.

- دکتر علی عبدالواحد وافی.

- شيخ عبدالرحيم السائح.

- شهيد دکتر فتحی شقاقی.

- شيخ احمد کفتارو.

- شيخ محمد الحبيب بن الخوجه.

- شيخ احمد بدرالدين حسون.

و صدها شيخ و عالم و دانشمند بزرگ ديگر اهل سنت که پرچم‌دار وحدت اسلامی بودند، هر يک به فراخور فعاليت و تخصص خويش، خدمتی بزرگ به وحدت اسلامی کرده‌اند و عملکرد اينها مخالفت سرسخت و ردّ تفکر سلفيه و وهابيت است.

عربستان سعودی پرچم دار و پايگاه آموزشی سلفی گری

در دوران معاصر، سياست رسمی عربستان سعودی مبتنی بر تصفيه متون اهل سنت از هر آنچه خارج از اعتقادات سلفی است و تربيت دانشجو و استاد بر پايه متون جديد بنا شد. هدف از اتخاذ چنين سياستی که مورد توجه شيوخی چون ناصرالدين آلبانی بود، تبديل سلفيه به جريان اصلی اعتقادی اهل سنت بود. لذا عربستان سعودی از چندين دهه پيش درصدد تربيت نسل جديد شيوخ سلفی بوده است. از حدود نيم‌قرن گذشته بزرگ‌ترين جابجايی جمعيتی استاد و دانشجو در جهان اسلام جهت تعليم و تربيت در عربستان سعودی صورت گرفته است، اين جابجايی کوششی هدفمند برای تغيير عقايد اسلامی در سطح جهان اسلام است و در واقع موضوع تکفيری ها بسيار وسيع‌تر از مخالفت سلفی‌های وهابی با شيعه است و مشکل را نبايد تنها مشکل شيعه پنداشت، بلکه خطر بزرگ اسلام و مسلمين را تهديد می کند که برای صاحبان عقل و بصيرت ملموس است.

شيوخ سلفی مصر

علاوه بر سرزمين حجاز، مصر نيز از تغيير و تحولات عقيدتی برکنار نماند و سلفی های اين کشور با اقدامات و فعاليت های حسن البناء و جنبش اخوان المسلمين، سير جديدی در آموزه های عقيدتی اهل سنت تجربه کردند و باب های جديدی برای اين گروه جهت گشودن روزنههای محدود اجتهاد باز شد.

برخی از بدنه اصلی شيوخ سلفی مصر عبارتند:

- ابواسحاق حوينی.

- محمد حسان.

- محمد اسماعيل مقدم.

- محمد حسين يعقوب.

- محمود المصری.

همگی تحصيل‌کرده عربستان سعودی‌اند.

ماهيت و چيستی تکفير و تکفيری ها

تکفير در اصطلاح کلام و فقه به معنای نسبت کفر دادن به مسلمان است و در اصل به معنای پوشيدن و پوشاندن است، ولی در عربی و فارسی به معانی گوناگونی به کار رفته از جمله؛ پاک کردن گناهان و ابطال عقاب، پرداختن کفّارة سوگند و مانند آن، کافر خواندن کسی يا نسبت کفر دادن به مسلمان.

در قرآن کريم تکفير به معنیِ نسبت دادن کفر به شخص يا گروه مصاديق متعددی دارد، از جمله کسانی که حضرت مسيح عليه السلام را خدا پنداشتند (مائده : 17، 72، 73) و افرادی که به مردم جادوگری می آموختند (بقره : 102).

در احاديث نيز علل و عواملی که ممکن است سبب تکفير گردد و موارد غيرمجاز و شرايط آن بتفصيل مطرح شده است.

سابقه تکفير در جهان اسلام به صدر اسلام باز می گردد. برخی حوادث مهم تاريخ اسلام به سبب تکفير روی داده، همچنانکه برخی رخدادهای سياسی و اجتماعی زمينه تکفير را فراهم آورده است. از جمله رويدادهای مهم دوران پس از رحلت پيامبر اکرم، جنگهای «رِدّه » در زمان ابوبکر بود که در اين جنگها دستگاه خلافت معارضانِ خود را کافر و خارج از دين خواند (طبری ، ج 3، ص 250ـ252 ؛ ابن اعثم کوفی ، ج 1، ص 15ـ 16، 23؛ سيوطی ، ص 69ـ71).

واقعة مهم تاريخی ديگر در بارة تکفير، غائله خوارج است. بسياری از فرقه های خوارج کسی را که مرتکب يکی از گناهان کبيره می شد و حتی امت پيامبر را تکفير می کردند (ابن ابی الحديد، ج 8، ص 113). در مقابل بعضی از مسلمانان نيز از جمله برخی مذاهب اهل سنّت، خوارج را تکفير می کردند. حتی ساحت مقدّس معصومان عليهم السلام نيز از تکفير بر کنار نمانده است.

هر چند نمونه های فردی و جمعی تکفير در تاريخ اسلام کم نيست ولی نظر علما و فقهای مذاهب مهم اسلامی در کاهش تکفير مؤثر بوده است، زيرا فقها با استناد به احاديث نسبت دادن بی دليل کفر به مسلمان را مستوجب تعزير دانسته اند، و برای وحدت بين امّت اسلام حتی گاهی فقها با وجود نادرستی برخی عقايد، از تکفير پيروان آنها استنکاف نموده اند و توصيه کرده اند که حتی الامکان از تکفير اهل قبله احتراز شود.

با اين همه ، از ديدگاه فقهی در مواردی معيّن و با حصول شرايطی خاص، تکفير مشروع است و آثاری ويژه در پی دارد.

آشنايی با تکفيری ها

تکفيری عنوانی است که به فرد يا جريانی اطلاق می‌شود که برخاسته از قرائت‌‌های مختلف سلفی وهابی بوده و مسلمانان را از هر مذهب به ‌صرف اين که با آنان هم ‌عقيده نيستند بر خلاف معيارهای شرعی شناخته‌شده متهم به کفر و خروج از دين می‌کنند.

کافر خواندن مسلمانان و در واقع مذاهب اسلامی، پيامدها و واکنش‌های عملی مهمی در جوامع اسلامی دارد. چنانکه فتاوی تکفيری در پس بسياری از اقدامات تروريستی پاکستان، افغانستان، عراق، سوريه، لبنان و جنايت شهادت شيعيان مصر قرار دارند و با روند کنونی فاجعه بزرگ را در بر خواهد داشت.

طالبان، القاعده، بوکو حرام، داعش، النصرة

موضوعات قابل بررسی و پژوهش دقيق:

جريان شناختی طالبان ؛ هويت و علل شکل گيری آنها چه بوده است؟

جريان شناختی القاعده ؛ القاعده کلمة حق يراد بها الباطل، چرا اين جريان از خانواده ای ثروثمند شکل می گيرد و در پی آن حوادث عجيب اتفاق می افتد که همه آنها عليه اسلام و مسلمين نتيجه می دهد؟ 

جريان شناختی داعش؛ چگونه داعش شاخه های متفاوتی از القاعده در عراق سازماندهی می شود؟

جريان شناختی بوکوحرام؛ بيش از يک دهه است که مردم و دولت نيجريه با گروهی به اصطلاح اسلامگرا طعمِ تلخِ اسلامِ تکفيری با چاشنیِ عقل گريزی و خشونت را شاهد هستند، علل شکل گيری و انتخاب مکانی چه بوده است؟

تشابه تکفيريهای داعش با خروج سفيانی

هرچند ظهور «سفيانى» در بسيارى از منابع حديث شيعه و اهل تسنّن به عنوان يكى از نشانه‏هاى ظهور مصلح بزرگ جهانى و يا به عنوان يكى از حوادث آخر زمان آمده است، عملکرد گروه تکفيری داعش بيشتر شبيه ظهور يکی از دجّال های عصر ظهور است و سفيانی بيشتر به اربابان و صاحبان امثال داعش تشابه دارد.

از بعضى روايات بر مى‏آيد كه «سفيانى» شخص معيّنى از آل ابوسفيان و فرزندان او است؛ ولى از پاره‏اى ديگر استفاده مى‏شود كه سفيانى منحصر به يك فرد نبوده بلكه اشاره به صفات و برنامه‏هاى مشخّصى است كه در طول تاريخ افراد زيادى مظهر آن بوده‏اند.

از جمله در روايتى از امام على بن الحسين عليهماالسلام نقل شده: ظهور منجی بزرگ و سفيانى از مسائل حتمى و مسلّم است و نيز در برابر هر قيام كننده و مصلح يك سفيانى وجود دارد. متن روايت:

«عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ أَمْرَ الْقَائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ أَمْرُ السُّفْيَانِيِ‏ حَتْمٌ‏ مِنَ اللَّهِ، وَ لَا يَكُونُ قَائِمٌ إِلَّا بِسُفْيَانِيٍّ» قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ ص374 .

از اين حديث بخوبى روشن مى‏شود كه سفيانى جنبه «توصيفى» دارد نه «شخصى» و اوصاف او همان برنامه‏ها و ويژگيهاى او است و نيز استفاده مى‏شود كه در برابر هر مرد انقلابى و مصلح راستين يك يا چند سفيانى قد علم خواهد كرد.

در احاديث آمده است پيدايش ابوسفيان با مشخّصات خاص بر سر راه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از ويژگيهاى انقلاب اسلامى نبود، بلکه در برابر هر قائم و مصلحى، ابوسفيانى با مشخّصاتِ‏ سرمايه دار غارتگر، قدرتمند و ظالم، ارتجاعى و مروّج خرافات، وجود داشته و دارد كه مى‏كوشد تلاشهاى انقلابى قائم و مصلح را خنثى كند، در راه او سنگ بيندازد و حدّاقل تاريخ انقلابش را به عقب بكشاند.

در برابر قيام مصلح بزرگ جهانى «مهدى» نيز «سفيانى» يا سفيانيها قرار خواهند داشت كه با قدرت جهنّمى شان سعى دارند در مسير انقلاب راستين مهدى وقفه ايجاد كنند؛ زمان را به عقب برگردانند يا لااقل متوقّف سازند؛ از بيدارى و برچيده شدن نظامهاى ظالمانه طبقاتى به نفع استثمار كنندگان جلوگيرى كنند.

تفاوتى كه «سفيانى» با «دجّال» دارد شايد بيشتر در اين است كه دجّال از طريق حيله و تزوير و فريب، برنامه‏هاى شيطانى خود را پياده مى‏كند، امّا سفيانى از طريق استفاده از قدرت تخريبى وسيع خود اين كار را انجام مى‏دهد؛ همانگونه كه در اخبار آمده است كه او نقاط آبادى از روى زمين را زير پرچم خود قرار خواهد داد. كه نظير آن را در حكومت ابوسفيان و معاويه و يزيد در تاريخ خوانده‏ايم.

هيچ مانعى ندارد كه سفيانى آخر زمان كه در برابر مصلح بزرگ جهانى «مهدى» قيام مى‏كند از نواده‏هاى ابوسفيان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهى گردد، همانطور كه در اخبار آمده است؛ ولى مهمتر از مسأله نسب اين است كه برنامه‏هاى او و صفات و مشخّصات و تلاشها و كوششهايش همه مانند ابوسفيان است و روشى همسان او دارد.

سفيانى اين عصر مانند همه ابوسفيانها و همه سفيانيهاى ديگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانى مهدى عليه السلام به زانو در خواهد آمد و تلاشها و كوششها و نقشه‏هايش نقش بر آب خواهد شد.

از همه مهمتر آن است كه بايد مردم «دجّالها» و «سفيانيها» را بشناسانند. سفيانيها گذشته از نشانه‏هاى مشهوری كه در روايات بيان شده است، نشانه ديگرى نيز دارند كه نمونه‏اش در تاريخ اسلام بروشنى ديده مى‏شود، از آن جمله:

- صلحا و شايستگان را از صحنه اجتماع كنار مى‏زنند و افراد ناصالح و مطرود را به جاى آنها قرار مى‏دهند.

- «بيت المال» را ميان حواشى و طرفداران خود تقسيم مى‏كنند.

- طرفدار انواع تبعيضها، تحميق‏ها و پراكندگيها هستند و با اين مشخّصات مى‏توان آنها را شناخت و شناساند.

 «دجّالها» صفوف ضدّ انقلابى مرموز و پنهانی را منافقانه تشكيل مى‏دهند، و «سفيانيها» صفوف ضدّ انقلابى آشكارا، و هر دو، در واقع يك موضع دارند در دو چهره مختلف و تا صفوف آنها در هم شكسته نشود تضمينى براى «پيشرفت» و «بقاى» انقلاب جهانی حضرت مهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشريف نيست.

                       برای اطلاع بيشتر به کتاب حكومت جهانى مهدى (عج) نوشته مرجع عاليقدر آيةالله مکارم شيرازی مراجعه شود.

رسالت و مسئوليت بزرگ جهان اسلام

در قرن بيست و يکم که دنيای امروز مدعی آزادی برای انسان است و حتی سازمان دفاع از حقوق حيوانات تأسيس می کند امّا در عراق، سوريه، پاکستان، افغانستان، لبنان، بحرين، عربستان و... کسانی هستند که فتوای قتل و کشتار جمعی صادر می کنند! چه کسی و چه نهادی و چه مکانيزيمی و چه ابزارهايی برای مهار اين خون آشامان قرن وجود دارد؟ هر روز صدها نفر از کودک و پير و جوان با گناه و بی گناه  بدون تمايز در انفجاری ناگهانی به سرنوشتی دردناک دچار می شود.

بدون شک مقابله با اين پديده وحشتناک بطور يقين مقابله به مثل نيست و پاسخ خوشونت آميز نيستد امّا در اين ميان اگر مسلمانان برای اين بيماری خطرناک، چاره ای نيانديشند، دامنه شعله های سوزان آن، تمامی عالم اسلام را فراخواهد گرفت.

راههای مختلفی برای خنثی کردن اين توطئه شوم وجود دارد که به برخی آنها اشاره می شود، ولی يکی از مهم ترين راه کارهای مقابله با اين جريان ورود علمای بزرگ و انديشمندان جهان اسلام به ميدان مبارزه است. اگر توسط علمای اسلام ماهيت فتنه های تکفيری روشنگری شود و سخيف بودن مبانی اعتقادی آنان تبيين گردد، مسلمانان به گوش جان اين ندا را خواهند شنيد و از آن تبعيت خواهند نمود.

اتحاد با بصيرت و پيروی از رهبريت دينی

بدون شک تفرقه عامل اصلی فرصت طلبی دشمن در سير تاريخ بشر بوده است و تا آخر الزمان اين ويروس خطرناک بسيار زيانبار خواهد بود. امّا وقتی که سخن مرجعيت محور وحدت و حرکت مردم قرار گيرد، موفقيت نيز با آنان همراه خواهد بود و انشاءالله مردم عراق با پيروی از مرجعيت در برابر داعش پيروز خواهند شد.

نتيجه اتحاد با بصيرت و پيروی از رهبريت دينی را می توان به ملت ايران اشاره کرد که با پيروی از رهنمودهای رهبری آگاه، مدبر و شجاع امنيت، استقلال و سربلندی اين کشور اسلامی در جهان زبانزد است.

روشنگری ماهيت و حقيقت سلفی گری و تکفيری

روشنگری ماهيت و حقيقت سلفی گری و تکفيری و افشاگری  ماهيت فتوا دهندگان بايد توسط علمای حوزه ها و مدارس دينی و آموزشی و هم توسط اساتيد دانشگاهها در سراسر جهان اسلام  انجام شود تا جوانان و عموم مردم با اين مرام مسلک آشنا شوند و دچار گرداب مهلک آن نگردند.

لازم است هماهنگی صورت گيرد و ابتدا علما و دانشمند اسلامی و اساتيد دانشگاه در يک مجمع جهانی همايش و هم انديشی داشته باشند.

کنگره بين المللی اسلامی جريان‌های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای بزرگ اسلام در قم

يکی از تجربه های موفق کنگره بين المللی اسلامی «جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام» می باشد که از روز يکشنبه دوم آذر ماه 1393، آخرماه محرم 1436 مطابق با 23 نوامبر 2014 بمدت دو روز با اشراف و نظارت حضرت آيت الله مکارم شيرازی و مديريت علمی آيت الله سبحانی زيد عزّهما از مراجع معظم شيعه و با حضور ساير انديشمندان جهان اسلام از ۸۳کشور که حدود سيصدمهمان خارجی، دويستمهمان شيعه داخلی و يکصدمهمان اهل سنت داخلی در جمهوری اسلامی ايران، شهر مقدس قم برگزار گرديد.

اين در حالی است که جهان اسلام بيش از همه اعصار درگير فتنه تکفيری ها برای احقاق شعار اصلاح گری دينی است و همه روزه شاهد به زمين ريخته شدن خون مسلمانان بی گناه و تخريب آثار و ابنيه اسلامی به دست جنايت کاران جريان تندروی تکفيری هستيم، جريانی که نه با شيعه سر سازش دارد و نه اهل سنت را برمی تابد، اين جريان وابسته و دست پروده صهيونيست جهانی با قرائتی خودساخته از آموزه های اسلامی سعی در تخريب هر چه بيشتر اسلام ناب محمدی در نگاه جهانيان دارد و برای رسيدن به اين هدف از هيچ جنايتی نمی هراسد. در چنين شرايطی و در واکنش به افکار مخرب و غير اسلامی اين جريان، جمعی از علمای وارسته جهان اسلام به خصوص مرجعيت شيعه، جهت شناساندن عقائد، آراء و کارنامه عملی جريان های تکفيری و همچنين ارائه راهکارهای کاربردی مقابله با آن حرکتی علمی و معرفتی را آغاز کرده اند و کنگره بين المللی «جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام» يکی از اولين نمونه های عملی و عينی اين حرکت می باشد.

از طرف رئيس ستاد اجرايی کنگره اعلام گرديد: بيش از يکهزار چکيده مقاله به اين کنگره ارائه شده است که در کنار اين مقالات برخی فعاليت های تحقيقی از جمله کتاب «تخريب آثار و ابنيه اسلامی توسط تکفيری ها»آماده شده است، در مجموع بيش از سیعنوان کتاب محصول علمی اين کنگره خواهد بود.

عکس از کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری

 

عکس کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام، شهر مقدس قم محرم الحرام 1436

ااا

ديدگاههای دانشمندان در کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری

ااا

مولوی عبدالحميد عالم اهل سنت ايرانی:

ما مسلمانان چه شيعه وچه سنی با هم برادريم واتحادی عميق داريم.

 

 

ما مسلمانان چه شيعه و چه سنی دارای مشترکات بسياری می باشيم و آن داشتن کتاب مشترکی به نام قرآان و عشق به پيامبر بزرگوار و اهل بيت مکرم ايشان از جمله حضرت علی عليه السلام و حضرت فاطمه وحسن وحسين عليهم السلام می باشد.

ايشان کنگره جهانی جريانهای افراطی وتکفيری را امری قابل تقدير در اين موقعيت حساس دانست موقعيتی خطير برای جهان اسلام که اين کار هوشمندانه در ام القرای جهان شيعه توسط بزرگواران انجام شده است و همچنين وجود دوستی و برادری و برابری تشيع و تسنن را موقتی و بی پايه و اساس ندانست و آن را يک اتحاد بر اساس مهر و برادری اعلام کرد. و همچنين با انتقاد شديد از جريانهای تکفيری و افراطی آن را به چالش کشاند.

عثمان محمد جاء ايب، رييس شورای عالی اسلامی گامبيا:

کنگره جريان های تکفيری از ديدگاه علمای اسلام گامی اصلاحی برای مقابله با انديشه تکفير است.

محمد خليل، عالم تونسی:

تكفيريها بهترين ياور غربيها در سركوب مسلمانان هستند. تكفيريها دارای تفكر يهوديت هستند و هر كس را كه مخالف عقيده آنها باشد كافر می دانند.

صلاح الدين السنوسی عالم سودانی:

تکيه بر اشتراکاتی که ميان مذاهب مختلف وجود دارد يکی از ضروريات امروز دنيای اسلام محسوب می شود.

-تکفير باعث ايجاد تفرقه و سوء ظن بين مسلمانان و ايجاد شکاف بين آن ها شده اند.

-فتوای تکفيری ها بر اساس هوای نفسانی موجب تحريف دين، عدم انتشار اسلامی و تفرقه بين مردم و حکومت ها شده است.

- تکفير خطرناک است و مسلمانان نبايد تعامل و هم نشينی با آن ها داشته باشند.

- بايد تکفيری ها را با منطق و برهان هدايت کنيم و امت اسلامی از تفرقه دوری کنند و اعتدال را گسترش دهند.

ابرهيم امين رييس دفتر حزب الله لبنان:

 

هدف تکفيری ها تضعيف کشورهای اسلامی از طريق ايجاد اختلاف است.

آيت الله بوشهری رييس حوزه علميه قم:

تکفيری ها حاشيه امنی برای مستکبران بوجود آورده اند.

استاندار قم:

اين کنگره اجماع و وحدت علمای بلاد اسلامی را به تصوير کشيد.

بيانيه پايانی کنگره جهانی جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»(البقرة : 208)

الحمدلله رب العالمين و صلی الله علی سيدنا محمد و آله الطيبين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الی يوم الدين .

در شرايط کنونی جهان که امت اسلامی بايد جايگاه شايسته خود را در عرصه بين الملل بيابد، متاسفانه جهان اسلام يکی از تلخ ترين و دشوارترين دوره های خود را می گذراند.

جريان های افراطی و تکفيری با اقدامات خود، موجب تفرقه مسلمين، انحراف نگاه از مسايل اصلی جهان اسلام، تقويت جبهه دشمن و تداوم سلطه و غارت منابع و ثروت کشورهای اسلامی شده اند و خون و مال و عرض مسلمين و بی گناهان را مباح دانسته، با خشونت و قساوت تمام، آنان را قربانی انديشه های انحرافی و اعمال جنايتکارانه خود می کنند.

در چنين شرايطی، با ايمان به جامعيت دين اسلام به عنوان رسالتی جهانی، جاودانی و تمدن ساز، رسالت علمای بزرگ دين اقتضا دارد که ضمن افشای ماهيت اين جريانات و تبيين انحرافات آنها، معارف و آموزه های اصيل اسلامی را به جهانيان معرفی و به فرموده پيامبر اکرم(ص) که اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و اذا کتم فعليه لعنة الله، نقش بايسته خود را در مقابله با اين بدعت ها و آثار زيانبار آن ايفا کنند.

بر همين اساس، کنگره جهانی "جريان های افراطی و تکفيری از ديدگاه علمای اسلام" در روزهای 29 محرم الحرام و اول صفر 1436 هجری قمری، برابر 2-3 آذر ماه 1393 و 23-24 نوامبر 2014 ، به دعوت دو تن از مراجع دينی گرانقدر حوزه علميه قم و با حضور صدها تن از علما و متفکران، از بيش از 80 کشور جهان، در شهر قم برگزار شد تا ضمن افشا و محکوم کردن جريانات افراطی و تکفيری، مصوبات و نتايج کنگره را به شرح زير اعلام نمايند:

1-اسلام دين رحمت، اخوت و دعوت به نيکی و احسان است و پيامبر اکرم (ص) هدف بعثت را اتمام مکارم اخلاق اعلام داشته، راز گسترش اسلام و گرايش به رسول اکرم نيز طبق بيان قرآن کريم در عطوفت و مهربانی ايشان معرفی شده است: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ...» (آل‏عمران : 159) . از اين رو همه مسلمانان، به ويژه علما و فرهيختگان بايد به تأسی از پيامبر اکرم (ص) و ائمه اهل بيت(ع) و رهبران و علمای مذاهب ، برخورد همراه با صلح و مودت، نه تنها با مسلمان که حتی با پيروان اديان ديگر را سرلوحه کار خود قرار دهند و با هر تلاشی برای ارائه چهره ای خشن از دين مبين مقابله کنند.

2-دين مبين اسلام، در برابر انديشه های مخالف ، اصول سه گانه حکمت، پند نيکو و جدال احسن را مقرر فرموده است: «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ ...» (النحل : 125) . از اين رو هرگونه اهانت به مقدسات و رموز مذاهب اسلامی و اديان ديگر، از آداب و رويه اسلامی به دور است و مسلمانان بايد از آن خودداری ورزند و با پيروان ساير اديان تا زمانی که به پيکار با دين و اسلام و مسلمين اقدام نکرده اند، با مدارا و گفتگو برخورد کنند: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً...» (آل‏عمران : 64) .

3-براساس تعاليم حيات بخش اسلام، هر انسانی که شهادتين را بر زبان جاری کند، در دين اسلام وارد شده و خون، مال، ناموس و آبرويش بايد محترم شمرده شود و نمی توان هيچ کس را که اظهار اسلام می کند، خارج از اسلام و ايمان دانست، چنان که قرآن کريم می فرمايد: «... وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً ...» (النساء : 94) .

4- از آنجا که کفر درانديشه اسلامی به انکار يکی از اصول ايمان به خدا، پيامبر(ص) و آخرت يا انکار ايمان اجمالی به تمام آنچه خداوند نازل فرموده است، گفته می شود، لذا برخی انديشه های انحرافی که به بهانه های واهی و به دليل بعضی باورها يا مراسم دينی که مورد قبول اکثريت علمای اسلام است، ساير مسلمانان را تکفير می کنند، محکوم و مردود است و از آنجا که اين انديشه های انحرافی زمينه تفرقه مسلمين ، نفوذ دشمنان و خدای ناکرده تسليط اراده آنان بر جوامع اسلامی را فراهم می کند، بايد به عنوان انديشه های ضد اسلامی افشا و با آنها مقابله شود و به ويژه بر علما و مراجع دينی است که با صدور فتوای قاطع خود گامی مهم در مبارزه با تکفير بردارند.

5-رواج تکفير در جامعه، فتنه ای است که نزد قاطبه مسلمانان منفور بوده است. لذا به تأسی از فرموده پيامبر اکرم که «يمرقون من الدين کما يمرق السهم من الرميه» و با پيروی از سنت مسلمين در مبارزه با انديشه های تکفيری از دوره خوارج در قرن اول، تا رواج مجدد اين انديشه ها در قرن دوازدهم و تا عصر حاضر که شاهد جنايات گسترده گروه های تکفيری در جهان اسلام هستيم، مسلمانان بايد چون گذشته به مخالفت با تکفير اهل قبله همت نمايند و آتش فتنه جديد را خاموش کنند تا آثار زيانبار آن، مقدسات و مصالح امت اسلامی را به نابودی نکشاند.

6- با توجه به حرمت خون ، مال، عرض و آبروی اهل قبله، تعرض به آنها و قتل مسلمانان، گناهی نا بخشودنی و مستوجب غضب و لعن و عذاب الهی است: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً» (النساء : 93) . لذا هر اقدام عملی براساس انديشه های تکفيری ، از جمله عمليات انتحاری ، انفجار ، ترور، قتل و کشتار و هرگونه اذيت و آزار اهل قبله، اباحه اموال و نواميس آنان، ايراد خسارت های مالی، تخريب و هدم اماکن و آثار اسلامی، حرام شرعی و نمايش تصاوير اين عمليات جنايتکارانه موجب وهن دين مبين و ارائه تصويری غير واقعی و خشن از اسلام و خود حرامی مضاعف است و بر همه مسلمانان، مقابله با اين پديده شوم، از راه روشنگری و خشکاندن ريشه های فکری تکفير - که متأسفانه در بعضی کشورها حتی به کتابهای درسی مدارس راه يافته است - قطع فوری حمايت های مالی، نظامی و سياسی از گروه های افراطی و به ويژه توقف اعزام مزدوران برای نبرد عليه ملت های منطقه، تقويت ارتباط، گفتگو و همکاری ميان کشورهای اسلامی و نيز رصد مستمر تحولات و نقاط ضعف و قوت و تهديدات، چالش ها و فرصت های فراروی امت اسلامی، واجب و ضروری است.

  7-ضمن محکوم کردن جنايات گروه های تکفيری در کشور های منطقه، به ويژه عراق و سوريه و ابراز نگرانی از احتمال گسترش آن در صورت عدم مقابله، که موجب به فراموشی سپردن دفاع از قبله نخست مسلمانان و سرزمين غصب شده فلسطين شده است، از قيام حق طلبانه مردم فلسطين برای نجات قدس عزيز از چنگال رژيم غاصب صهيونيستی که از مصاديق بارز دفاع مشروع و از واجبات شرعی برای پايان بخشيدن به اشغال بخشی از دارالاسلام است، حمايت کرده، پشتيبانی همه آحاد امت اسلامی از آزادی همه سرزمين فلسطين را يک فريضه دينی می دانيم.

8- از آنجا که علاوه بر توطئه دشمن در ايجاد تفرقه بين مسلمين و تکفير آنها، جهل و ناآشنايی با تعاليم اسلام نيز از علل گرايش بعضی افراد به انديشه های انحرافی و گروه های تکفيری است، رسالت علمای دين اقتضا می کند که تمام توان خود را برای آگاه ساختن جوانان مسلمان فريب خورده بسيج کنند، خطر جريان های تکفيری و افراطی را به عامه مسلمانان گوشزد نمايند و ريشه های فکری آنها را با دليل و منطق بخشکانند.

9- از آنجا که دشمنان اسلام از جريان های افراطی و تکفيری به عنوان عاملی برای ايجاد و پيشبرد پروژه های اسلام هراسی و جلوگيری از رشد و گسترش اسلام در جهان استفاده می کنند، علمای حاضر در کنگره با صراحت اعلام می دارند که جريانات تکفيری و افراطی هيچ ارتباطی با آيين حيات بخش اسلام ندارند. لذا بايد توانمندی ها و روحيه انقلابی کفر ستيزی و استعمار ستيزی جوانان غيور مسلمان را تقويت و از انحراف آنها به سوی برادر کشی و مسلمان ستيزی جلوگيری کرد تا راه بر تحقق اهداف دشمنان در کشور های اسلامی بسته شود.

10- با تأکيد مجدد بر اين که وحدت اسلامی رمز موفقيت امت در تحقق آرمان های اسلام، باز آفرينی تمدن نوين اسلامی و نشر فرهنگ حيات بخش اسلام در سطح جهان است، همه مسلمانان بايد با توطئه های دشمنان اسلام در ايجاد تفرقه و گسترش عداوت ميان مسلمين مقابله کرده، اجازه ندهند که دشمنان با استفاده از جريان های افراطی و تکفيری، در مخدوش کردن چهره اسلام و ارائه تصويری خشن و غير انسانی از سيمای رحمانی اين دين مبين، به اهداف شوم خود برسند.

11- با توجه به ضرورت معرفی اصول و تعاليم اسلام و خودداری از ترويج اختلافات بين مذاهب که بايد در چارچوب مباحثات علمی اسلام شناسان منحصر بماند و نيز به کارگيری همه ابزارها برای آگاهی بخشی جوامع اسلامی، به همه اصحاب قلم و رسانه، شبکه های راديويی و تلويزيونی، رسانه های مکتوب و فعالان فضای مجازی توصيه می شود که با هرگونه سوء استفاده از عنوان مذاهب مختلف و اهانت به يکديگر مقابله کنند و هر اقدام مخالف وحدت و تقريب را تحريم و افشا کرده، دفاع از مقدسات و مصالح امت اسلامی را در برابر دشمنان قسم خورده اسلام، از جمله آمريکا و رژيم صهيونيستی وجهه همت خود قرار دهند.

12- با توجه به نقش علمای جهان اسلام در هدايت جوامع اسلامی و ضرورت يافتن راه حل های مناسب و مشروع جهت برون رفت از مشکلات کنونی، پيشنهاد می شود «مجمع جهانی علمای اسلام» برای دستيابی به ديدگاه های مشترک، رفع سوء تفاهم و پرهيز از دامن زدن به مسائل اختلافی تشکيل شود تا علاوه بر تقويت همگرايی ميان علمای اسلام، زمينه برای مقابله با چالش های پيش روی امت اسلامی و جهان بشريت فراهم شود.

ايجاد دبيرخانه دائمی مبارزه با جريانات افراطی و تکفيری و تشکيل و اعزام گروه های حسن نيت و ميانجی گيری ميان طرف های متخاصم در جهان اسلام، زير نظر اين مجمع جهانی از ديگر اقدامات ضروری است که بايد نسبت به انجام آن همت و اقدام کرد.

در پايان، شرکت کنندگان در کنگره، با تجليل از حمايت های مستمر رهبری، دولت و ملت جمهوری اسلامی ايران از روند وحدت اسلامی و تقريب مذاهب، از تلاش های مراجع عظام تقليد در تحريم تکفير و هرگونه اهانت به مقدسات مسلمين، به ويژه حضرت آيت الله العظمی مکارم شيرازی رياست عاليه اجلاس و حضرت آيت الله العظمی جعفر سبحانی دبيرعلمی اجلاس و نيز علمای بزرگ ديگری که در جهت کمک به حل و فصل مسائل جهان اسلام نقش آفرينی نموده اند، تقدير و تشکر می شود و اميد می رود که سيره نيکوی اين مراجع و رهبران دينی جهان اسلام، وجهه همت همه علما، فرهيختگان، انديشمندان و آحاد امت اسلامی قرار گيرد.

 و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين

 قم المقدسة - اول صفر 1436

در نتيجه پس از دو روز کنگره در شهر مقدس قم با حضور علمای ۸۳کشور اسلامی با سلامت و عافيت برگزار شد.

سپس شرکت‌کنندگان با رهبر معظم انقلاب اسلامی ملاقات کردند.

عکس العمل بی بی سی (BBC) نسبت به کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری

سکوت معنی دار شبکه های خبری نسبت به اين حادثه مهم تاريخی جای تعجب نيست چون هشتاد درصد بنگاههای خبری بطور مستقيم و مابقی غير مستقيم زير سلطه صهيونيست بين الملل قرار دارند و بدون رضايت آنها چيزی را گزارش نمی کنند.

ولی جای تعجب و البته جای سوال دارد چرا بنگاه تفرقه افکن بی بی سی (BBC) نسبت به کنگره بين المللی اسلامی جريان های افراطی و تکفيری ساکت ماند؟ و حتی يک پاراگراف يک سطری هم در سايت های خبری آنها گزارش و ثبت نشده است؟! اين در حالی است که بنگاه تفرقه افکن بی بی سی (BBC) درشبکه ها و سايت های خود در همه صحنه های جريان های افراطی و تکفيری اعلام حضور می کرد ولی چه عاملی باعث بای کوت کردن خبر اين کنگره عظيم و پر ثمر شده است؟

برای کسانی که با هويت و ماهيت صهيونيست جهانی آشنايی دارند جواب روشن است، چرا که ايجاد تفرقه و بهره وری از آن جز مبانی اساسی آنهاست، تفرقه بينداز حكومت كن و به عبارت عربى «فرق تسد» و لذا هر آنچه سبب وحدت امت اسلام گردد مرگ سياسی و پايان چپاول قدرت های سلطه خواهد بود از اين رو انتظاری غير از سکوت از بنگاههای مزدور و وابسته غربی نيست.«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»(آل‏عمران : 103) .

امروز بر اهل قلم، بيان و فکر مشخص نمودن چهره استعمارگران و دست نشانده های آنها برای مردم مسلمان تکليف شرعی است و تفهيم اين كه چگونه دين، جان، عفت، اقتصاد، منابع طبيعى، فرهنگ، اخلاق، استقلال و همه چيز ما را با اختلاف و شکاف بين مسلمين تاراج مى‏كنند و سر سپردگان اجنبى به نام زمامدار مسلمان چگونه نقشه های شوم و خطرناک آنها را پياده و به عياشى و چپاول و از بين بردن اسلام و زحمات پيامبر عزيز مشغول هستند.

گام اوّل درمان زخم های عميق امّت اسلام اتحاد و همبستگی است و آن هم زمانى امكان پذير می باشد كه مردم آگاه شده و احساس نياز نمايند و با شعار متحد شويد كارى از پيش نمى‏رود، بايد به مردم آگاهى داد و بيدارشان نمود و نياز را فهمانيد تا همچون بيمار احتياج به درمان را احساس كنند، امروز اين مسئوليت بزرگ همه مسلمين جهان علی الخصوص رسالت عظيم علما اسلام است.

مکانيسم حقوق بشر در صحنه بين الملل

يکی ديگر  از راهکارها در حوزه حقوق بين‌الملل است، استفاده از مکانيسم موجود در جهان يعنی بهره مندی از گزارش های ديدبان های حقوق بشر، هر چند اين مکانيسم به قدرت های سلطه وابسته است اما بايد تلاش نمود و از اين رهگذر نيز بهره جست.

می‌توان از گزارشگر‌های ويژه سازمان ملل دعوت کرد تا در حوزه و مجامع علمی پرتوان حضور يابند. بايد از بيانيه، سخنرانی تلويزيونی و مصارف داخلی فاصله گرفت و به جای آن از ظرفيت‌های بين‌المللی استفاده کرد.

گزارشگر ويژه آزادی و حمايت از دين و اعتقادات، آقای بيلفلد، در گزارش اخير خود به فتوای يکی از مفتی های عربستان در تکفير تشيع اشاره می‌کند و آن را يکی از موارد نقض حقوق بشر می‌خواند.

 

ادامه دارد...

 

تحقيقات و مطالعات اسلام ومعارف الهی

http://www.islam-ds.ir

Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید