بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

آغاز تحقيق: 29 جمادی الاول 1431- 24/2/89

آخرين بررسی: 11/3/93

جمع ساعات تحقيق: 72 + 2

موضوع: عرفان و آداب مکّه مکرمه و مسجدالحرام

کنترل اعمال، فضيلت،توصيه ها، اذکار، اشعار و وداع

ويژه روحانيون کاروان ها و زائرين بيت الله الحرام

گزيده مطالب:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ» .

نخستين مرکز هدايت و بندگی بيت الله الحرام است و شهر مکّه نيز به تبع خانه خدا ساخته شد و گسترش يافت. شهر مکّه محل خانه خدا و از آنِ تمام مردم جهان است و نبايد مالک خصوصی داشته باشد...كعبه مشرّفه نخستين قبله‏گاه بشر بوده است؛ چرا كه كعبه به دست آدم عليه السلام بنا گرديد و توسط ابراهيم خليل الرحمان به امر پروردگار تجديد بنا و معمارى شد و به عنوان محلّ عبادتِ همه انسانها تا روز قيامت برگزيده گشت.

سزاوار نيست كه كسى ساختمانى بلندتر از كعبه بسازد، متن روايت: ... وَ لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ‏ يَرْفَعَ‏ بِنَاءً فَوْقَ‏ الْكَعْبَةِ».

در روايات شريف سفارش شده به كعبه‏ معظمه زياد نگاه كنيد كه موجب آمرزش گناهان بوده و عبادت است.

حجرالأسود از بهشت نازل شد در حالى كه از شير سفيدتر بود ولى گناهان فرزندان آدم آن‏را سياه نمود.

مُستجار، محلّ پناه‏جويى، التجا و التماس براى آمرزش گناهان است، در اين مكان شريف دعا مستجاب مى‏گردد.

مقام ابراهيم گواه روشنى بر توحيد و آيتى از آيات الهى می باشد و چنان که قرآن می فرمايد بيّنه‏اى از بينات است.

حِجر اسماعيل محل زندگى هاجر و فرزندش و محل دفن آنها و بسيارى از انبياء الهى می باشد. و خداوند به جهت تجليل از فداكارى‏هاى هاجر دستور داد حجر را مثل كعبه طواف كنند.علی بن الحسين عليهما السلام شب‏ها در حجر اسماعيل به راز و نياز مشغول مى‏شدند، بعد از نماز پيشانى بر زمين مى نهاد و مناجات مى کرد.

از ديگر نشانه‏هاى خداوندى در مسجدالحرام چاه زمزم است و همواره مورد توجه زائران بيت اللَّه قرار دارد.

صفا و مروه دو كوه کم ارتفاع در شرق مسجدالحرام قرار دارند،... حضرت آدم بر كوه صفا در برابر خانه خدا به مناجات ايستاد و از «مصطفى» بودن آدم اين كوه صفا شد و هر كس از اين مکان «صفا» برگيرد، مصطفاى خداوند متعال خواهد شد.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «حج و عمره دو بازار از بازارهاى آخرت هستند، هر كس كه عمره و حج بجا آورد از ميهمانان خداوند است، اگر او را زنده بدارد، گناهى براى وى باقى نماند و اگر بميراند او را در بهشت جاى دهد.

يكى از اعمال مستحب مؤکد در مكّه معظّمه طواف كعبه است و بهترين سوغات برای کسانی است که در آن سرزمين حضور ندارند.

زائران عزيز براى شروع طواف هرگز نبايد از مقابل حجرالاسود يا نزديك آن به محل طواف وارد شوند و سبب اذيّت و مزاحمت برای طواف کنندگان فراهم آورند.

هر كس در مسجد الحرام يك نماز واجب بجا آورد خداوند متعال بخاطر همان يك نماز كليّه نمازهاى او را از زمانى كه نماز بر او واجب شده بجا آورده، و نيز همه نمازهائى را كه تا زمان وفاتش خواهد خواند از او می پذيرد.

امام صادق عليه السلام فرمود: هركس با اهل سنت، در صف اوّل آنها نماز بگزارد، مانند كسى است كه پشت سر رسول اللّٰه (ص) در صف اوّل نماز گزارده است.

ثواب يازده رکعت نماز شب در مسجدالحرام معادل يک ميليون و يکصد هزار رکعت در مکان ديگر است.

سه خصلت لازم در طول سفر:1- ورعى که انسان را از معاصى و گناهان بازدارد2- صبوری کند و کم حوصله نباشد.3- و رفتار خوش با کسانى که همسفر او هسنند، علی الخصوص سالمندان.

هنگامه پايان سفر حاجى با بيت پروردگار خدا حافظی كند و آخرين آداب و اعمال بيت الله الحرام را بجا آورد.

نشانه پذيرفته شدن حج اين است كه حاجى عزم جدّى بر ترك گناه داشته باشد، اگر در خود چنين حالت را احساس كرد حجش پذيرفته شده است.

ياد آوری:

- در مكه مكرمه، همواره با وضو باشيد و روزانه حداقل يك غسل زيارت به جا آوريد.

-از پشت به كعبه نشستن خوددارى نماييد.

- در هنگام ازدحام، مردها از استلام حجرالاسود خوددارى كنيد.

- بانوان زائر از استلام حَجَر پرهيز نمايند.

- از بحث و جدل با مأموران حرم بپرهيزيد و جهت برقراری نظم با آنها همکاری کنيد.

-تلاوت سوره مبارکه النبأ بر جبل صفا برای دعوت مجدد.

- شايسته است در مسجد الحرام قرآن ختم شود، لذا تا مى‏توانيد قرآن تلاوت كنيد.

- قرآن را روى زمين نگذاشته و از مسجدالحرام آن را خارج نكنيد.

-موقع نماز جماعت از مسجد خارج نشويد و نمازها را در مسجدالحرام به جماعت بخوانيد.

- در موقع ازدحام و شلوغى از خواندن نماز طواف مستحبى پشت مقام ابراهيم عليه السلام خودداری کنيد.

- خانم های معذور برای وداع می توانند به مسعی رفته و از دور دعای وداع را بخوانند.

 

 

فهرست

مقدمه. 7

شب اول جلسه کنترل اعمال. 8

توطئه شيطان برای از بين بردن اعمال. 8

باقی ماندن در احرام8

برترين و بی نظير ترين بازار جهان. 9

بهترين سوقات.. 9

اخلاق نيکو در سفر روحانی عرفانی حجّ. 9

عرفان فيزيکی و فلسفه مسجدالحرام10

کعبه مشرّفه. 10

اركان‏ كعبه و فضائل آن‏. 11

ركن يمانى:12

حجرالاسود، آيت آسمانی. 13

حَطيم14

محدوده حَطيم15

مُلْتَزَم‏16

اسرار و فضايلمُلْتَزَم‏16

موقعيت مُلْتَزَم‏17

توبه حضرت آدم عليه السلام در مُلْتَزَم‏17

مُسْتَجار. 18

سفارش امام صادق عليه السلام نزد مُسْتَجار. 19

موقعيت مُسْتَجار. 20

حادثه‏اى تاريخی در مُسْتَجار. 20

ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف نزد مُسْتَجار. 20

مقام ابراهيم عليه السلام21

حِجراسماعيل عليه السلام22

دعای امام سجّاد عليه السلام در حجراسماعيل. 23

مختصات و موقعيت حِجراسماعيل. 23

ناودان کعبه. 24

چاه زمزم25

ماجرا اعجاز آب زمزم25

آداب آشاميدن آب زمزم26

صفا و مروه27

مختصّات صفا و مروه27

فلسفه سعی، صفا و مروه28

آداب و مناجات صفا و مروه29

فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام در قرآن کريم30

سوره مبارکه الحجّ آيه شريفه 25 : مکه شهر بين الملل. 31

سوره مبارکه آل‏عمران آيه شريفه 96 : خانه خدا نخستين مرکز هدايت و بندگی. 31

سوره مبارکه المائدة آيه شريفه 97 : كعبه نماد هماهنگی اجتماعى و سعادت.. 31

تعيين سمت قبله با استفاده از خورشيد32

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 125 : خانه خدا پايگاه گردهمايی و امنيّت مردم32

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 127 : مهندس و معمار خانه خدا33

تاريخ تاسيس كعبه در قرآن و روايات.. 34

مهندسی و تجديد بناى كعبه‏. 35

حجر الاسود و عتيق بودن کعبه. 35

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 126 : دعای ابراهيم خليل و امنيّت سرزمين مکّه. 36

سوره مبارکه العنكبوت آيه شريفه 67 : سوء استفاده از امنيّت حرم36

فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام در روايات شريف.. 36

کعبه شعبه‏اى از بهشت رضوان و مسير آمرزش الهی. 36

برتری جايگاه کعبه مکرمه. 37

نماز و صدقه در مکّه مکرمه. 38

صد هزار برابر ثواب نماز و صدقه در مکّه مکرمه. 38

ثواب نماز و انفاق در حرمين. 39

ثواب نماز واجب در مسجدالحرام39

ذکر، تسبيح و تلاوت قرآن در مکّه. 39

نگاه کردن به کعبه. 40

توصيه هنگام برگزاری نماز جماعت، ادب و احترام آن. 41

نماز استداره‏اى در مسجد الحرام41

ولايت شرط قبولی اعمال. 42

ديگر فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام42

اولياء الهی و زيارت مکّه مکرمه. 43

روش زيارت امام مجتبی× به مکّه مکرمه. 43

روش زيارت سيدالساجدين زين العابدين× به مکّه مکرمه. 43

اشعار مناسب مکه مکرمه. 44

زَهر است عطای خَلق هر چند دوا باشد44

رباعيات شيخ ابو سعيد ابوالخير جهت گشايش کارها44

الله بفرياد من بی کس رس.. 44

يا ربّ ز قناعتم توانگر گردان. 44

ای خالق خلق رهنمائی بفرست.. 44

بهترين وسيله تقرب.. 44

يا ربّ به محمد و علی و زهرا45

آداب و احترام حَرَم و مسجدالحرام45

نذورات و هدايا برای مسجدالحرام46

آداب ورود به حَرَم الهی و مکّه مکرمه. 46

دعا هنگام داخل شدن حرم و شهر مکّه مکرمه. 46

آداب ورود به مسجدالحرام47

دعای قبل از ورود به مسجد الحرام47

دعای در مقابل کعبه معظمه. 48

دعای محاذى حجر الأسود49

دعای مقابل حجرالأسود49

اعمال واجب و مستحب حرم50

اهميت، جايگاه و اقسام طواف.. 50

ادب در هنگام طواف.. 52

طواف مستحب:52

طواف حاجت:52

آداب وداع با مسجدالحرام و آخرين جلسه هماهنگی. 53

طواف وداع. 54

دعای وداع. 55

نشانهای قبول اعمال حجّ. 56

خدا حافظ ای کعبه ای بزم يار. 56

 

مقدمه        

در حرم پروردگار ولی نعمت خود را فراموش نکنيم و برای سلامتی و ظهورش دعا کنيم:

«اللهُمَ‏ كُنْ‏ لِوَلِيِّكَ‏ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى‏ ابآئِهِ فى‏ هذِهِ الساعَةِ وَفى‏ كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَليلًا وَعَيْناً حَتّى‏ تُسْكِنَهُ ارْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلًا» .

رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد     ما به قربان تو رفتيم و همان جا مانديم! شاعر: مير نجات اصفهانی

يابن الحسن3

ای مُجرم مُحرم شده در کنج حَرَم                  مُحرم که شدی بکوش که مَحرَم گردی

حالا که مُحرم شدی، حالا که توفيق ورود به حرم و حريم پيدا کردی، مَحرَم شو کاری نکن که امام زمان را برنجانی، ديگر سراغ گناه نرو! فکر گناه هم نکن.

شب اول جلسه کنترل اعمال

بعد از اعمال اولين گروه از زائران در شب اول و قبل از شروع اعمال معذورين، جلسه کنترل اعمال و توصيه به زائران در مکه مکرمه بر گزار می گردد.

لازم و ضروری است در اولين فرصت توسط شخص زائر عزيز و روحانی محترم کاروان اعمال انجام شده بررسی شود و در صورت مشاهده نقص و يا اشتباه آن را جبران نموده تا حاجی دچار محرمات احرام نگردد. و بهتر اين که آنها نيز به همراه معذورين نواقص و اشتباه را جبران کنند.

توطئه شيطان برای از بين بردن اعمال

«إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ»(يوسف : 5) ؛ براستى كه عداوت و دشمنى شيطان با انسان ظاهر و آشكار است.

توطئه شيطان برای از بين بردن اعمال طی چند مرحله صورت می گيرد:

الف- قبل از عمل در اعتقادات شک وارد می کند تا انسان موفق به عمل صالح نشود.

ب- در حين عمل با تلقين بزرگ بينی، شايسته سالاری خود و ريا عمل انسان را باطل می کند. بعد از توفيق انجام اعمال صالح نيز شيطان با وسوسه رياکاری و خودنمايی سبب ابطال عمل انسان می گردد. 

ج- تا پايان عمل اگر نتوانست عمل را باطل کند با حربه ديگر ضربه شک در صحت را وارد می سازد، که انسان شک کند عمل را صحيح انجام داده يا نه، بايد مواظب بود و بعد از اعمال وسوسه و شک را بخود راه نداد.

باقی ماندن در احرام

آرامش و ثواب کسانی که بايد مدت زيادی در احرام باقی بمانند علی الخصوص خانم های حائض.

پيامبر اکرم| گاهی چندين روز در احرام باقی می ماندند.

احرام يعنی تسليم و پايداری در ترک محرمات و مقاومت در بندگی خداوند متعال، بنابراين باقی ماندن در احرام فضيلت والايی است که با توفيق الهی شامل انسان می شود. و معادل احرام می توان به اعتکاف اشاره نمود که اقل آن سه روز است.

برترين و بی نظير ترين بازار جهان

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «حج و عمره دو بازار از بازارهاى آخرت هستند، هر كس كه عمره و حج بجا آورد از ميهمانان خداوند است، اگر او را زنده بدارد، گناهى براى وى باقى نماند و اگر بميراند او را در بهشت جاى دهد. متن روايت:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّٰهِ عليه السلام، قَالَ: «الحجُ‏ وَ العُمْرَةُ سُوْقانِ‏ مِنْ أسواقِ الآخِرةِ اللازمُ لَهُما مِنْ أضيافِ اللَّهِ انْ أبقاهُ أبقاهُ و لا ذنبَ لَه و إن أماتَهُ أدخلَهُ الجَنَّةَ» الكافي (ط - دار الحديث)؛ ج‌8، ص: 202 .

به همين انگيزه در روايات از كسانى كه حج را وسيله تفريح و تفرّج، تجارت و تكسب دنيا يا سؤال و تكدّى قرار داده‏اند، نكوهش شده است.

بهترين سوقات

دعای خير، طواف به نيابت از بهترين و مهمترين سوقات اين بازار است، فراموش نشود اموات ذوی الحقوق و گذشتگان علی الخصوص شهدا و امام و يارانش را از اعمال خود بهرمند کنيد و در اين فرصت اندک برای آخرت خود نيز سوقات ذخيره نماييد.

اين ناله حضرت اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب عليه السلام در نهج البلاغه پس ما چه بايد بگوييم!:

«...آهِ‏ مِنْ‏ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِد...» ؛ آه! آه! از كمى توشه و دورى سفر و وحشتناك بودن راه و عظمت آنچه بر ما وارد خواهد شد.نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 481

اخلاق نيکو در سفر روحانی عرفانی حجّ

روايت بسيار مهمى در رابطه با اخلاق در سفر حجّ از امام صادق عليه السلام  به نقل از پدر بزگوارشان در معتبرترين کتاب حديثی يعنی کافی شريف نقل شده که مى فرمايد: اعتنا نمى شود به کسى که قصد خانه حق کرده در حالى که در او سه خصلت نيست:

1- ورعى که او را از معاصى و گناهان بازدارد؛ در طول سفر گناه نکند.

2- حلمى که او را بر غضبش چيره سازد؛ صبوری کند و کم حوصله نباشد.

3- و رفتار خوش با کسانى که همسفر او هسنند علی الخصوص خانواده؛ سالمندان و کسانی که نياز به کمک دارند را ياری نمايد. متن روايت:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : كَانَ أَبِي يَقُولُ‏ مَا يُعْبَأُ مَنْ يَؤُمُّ هَذَا الْبَيْتَ‏ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ خُلُقٌ يُخَالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ أَوْ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ مِنْ غَضَبِهِ أَوْ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّه‏» (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص285) .

ياد آوری:

- از بحث و جدل با مأموران حرم بپرهيزيد و جهت برقراری نظم با آنها همکاری کنيد.

عرفان فيزيکی و فلسفه مسجدالحرام

در جوامع امروزی بعضی از مکانها پناهگاه مردم است که افراد با پناه بردن به آن و بست نشستن امنيت می يابند، از جمله می توان کليسا در ميان مسيحيان، مجالس شورا و مکان های خاص در ميان بعضی از ملل مختلف را نام برد.

بشر امروز احساس نياز دارد به محلّی که محترم باشد و از نظر بين المللی محل دادرسی و کنفرانس های جهانی و بالاخره مرجع رفع اختلافات بزرگ باشد. افتخار اسلام عزيز است و اين نکته را بايد همه بخصوص مسلمانان توجه داشته باشند که چندين قرن پيش، طرح صحيح يک مجمع بين المللی دينی، فريادخواهی و پناهگاه امن مظلومان و ايجاد وحدت و برادری در بين تمامی ابناء بشر مهندسی شده است.

کعبه مشرّفه

كعبه مشرّفه نخستين قبله‏گاه بشر بوده است؛ چرا كه كعبه به دست آدم عليه السلام بنا گرديد و توسط ابراهيم خليل الرحمان به امر پروردگار تجديد بنا و معمارى شد و به عنوان محلّ عبادتِ همه انسانها تا روز قيامت برگزيده گشت، امّا بيت المقدس توسط حضرت سليمان عليه السلام چندين قرن پس از ابراهيم عليه السلام ساخته شده است. كعبه، مبارك و داراى خيرى بسيار، مايه هدايت و دارای نشانه‏هايى آشكار در شهر مكّه است.

کعبه قبله واحد همه مسلمانان است که صدها ميليون مسلمان روزانه لااقل پنج مرتبه به سمت و سوی بيت الله مشغول عبادت اند و محور وحدت و يکپارچگی و تجلی نمايشگاه بندگی پروردگار عالم است.

بدون شك كعبه‏ در فرهنگ اسلام و قرآن کريم از مقام و منزلت بسيارى برخوردار می باشد و دارای عنوان های ذيل است:

- بيت الهی؛ «جَعَلَ اللَّه الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ‏ (مائده: 97)».

- قبله بندگی و عبادت؛ «فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‏ (بقره: 144)».

- مطاف اهل توحيد؛ «وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ‏ (حج: 29)».

در بخش های ديگر بيشتر به فضايل کعبه اشاره خواهد شد.

ياد آوری:

- از پشت به كعبه نشستن خوددارى نماييد.

- زائران محترم با عنايت به اينكه پيام‏آور فرهنگ و نماينده مردم جمهوری اسلامى ايران در سرزمين وحی هستند از پوشش نامناسب و برخوردهاى ناشايست خوددارى كنند.

- بانوان زائر از پوشيدن چادرهاى رنگى و نازك خوددارى نمايند.

- بانوان زائر از لباس احرام در غير زمان احرام استفاده نكنند و بعد از اتمام اعمال نيز با لباس عادى و چادر مشكى در خيابان ها و مسجد الحرام حضور پيدا كنند.

اركان‏ كعبه و فضائل آن‏

چهار زاويه كعبه به چهار «ركن» شهرت دارد.

از ميان اين چهار ركن، فضيلت ركن يمانى و ركن معروف به حجرالاسود از دو ركن ديگر بيشتر است؛ چنانكه روايات زيادى از شيعه و سنّى درباره فضيلت و اهميت اين دو ركن نقل شده است. در روايتى از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: رسولخدا صلی الله عليه وآله دو ركن يمانى و اسود را استلام می كرد و آنها را می بوسيد و صورت خود را بر آنها می نهاد و شاهد همين روش از پدرم بودم. متن روايت: 

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيى‏، عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ عليهما السلام، قَالَ : «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لَايَسْتَلِمُ‏ إِلَّا الرُّكْنَ‏ الْأَسْوَدَ  وَ الْيَمَانِيَ‏ ، ثُمَّ يُقَبِّلُهُمَا وَ يَضَعُ خَدَّهُ عَلَيْهِمَا، وَ رَأَيْتُ أَبِي يَفْعَلُهُ»الكافي (ط - دارالحديث) ؛ ج‏8 ؛ ص574 .

يادآوری:

مقابل هر ركنى از كعبه دو ركعت نماز گزاريد و بعد از نماز دعاى حضرت زين العابدين و سيدالساجدين عليه السلام را بخوانيد:

«اللَّهُمَ‏ مَنْ‏ تَهَيَّأَ وَ تَعَبَّأَ وَ أَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفَادَةٍ إِلَى مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ طَلَبَ نَيْلِهِ وَ جَائِزَتِهِ ، فَإِلَيْكَ يَا مَوْلَايَ كَانَتِ الْيَوْمَ تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدَادِي وَ اسْتِعْدَادِي رَجَاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ طَلَبَ نَيْلِكَ وَ جَائِزَتِكَ . اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ عَجِّلْ‏ فَرَجَهُمْ‏»الصحيفة السجادية ؛ ؛ ص236 .

ركن يمانى:

شيخ کلينی & در کتاب شريف کافی روايتى از امام صادق عليه السلام آورده است؛ ركن يمانى درى از درهاى بهشت است و از روزى كه گشوده شده، بسته نشده است. متن روايت:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ‏ ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ مُعَاوِيَةَ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام، قَالَ : الرُّكْنُ‏ الْيَمَانِيُ‏ بَابٌ‏  مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يُغْلِقْهُ اللَّهُ مُنْذُ فَتَحَهُ»الكافي (ط - دارالحديث) ؛ ج‏8 ؛ ص577 .

و نيز از ابومريم نقل كرده است كه همراه امام باقر عليه السلام طواف ميكردم. در هر دورى‏ كه ميزد، ركن يمانى را استلام ميكرد و ميفرمود:

«اللَّهُمَ‏ تُبْ‏ عَلَيَ‏ حَتّى‏ أَتُوبَ‏، وَ اعْصِمْنِي حَتّى‏ لَاأَعُودَ»الكافي (ط - دارالحديث) ؛ ج‏8 ؛ ص578 .

همچنين ركن يمانى از اماكنى است كه دعا در آنجا به اجابت ميرسد.

يادآوری:

- در مقابل ركن يمانى براى سلامتی و ظهور حضرت ولى‏عصر (عج) دعا نماييد چرا كه خود حضرت در اين مكان براى ظهور خود دعا مى‏فرمود.

حجرالاسود، آيت آسمانی

حَجَرالاسود يا «حَجَر الاسعد» يا «درة البيضاء» از اجزاى بسيار مقدس مسجدالحرام بوده و در ركن جنوب شرقى و بر روى ديوار كعبه نصب گرديده، شکل هندسی آن بيضوى و به قطر سی سانتيمتر و گفته شده وزن‏ آن دو كيلوگرم است و در ارتفاع يک و نيم متر از سطح مطاف نصب شده است. حَجَرالاسود نقطه آغاز طواف كعبه و نيز مرحله پايانى آن ‏محسوب مى‏شود. اين سنگ پيش از اسلام و پس از آن همواره مورد اعتنا و توجه كامل بوده است و از يادگارهاى حضرت آدم عليه السلام مى‏باشد.

حجرالأسود از بهشت آمده و رنگ و بوى اين جهان را ندارد، تفسير عياشی در حديثى طولانی از امام صادق عليه السلام نقل می کند که حضرت فرمود: حجرالأسود از سنگهاى بهشت است. متن روايت: 

«...عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ مِنَ‏ الْجَنَّةِ لآِدَمَ ع وَ كَانَتِ الْبَيْتُ دُرَّةً بَيْضَاءَ فَرَفَعَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى السَّمَاءِ وَ بَقِيَ أَسَاسُهُ فَهُوَ حِيَالَ هَذَا الْبَيْتِ...»الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص188 و  تفسير العياشي ؛ ج‏1 ؛ ص60 .

دلا از خانه خاكى سفر كن‏                 به بيت يار افلاكى نظر كن‏

گذر از لعل و ياقوت و زمرد              بسنده بر تماشاى حجر كن‏

اين سنگ از آيات بينات الهى شمرده شده است و اسرار عرفانی عجيبی دارد. حجرالأسود در آغاز بسيار سفيد بود، از شير هم سفيدتر؛ اما سياه شد و تغيير رنگ داد.

پيرامون علل و سبب سياهى حجرالأسود تعبيراتی بيان شده است و از آن جمله اينكه خطاها و جرمهاى بنى آدم باعث تغيير رنگ حجرالأسود شد. پس علت سياهى حجر جرمها، معاصى و خطاهاى فرزندان آدم است که در مضمون بسياری از روايات چنين نقل شده است:

-رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: حجرالأسود از بهشت نازل شد در حالى كه از شير سفيدتر بود ولى گناهان فرزندان آدم آن‏را سياه نمود. قسمتی از روايت:

«الْحَجَرُ ... وَ كَانَ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ فَاسَوَدَّ مِنْ خَطَايَا بَنِي‏ آدَم...»من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص192 و الكافي (ط - دارالحديث) ؛ ج‏8 ؛ ص24 .‏

-امام صادق عليه السلام در حديثى عجيب به مضمونى عميق اشارتى دارد که در بخشی از آن آمده است: همانا ارواح نيروهاى آماده هستند، هر كدام كه در عالم ميثاق با يكديگر آشنا بودند با يكديگر الفت برقرار مى‏كنند و هر كدام در عالم ميثاق از يكديگر دور بودند، نزد حجرالأسود از يكديگر دور مى‏مانند. آگاه باشيد! به خدا سوگند حجرالأسود دو چشم و دو گوش و دهان و زبانى دارد و همانا از شير سفيدتر بود، ولى مجرمين و منافقين آن را لمس نمودند و چنين شد كه مى‏بينيد». متن روايت:

«حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ : إِنَ‏ الْأَرْوَاحَ‏ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا فِي الْمِيثَاقِ ائْتَلَفَ هَاهُنَا وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا فِي الْمِيثَاقِ هُوَ فِي هَذَا الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ أَ مَا وَ اللَّهِ إِنَّ لَهُ لَعَيْنَيْنِ وَ أُذُنَيْنِ وَ فَماً وَ لِسَاناً ذَلْقاً وَ لَقَدْ كَانَ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ لَكِنَّ الْمُجْرِمِينَ يَسْتَلِمُونَهُ وَ الْمُنَافِقِينَ فَبَلَغَ كَمِثْلِ مَا تَرَوْن‏» علل الشرائع ؛ ج‏2 ؛ ص426 .

برخی معتقدند از اين حديث نكته جالب توجهى به دست مى‏آيد و آن اينكه وضعيت ارواح در عالم بالا در حجرالأسود ثبت است، گويا يك برنامه نرم‏افزارى بسيار دقيق و پيشرفته در اين قطعه سنگ قرار دارد تا نفوسى كه در عالم ذر و ميثاق با يكديگر انس و محبتى داشته‏اند نزد حجرالأسود خود را بيابند و آن نفوسى كه يكديگر را دفع كرده‏اند نزد حجرالأسود از يكديگر فاصله گيرند. به تعبيرى مى‏توان گفت اين قطعه سنگ بهشتى، گويى ابررايانه خداست.

از ديگر امتيازات اين سنگ بهشتی شروع طواف است که از مقابل حجرالاسود آغاز می شود، سپس به ركن عراقى می رسد، پس از آن به ركن شامى و سپس به ركن يمانى و آنگاه باز به ركن حجرالأسود ختم می گردد و همين‏جا يك شوط از طواف پايان می يابد.

يادآوری:

- در هنگام ازدحام، مردها از استلام حجرالاسود خوددارى كنيد.

- بانوان زائر از استلام حَجَر پرهيز نمايند.

حَطيم

شريفترين مكان از مسجدالحرام «حَطيم»‏ نام دارد و جايگاهى است كه دعا در آنجا به هدف اجابت می رسد.

از ابو بلال مكى نقل شده است که امام صادق عليه السلام را ديدم در حالى كه مشغول طواف بود. ايشان سپس ميان درب كعبه و حجرالاسود دو ركعت نماز گزارد. به ايشان عرض کردم: كسى را نديدم كه اينجا نماز بخواند چرا در اين موضع نماز گزارديد؟ امام عليه السلام فرمود: اين همان محلى است كه آدم عليه السلام توبه نمود و خداوند توبه او را پذيرفت. متن روايت:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو بِلَالٍ الْمَكِّيُّ قَالَ : رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع طَافَ بِالْبَيْتِ ثُمَّ صَلَّى فِيمَا بَيْنَ الْبَابِ وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ رَكْعَتَيْنِ فَقُلْتُ لَهُ مَا رَأَيْتُ أَحَداً مِنْكُمْ صَلَّى فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فَقَالَ : هَذَا الْمَكَانُ‏ الَّذِي‏ تِيبَ‏ عَلَى‏ آدَمَ‏ فِيهِ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص194‏.

بنابراين حطيم جايگاه بسيار مقدّس می باشد. دعا، توبه، غفران و بخشش الهى در اين مكان قطعى و براى استجابت دعا و نيايش و درخواست حاجت‏هاى دنيوى و اخروى سفارش شده که نبايد از آن غفلت نمود.

محدوده حَطيم

محدوده حطيم شامل حدفاصل ركن حجرالاسود و درب كعبه سطح زمين مى با‏شد.

مرحوم کلينی در کتاب شريف كافی در «باب فضل الصلاة في المسجد الحرام و أفضل بقعة فيه» چند روايت نقل می کند که دلالت بر مکان دقيق و علت نامگذاری حطيم دارد. و از جمله اين که معاوية بن عمّار مى‏گويد: از امام صادق عليه السلام درباره حطيم سؤال كردم، امام‏صادق عليه السلام درباره مكان و راز نامگذارى حطيم فرمود: مکان حطيم حدفاصل درب خانه خدا و حجرالاسود است و سبب نامگذاری به حطيم اين است که در آنجا مردم بر اثر ازدحامْ يكديگر را در فشار قرار مى‏دهند. متن روايت:

«أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحَطِيمِ ؟ فَقَالَ : هُوَ مَا بَيْنَ‏ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ بَيْنَ الْبَابِ . وَ سَأَلْتُهُ لِمَ سُمِّيَ الْحَطِيمَ ؟ فَقَالَ : لِأَنَّ النَّاسَ يَحْطِمُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً هُنَاكَ» الكافي (ط- الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص527 .

کافی نيز حديثى از امام علی بن موسی الرضا عليهما السلام نقل می کند که از حضرت سؤال شد، نماز خواندن در كدام نقطه از مسجدالحرام فضيلت بيشتری دارد؟ امام رضا عليه السلام ترتيب فضليت را اين طور فرمود: 1- حطيم‏. 2- مقام ابراهيم. 3- حجراسماعيل. 4- هر جايى كه به كعبه نزديك‏تر است. متن روايت:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ أَفْضَلِ مَوْضِعٍ فِي الْمَسْجِدِ يُصَلَّى فِيهِ قَالَ : الْحَطِيمُ مَا بَيْنَ الْحَجَرِ وَ بَابِ الْبَيْتِ . قُلْتُ وَ الَّذِي يَلِي ذَلِكَ فِي الْفَضْلِ فَذَكَرَ : أَنَّهُ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ ع . قُلْتُ : ثُمَّ الَّذِي يَلِيهِ فِي الْفَضْلِ . قَالَ : فِي الْحِجْرِ . قُلْتُ : ثُمَّ الَّذِي يَلِي ذَلِكَ . قَالَ : كُلَّمَا دَنَا مِنَ الْبَيْتِ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص525 .

مُلْتَزَم‏

ملتزم مکانی بسيار شريفی است، دعا نزد آن مستجاب و رحمت الهی شامل زائران بيت می گردد. خداوند بر خود مقرر داشته كه اگر كسى در اين مكان شريف چيزى از او بخواهد يا از گناهان خود توبه کند آن را اجابت كند و توبه او را بپذيرد و پاسخى شايسته به اين بنده بدهد، بنابراين دعا نزد ملتزم باعث اجابت است هر چند با تأخير باشد. اگر آدمى مصلحت خويش را به خداى بسپارد «... وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ»(غافر : 44) بهتر است؛ زيرا خالق انسان بهتر از او مصلحت ها و زمان اجابت را مى‏داند و در يك كلام مى‏توان گفت كه اجابت خداوند همان حال دعا و توبه و تضرع بنده است.

اسرار و فضايلمُلْتَزَم‏

ابن فضّال از امام صادق عليه السلام پرسيد: چرا مردم به اين قسمت ملتزم مى‏شوند؟ چه سرّى در اينجا وجود دارد؟ امام در پاسخ مى‏فرمايد: نزد ملتزم نهرى از نهرهاى بهشتى است كه اعمال بندگان هر پنجشنبه در آن وارد مى‏شود. متن روايت:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُلْتَزَمِ لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ يُلْتَزَمُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ يُذْكَرُ فِيهِ فَقَالَ : عِنْدَهُ نَهَرٌ مِنْ أَنْهَارِ الْجَنَّةِ تُلْقَى فِيهِ أَعْمَالُ الْعِبَادِ عِنْدَ كُلِّ خَمِيسٍ»الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص525 .

شايد چنين تعبير اشاره به اين نكته لطيف عرفانى باشد كه اعمال زائران و بندگان به اين نهر پاك و آب زلال آسمانى وارد مى‏گردد تا پاك شود. بهرحال از اسرار ناشناخته ملتزم اين است انسان را از آلودگی و گناه پاك مى‏كند و طهارت و نورانيت را براى او به ارمغان مى‏آورد.

موقعيت مُلْتَزَم‏

ملتزم بخشى از ديوار خانه خدا و حدفاصل دربِ كعبه تا ركن حجرالاسود می باشد و در معارف اسلامی نام های ديگر آن را «متعوذ» و «المدعى» گويند.

عموم رواياتى كه مکان حطيم را معرفى كرده‏اند، همان موقعيت را براى «مُلتزَم» هم بيان نموده‏اند، لذا به تصور برخی ملتزم و حطيم دو نام برای يك مكان است. ولی بنابر تحقيق می توان گفت قسمت ديوار آن مکان مقدّس ملتزم و قسمت روى زمين حطيم است،چرا که فلسفه آن به ديوار خانه پروردگار ملتزم شدن و چسبيندن و دعا و مناجات کردن و در حطيم نمازگزاردن و در برابر ربّ البيت سر برسجده نهادن و کرنش نمودن می باشد چنانچه سيره خلف گواهی دارد.

توبه حضرت آدم عليه السلام در مُلْتَزَم‏

خداى مهربان ملتزم را براى بخشش گناهان قرار داده است؛ مشروط بر اين‏كه بندگان گنهکار زبان به اقرار گشوده گناهان خويش را يك به يك به ياد آورند و از خداى غفّار براى آن‏ها طلب مغفرت و آمرزش كنند؛ چنان كه پدر ما آدم عليه السلام چنين نمود. در روايات به نقل از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمده است: حضرت آدم هنگام که کنار ملتزم به دعا و توبه و تضرع شمغول شد، خداوند به او وحى كرد اى آدم! دعاهايى كردى و من اجابت نمودم. هر کدام از فرزندانت اينگونه کند، اندوه و گرفتاری هايش را برطرف سازم و امور او را کفايت كنم.

امام صادق عليه السلام به اين نكته دقيق اشاره دارد، مى‏فرمايد: «چون آدم خانه خدا را طواف كرد و به ملتزم رسيد، جبرئيل به او گفت: اى آدم! در اين مكان در برابر خداوند  به گناهان خويش اعتراف كن. آدم عليه السلام به گناه خويش اقرار نمود سپس عرض کرد پروردگارا! هر عملی پاداشی دارد اجر و پادش عمل من چيست؟ خداوند به او وحى كرد: اى آدم! گناه تو را آمرزيدم. عرض کرد: پروردگارا! آيا خطايا و نافرمانی فرزندان و ذريّه‏ام را می بخشی؟ خداوند متعال به او وحى كرد: اى آدم! هر يك از ذريّه تو اينجا بيايد و به گناهانش اقرار كند و توبه نمايد هم چنان كه توبه كردى سپس آمرزش بخواهد او را مى‏آمرزم». متن روايت:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ :لَمَّا طَافَ آدَمُ‏ بِالْبَيْتِ وَ انْتَهَى إِلَى الْمُلْتَزَمِ‏ قَالَ : لَهُ جَبْرَئِيلُ ع : يَا آدَمُ أَقِرَّ لِرَبِّكَ بِذُنُوبِكَ فِي هَذَا الْمَكَانِ . قَالَ : فَوَقَفَ آدَمُ ع . فَقَالَ : يَا رَبِّ إِنَّ لِكُلِّ عَامِلٍ أَجْراً وَ قَدْ عَمِلْتُ فَمَا أَجْرِي ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ : يَا آدَمُ قَدْ غَفَرْتُ ذَنْبَكَ . قَالَ : يَا رَبِّ وَ لِوُلْدِي أَوْ لِذُرِّيَّتِي ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ : يَا آدَمُ مَنْ جَاءَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ إِلَى هَذَا الْمَكَانِ وَ أَقَرَّ بِذُنُوبِهِ وَ تَابَ كَمَا تُبْتَ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ» الكافي (ط- الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص194.

تضرع امام سجّاد عليه السلام کنار مُلْتَزَم‏

     
     
     

عياشی در تفسير خود از امام صادق عليه السلام نقل کرده است؛ هرگاه امام سجاد عليه السلام كنار ملتزم مى‏آمد، با تضرع و التجا به خدا عرضه مى‏داشت:«خدايا، نزد من دسته هايى از گناهان و فوجی هايی از خطاها و اشتباهات موجود است و نزد تو افواجى از رحمت و آمرزش. اى كسى كه دعاى مبغوض‏ترين مخلوقات نزد خود را اجابت كرد، آنگاه كه گفت: خدايا مرا تا روزى كه برانگيخته مى‏شوند مهلت بده، دعاى مرا هم مستجاب كن و با من چنان كن که سرانجام کار توخشنود باشی و من رستگار». متن روايت:

«عَنْ أَبَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع إِذَا أَتَى الْمُلْتَزَمَ قَالَ- اللَّهُمَ‏ إِنَ‏ عِنْدِي‏ أَفْوَاجاً مِنْ‏ ذُنُوبٍ‏ وَ أَفْوَاجاً مِنْ خَطَايَا وَ عِنْدَكَ أَفْوَاجٌ مِنْ رَحْمَةٍ وَ أَفْوَاجٌ مِنْ مَغْفِرَةٍ يَا مَنِ اسْتَجَابَ لِأَبْغَضِ خَلْقِهِ إِلَيْهِ إِذْ قَالَ أَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ اسْتَجِبْ لِي وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا» تفسير العياشي / ج‏2 / ص : 241 .

كنار ملتزم خواندم دعايى‏

 

شنيدم ناگهان بانگ رسايى‏

ندا آمد كه من پيش تو هستم‏

 

تو اى مسكين گم‏گشته كجايى؟

مُسْتَجار

مُستجار، محلّ پناه‏جويى، التجا و التماس براى آمرزش گناهان است، در اين مكان شريف دعا مستجاب مى‏گردد و زائران بدن خود را به بيت پروردگار می چسبانند و به پرده كعبه چنگ مى‏زنند، گويى به دامن لطف خداوند تمسک نموده و براى آمرزش گناهان گريه و زاری مى‏كنند. مستجار در لغت به معنى پناهگاه است.

اميرمؤمنان ‏على بن ابی طالب عليه السلام درباره راز و معناى آويختن و چنگ زدن به پرده كعبه فرمود: اين كار مانند آن است كه شخصى كه در حقّ ديگرى مرتكب جنايت و خطايى شده به جامه او مى‏آويزد ناله و زارى سرمی دهد، در برابرش خضوع مى‏كند تا مگر آن شخص از گناهش درگذرد. متن روايت:

«أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع ... قَالَ : مَثَلُ رَجُلٍ لَهُ عِنْدَ آخَرَ جِنَايَةٌ وَ ذَنْبٌ‏ فَهُوَ يَتَعَلَّقُ‏ بِثَوْبِهِ‏ يَتَضَرَّعُ إِلَيْهِ وَ يَخْضَعُ لَهُ أَنْ يَتَجَافَى عَنْ ذَنْبِهِ»الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص224 .

سفارش امام صادق عليه السلام نزد مُسْتَجار

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه طواف خود را به پايان رساندى مقابل مستجار كه فاصله كمى با ركن يمانى دارد رسيدى، دست‏هاى خود را بسوی كعبه بازگشاى و شكم و صورت خود را به كعبه بچسبان و بگو: خدايا! اين خانه، خانه توست و اين بنده، بنده توست و اين است وضع كسى كه از آتش دوزخبه تو پناه آورده است. آن گاه به گناهان خود در پيشگاه پروردگار اعتراف كن، زيرا هر بنده مؤمنى در اين مكان به گناهانى كه انجام داده اعتراف كند و از خدا تقاضاى عفو و بخشش نمايد، به خواست خداوند گناهان او آمرزيده مى‏شود. متن روايت:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ : إِذَا فَرَغْتَ مِنْ طَوَافِكَ وَ بَلَغْتَ مُؤَخَّرَ الْكَعْبَةِ وَ هُوَ بِحِذَاءِ الْمُسْتَجَارِ دُونَ الرُّكْنِ الْيَمَانِيِّ بِقَلِيلٍ فَابْسُطْ يَدَيْكَ عَلَى الْبَيْتِ وَ أَلْصِقْ بَطْنَكَ‏  وَ خَدَّكَ بِالْبَيْتِ وَ قُلِ اللَّهُمَ‏ الْبَيْتُ‏ بَيْتُكَ‏ وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ وَ هَذَا مَكَانُ الْعَائِذِ بِكَ مِنَ النَّارِ ثُمَّ أَقِرَّ لِرَبِّكَ بِمَا عَمِلْتَ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ يُقِرُّ لِرَبِّهِ بِذُنُوبِهِ فِي هَذَا الْمَكَانِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ تَقُولُ اللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَ الْفَرَجُ‏  وَ الْعَافِيَةُ اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي وَ اغْفِرْ لِي مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي وَ خَفِيَ عَلَى خَلْقِكَ ثُمَّ تَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ وَ تَخَيَّرُ لِنَفْسِكَ مِنَ الدُّعَاءِ ثُمَّ اسْتَلِمِ الرُّكْنَ الْيَمَانِيَّ ثُمَّ ائْتِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص411 .

موقعيت مُسْتَجار

به بخشى از ديوار غربی كعبه، حدفاصل درب غربی و ركن يمانى مستجار گفته مى‏شود. حضرت ابراهيم عليه السلام برای کعبه دو دربِ غربى و شرقی بنا نهاد، امّا هنگام تجديد بناى كعبه دربِ غربى را مسدود كردند که تا کنون نيز چنين است.

در برخی منابع فلسفه نامگزاری آن آمده است؛ پناه گيرنده اش «مستجارٌ مِن ذُنوب» است، لذا گناهانش ريخته مى‏شود. و چون بعضى از صحابه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به اين مكان التزام مى‏جستند به نام «مُلْتَزَمْ» و «مُتُعَوّذ» نيز معروف گشته است لذا بعضی محل آن را ملتزم پنداشتند، ولی در روايت فوق محل دقيق آن توسط امام صادق عليه السلام مشخص و فقها بزرگ نيز آن را بيان کردند. 

حادثه‏اى تاريخی در مُسْتَجار 

بنابر مشهور منابع شيعى و برخى از منابع اهل سنت اين مكان شاهد حادثه‏اى عظيم بوده که به عظمت و قدرت الهى براى ورود فاطمه بنت اسد سلام الله عليها شكافته شد تا مولود كعبه را به دنيا آورد. خداوند متعال اين افتخار بزرگ را تنها نصيب او ساخت كه در بهترين مكان عالم على عليه السلام متولد شود. (خورشيد کعبه از طلوع تا غروب ص5).

يادآورى می گردد اکنون هيچ اثرى از محل ورود اين بانوى بزرگوار بر كعبه ديده نمی شود و هر نوع جستجو براى يافتن آن ناممكن است، زيرا كعبه از آن زمان تا کنون چند بار همچون عصر حَجّاج از پايه خراب و دوباره ساخته شده است.

ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف نزد مُسْتَجار 

شيخ صدوق در کتاب من لايحضره الفقيه به نقل از «عبداللَّه بن جعفر الحِميرى» كه از ثقات محدثين شيعه قم و از اصحاب امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام است‏ مى‏گويد: از محمد بن عثمان العمرى پرسيدم آيا حضرت صاحب الأمر را زيارت كرده‏اى؟ گفت: آرى. و آخرين ملاقات من با ايشان كنار كعبه بوده، آنگاه كه مى‏گفت: بار خدايا! آنچه را كه به من وعده داده‏اى تحقق بخش. و نيز ديدم كه در مستجار پرده كعبه را گرفته و مى‏گويد: خداوندا! انتقام مرا از دشمنانت بگير. متن روايت:

-«رُوِيَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ أَنَّهُ قَالَ : سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِيَّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقُلْتُ لَهُ رَأَيْتَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ نَعَمْ وَ آخِرُ عَهْدِي بِهِ عِنْدَ بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ وَ هُوَ يَقُولُ : اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص520) .

- «قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ‏ وَ رَأَيْتُهُ ص مُتَعَلِّقاً بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ فِي الْمُسْتَجَارِ وَ هُوَ يَقُولُ : اللَّهُمَ‏ انْتَقِمْ‏ لِي‏ مِنْ‏ أَعْدَائِكَ»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص520) ‏.

ياد آوری:

-خواندن دعای مشلول روبروی مستجار و دعا برای پدر و مادر و فرزندان.

مقام ابراهيم عليه السلام

از ديگر مکانهای مقدس مسجدالحرام، مقام ابراهيم است. اين مقام يكى از شعائر الهى خوانده می شود و به روايتی هنگامی كه ابراهيم عليه السلام ديوارهاى كعبه را بالا می برد؛ آنگاه كه ديوار بالا رفت، به حدى كه دست بدان نمی رسيد، سنگى آورده شد و ابراهيم عليه السلام بر روى آن ايستاد و مصالح را از دست اسماعيل عليه السلام گرفت و ديوار كعبه را بالا برد. و در روايات ديگرى آمده است كه ابراهيم عليه السلام بر روى اين سنگ ايستاد و مردم را به حج فرا خواند و طبق اين روايت می توان گفت مقام‏ ابراهيم‏ قدمگاه حضرت می باشد که و با اراده الهى جاى پاهاى‏ ايشان روى آن برجای مانده است. شكل هندسی اين سنگ مربع، با طول و عرض تقريبىِ چهل سانتيمتر و ارتفاع تقريبى پنجاه سانتيمتر می باشد و در فاصله سيزده متری كعبه در محفظه اى قرار داده شده تا از آسيب هاى احتمالى محفوظ بماند.

مقام ابراهيم گواه روشنى بر توحيد و آيتى از آيات الهى می باشد و چنان که قرآن می فرمايد بيّنه‏اى از بينات است. ابراهيم عليه السلام بر روی آن ايستاد و مردم را به فرمان خداوند كه فرمود:

-«وَأَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِر يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِيق»‏. به حج فراخواند.

-«فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً» ؛ و در مسجد الحرام نشانه هاى روشن از جمله مقام ابراهيم است كه طالب آن‏ها، بر مطلوب خود استدلال مى‏كند و مقام‏ ابراهيم كه مقام تسليم و رضا باشد.

-«وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً» ؛ و خداوند دستور نماز در مقام ابراهيم‏ عليه السلام را داد که از ديگر اركان حج مى‏باشد و اشاره به آن دارد كه انسان بايد به هنگام نماز، نيّت كند كه نمازى همانند نماز ابراهيم عليه السلام به جاى آورد. نماز ابراهيم عليه السلام توحيد محض، طاعت صرف و خلوص كامل است و به فرموده امام سجاد عليه السلام: اگر چنين نمازى نداشته باشد، حج حقيقى به جاى نياورده است. خواندن نماز در مقام‏ ابراهيم‏ يعنى الگو قرار دادن ايشان، قائم مقام شدن و با او هم نوا و هم راز شدن و قائم مقام‏ شدن يعنى تأسى به ابراهيم عليه السلام در مبارزه با شرك و برائت از مشركين، امتثال امر خدا، بريدن از دنيا و وابستگيهاى آن، در جهت سير الى الله فانى شدن و در ابعاد مختلف زندگی تسليم تام و کمال حق بودن و نثار مال و جان نمودن است.

- و خداوند متعال اين اثر را پيوسته حفظ خواهد كرد و اين كار بر او دشوار نيست: «وَلَا يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ‏» .

قابل ذکر اين كه جهت جغرافيايى ايران به سمت قبله در زاويه ميان حجرالاسود و ركن عراقى است و لذا ايرانيان برابر مقام ابراهيم به سوى كعبه نماز می خوانند.

حِجراسماعيل عليه السلام

حِجر اسماعيل محل زندگى هاجر و فرزندش و محل دفن آنها و بسيارى از انبياء الهى می باشد. و خداوند به جهت تجليل از فداكارى‏هاى هاجر دستور داد حجر را مثل كعبه طواف كنند. حجراسماعيل نماد و نشانه‏اى براى ذُرّيه ابراهيم عليه السلام است كه وجود مقدسشان، حقيقت حج و كعبه محسوب مى‏شود.

حضرت اسماعيل عليه السلام حدود دوهزاروپانصدوهفتادودو سال قبل از تولد پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله به دنيا آمد، دو ساله بود كه با مادرش به كنار كعبه آمد و يکصدوسی وهفت سال عمر با برکت داشت و بنابر قول مسعودى در اخبارالزمان حضرت دوازده فرزند داشت. و روايت شده قبر چند تن از دختران حضرت اسماعيل هم در حجر قرار دارد.

امام صادق عليه السلام فرمود: حجر خانه اسماعيل است و قبر هاجر و اسماعيل در آنجا قرار دارد. متن روايت:

«بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : الْحِجْرُ بَيْتُ‏ إِسْمَاعِيلَ وَ فِيهِ قَبْرُ هَاجَرَ وَ قَبْرُ إِسْمَاعِيلَ» الكافي (ط- الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص210 .

حجر اسماعيل يکی از برترين مكان‏ها براى نماز و مناجات در مسجدالحرام است. و در زمان عبدالمطلّب جلسات رياست مسجدالحرام در حجر اسماعيل برگزار مى‏شد. ابوطالب به عنوان بزرگ قريش در حجر اسماعيل با مردم ملاقات مى‏كرد. پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله در آنجا به سؤالات مردم جواب مى‏داد. در تفسير قمى نقل شده كه پيامبر صلی الله عليه و آله در حجراسماعيل مى نشست و به تلاوت آيات قرآن مى پرداخت و امامان معصوم عليهم السلام نيز در آنجا نماز گزارده و با خداى تعالى راز و نياز مى‏كردند.

حضرت امام رضا عليه اسلام فرمود: در حجر اسماعيل علی مخصوص زير ناودان زياد نماز بخوانيد چنان‏كه مصلاى شبير و شبر فرزندان حضرت هارون عليه السلام بوده است. متن روايت:

«... وَ أَكْثِرِ الصَّلَاةَ فِي‏ الْحِجْرِ وَ تَعَمَّدْ تَحْتَ الْمِيزَابِ وَ ادْعُ عِنْدَهُ كَثِيراً  وَ صَلِّ فِي الْحِجْرِ عَلَى ذِرَاعَيْنِ مِنْ طَرَفِهِ مِمَّا يَلِي الْبَيْتَ فَإِنَّهُ مَوْضِعُ شَبِيرٍ وَ شَبَّرَ ابْنَيْ هَارُونَ...» (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام ؛ ؛ ص222) .

دعای امام سجّاد عليه السلام در حجراسماعيل

شيخ مفيد & از طاووس يمانی روايت می کند که امام سيدالساجدين علی بن الحسين عليهما السلام شب‏ها در حجر اسماعيل به راز و نياز مشغول مى‏شدند، بعد از نماز پيشانى بر زمين مى نهاد و اين گونه مناجات مى کرد: «عُبَيْدُكَ بِفِنَائِكَ مِسْكِينُكَ‏ بِفِنَائِكَ‏ فَقِيرُكَ بِفِنَائِكَ سَائِلُكَ بِفِنَائِكَ» ؛ بنده كوچك تو به در خانه ات آمده، بيچاره تو به در خانه ات آمده، نيازمند تو به درگاهت آمده، درخواست كننده از تو به پيشگاهت آمده است.

طاووس يمانى مى گويد: آن را يادگرفتم و در رفع هر اندوه وگرفتارى آن دعا را خواندم و اندوه و گرفتارى ام برطرف شد. متن روايت:

«قَالَ طَاوُسٌ ‏: دَخَلْتُ الْحِجْرَ فِي اللَّيْلِ فَإِذَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَدْ دَخَلَ فَقَامَ يُصَلِّي فَصَلَّى مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ سَجَدَ قَالَ فَقُلْتُ رَجُلٌ صَالِحٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْخَيْرِ لَأَسْتَمِعَنَّ إِلَى دُعَائِهِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ : عُبَيْدُكَ بِفِنَائِكَ مِسْكِينُكَ‏ بِفِنَائِكَ‏ فَقِيرُكَ بِفِنَائِكَ سَائِلُكَ بِفِنَائِكَ . قَالَ طَاوُسٌ : فَمَا دَعَوْتُ بِهِنَّ فِي كَرْبٍ إِلَّا فُرِّجَ عَنِّي»(الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ؛ ج‏2 ؛ ص143) .‏ 

مختصات و موقعيت حِجراسماعيل

حجر اسماعيل بين دو ركن شامى و عراقى قرار دارد و به صورت نيم دايره بوده و مختصات ذيل است:

-طول داخلِ اين مكان يکهزاروشصت وهشت سانتى‏متر درعمق نيم دايره.

-عرض آن هشتصدوهفتادوهفت سانتى‏متر.

-ارتفاع ديوار يکصدوپنجاه سانتى‏متر و ضخامت آن 130 سانتى‏متر.

-داراى 2 درب ورودى و خروجى است.

ناودان کعبه

ناودان کعبه يا ناودان رحمت در ضلع شمالى آن براى منتقل شدن آب باران بر فراز حجراسماعيل‏ نصب شده است. قبر اسماعيل عليه السلام نيز در زير ناودان قرار دارد، ابن جبير اندلسى در سفرنامه خود (در سال 578 هجرى قمرى) در اين باره می نويسد:

«در زير ناودان، در فضاى حجر و در نزديكى ديوار خانه كعبه، قبر حضرت اسماعيل عليه السلام قرار گرفته است كه علامت آن قطعه سنگ مرمر سبز رنگ است كه تقريباً به شكل محراب مى‏باشد و در دو طرف آن، دو قطعه سنگ سبز گِرد و به شكل دايره قرار دارد كه اين سنگها با رنگ سبز متمايل به زرد خود، منظره‏اى بس زيبا آفريده‏اند.»

طبق اسناد تاريخى، اولين ناودان نصب شده بر بام كعبه از جنس چوب بود كه توسط قريش و در سن سی وپنج سالگى پيامبرگرامى اسلام صلی الله عليه و آله ساخته شد و بعد‏ها تمام قسمت‏هاى داخلى و خارجى آن با ورقه‏هاى طلا پوشيده شد و به ناودان طلا شهرت يافت. در برخى روايات سخن از شفابخشى آب بارانى است كه از اين ناودان فرو مى‏ريزد و اين که دعا در زير آن مستجاب است. و اگر كسى در زير ناودان طلا بايستد و دعا كند از گناهانش بيرون مى‏رود، مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

امامان عليهم السلام در زير ناودان، نماز ونيايش مخلصانه داشته‏اند، امام صادق عليه السلام می فرمايد: پيوسته روش زين‏العابدين علی بن الحسين عليهما السلام اين بود كه هرگاه وارد حجراسماعيل‏ مى‏شد، قبل از رسيدن زير ناودان به آن نگاه مى‏كرد، ميگفت: خدايا! با رحمت خويش مرا وارد بهشت گردان و با رحمت خود مرا از آتش دوزخ مصون بدار و از بيمارى حفظ كن و روزى حلال را بر من گسترش بده و مرا از شرّ فاسقان جنّ و انس عرب و غيرعرب محفوظ گردان. متن روايت:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا بَلَغَ الْحِجْرَ قَبْلَ أَنْ يَبْلُغَ الْمِيزَابَ يَرْفَعُ رَأْسَهُ ثُمَّ يَقُولُ- اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَ هُوَ يَنْظُرُ إِلَى الْمِيزَابِ وَ أَجِرْنِي بِرَحْمَتِكَ مِنَ النَّارِ وَ عَافِنِي مِنَ السُّقْمِ وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلَالِ وَ ادْرَأْ عَنِّي‏ شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ‏ وَ الْإِنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ» الكافي (ط- الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص407 .

يادآوری:

-خواندن زيارت نامه حضرت اسماعيل عليه السلام و حضرت هاجر و هديه نماز زيارت در مقابل ناودان طلا.

- دعاى فراوان در مقابل و زير ناودان طلا، براى خود و کسانی که التماس دعا گفتند.

چاه زمزم

نماد جوشش چشمه اميد و آب حيات در كوير انقطاع و حريم پارسايى و از خود گذشتگى در مسير بندگی و در كنار كعبه معظمه و از ديگر نشانه‏هاى خداوندى در مسجدالحرام چاه زمزم است و همواره مورد توجه زائران بيت اللَّه قرار دارد و با نام هاى چاه اسماعيل، حَفيرة عبد المطّلب، شَفاء سُقْم، عافيه، مَيْمونه، طُعْم، بَركة، بَرّة و ... شناخته می شود. و هنگامى كه بنى عباس روی کار آمدند قبّه‏اى بر روى زمزم‏ ساختند كه قرن ها برپا بود و پيوسته بازسازى می شد. چاه زمزم در آغاز تنها منبع تأمين آب مكه بود و پس از آن چاههاى ديگرى در مكه و اطراف آن برای رفا و نياز زائران و مجاوران ايجاد شد.

موقعيت چاه زمزم در قسمت شرقى مسجدالحرام و در اين زمان در طبقه زيرين قرار دارد، زيرا در طرح توسعه قبلی سعوديها، همچون قبّه مقام ابراهيم ساختمان آن را هم خراب کردند و به وسيله مکانيزم جديد آب زمزم را به داخل و خارج مسجدالحرام انتقال داده اند. 

ماجرا اعجاز آب زمزم

پس از آنكه حضرت ابراهيم عليه اسلام همسر و فرزندش را به فرمان خداوند حکيم در سرزمين بی آب و گياه مکه ترك كرد «بوَادٍ غَيْرِ ذِى زَرْعٍ» ، تشنگى بر آنها چيره شد و خداوند به وسيله جبرئيل، چاه زمزم را براى حفظ جان اسماعيل و هاجر عليهماالسلام پديد آورد. بدين سان آب زمزم که آيتى از آيات بيّنات الهى‏است پديد آمد.

بهرمندی از چشمه‏سار زمزم‏ سبب شستشوى بدن از امراض جسمى و روحى و جرعه‏نوشِ معرفت و محبّت شدن است. پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله در مکه سراغ آب زمزم مى‏رفت و از آن مى‏نوشيد. حتّى بعد از هجرت به كسانى كه از مدينه به مكه مشرف مى‏شدند در ‏خواست می کرد؛ آب زمزم برايش هديه بياورند. متن روايت:

«وَ رُوِيَ‏ أَنَّهُ : مَنْ رَوِيَ مِنْ مَاءِ زَمْزَمَ أُحْدِثَ لَهُ بِهِ شِفَاءٌ وَ صُرِفَ عَنْهُ دَاءٌ . وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ يَسْتَهْدِي‏ مَاءَ زَمْزَمَ وَ هُوَ بِالْمَدِينَةِ» (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص208) .

امامان عليهم السلام نيز از آب زمزم‏ استفاده می نمودند و همه مسلمانان به متبرك بودن آن باور دارند.

اميرالمؤمنين على بن ابی طالب عليه السلام نيز فرمود: آب زمزم‏، بهترين آب روى زمين است. متن روايت: 

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ : مَاءُ زَمْزَمَ‏ خَيْرُ مَاءٍ عَلَى‏ وَجْهِ‏ الْأَرْضِ‏ ...»الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏6 ؛ ص386 . 

امام صادق فرمود: آب زمزم درمان هر بيماری است. متن روايت:

«وَ قَالَ الصَّادِقُ ع‏ : مَاءُ زَمْزَمَ شِفَاءٌ لِمَا شُرِبَ لَهُ»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص208) .

آداب آشاميدن آب زمزم

بعد از انجام طواف و نماز آن مستحب است مقدارى از بهترين آب روى زمين «آب زمزم‏» را نوشيد و سر و صورت، سينه و محل درد خود را با آن صفا داد، به اميد آن كه زمزم‏ عقل و خِرد در وجود انسان بجوشد، وجود او از بديها و زشتی ها پاک گردد و دردها و امراض جسمی و روحی شفا يابد.

قبل از استفاده بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَالشُّكْرُ للَّهِ» .

و نيز بعد از آشاميدن اين دعا را بخواند:

«أللَّهمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً وَ رِزْقاً واسِعاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ»(كافى، ج 4، ص 430) .

يادآوری:

-نوشيدن آب زمزم، علی الخصوص بعد از انجام طواف و نماز آن.

-مراجع بزرگوار وضو گرفتن با آب زمزم‏ را جايز نمی دانند، بنابراين وضو با آن باطل است.  

صفا و مروه

صفا و مروه مسعاى زائر بيت الله است، سعى بين صفا و مروه از اعمال واجب عمره و حجّ می باشد که بعد از طواف زيارت و نماز آن انجام ‏می شود.

قرآن كريم از صفا و مروه‏ به عنوان شعائرالله ياد می كند، می فرمايد:

«إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ»(البقرة : 158) ؛ همانا صفا و مروه‏ از شعائر الهى است، پس كسانى كه حجّ يا عُمره انجام مى‏دهند ما بين آن دو را سعی كنند و كسانى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كنند، خداوند نيز در برابر عمل آنها شكرگزار و از عملکرد آنان آگاه است.

امام صادق عليه السلام فرمودند: هيچ قطعه زمينی نزد خداوند دوست داشتنی تر از مسعى نيست و اين بدان سبب است كه هر جبّار و گردنكشی در اين مکان تحقير می شود. متن روايت:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ : مَا مِنْ بُقْعَةٍ أَحَبَّ إِلَى‏ اللَّهِ‏ مِنَ‏ الْمَسْعَى‏ لِأَنَّهُ يُذِلُّ فِيهَا كُلَّ جَبَّارٍ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ص434 .

در روايات آمده است هاجر در جستجوى آب هفت بار ميان كوه صفا و مروه‏ تلاش نمود. و اين سنت ابراهيمى حتى در جاهليت نيز از مراسم حج به حساب می آمد. بخشی از روايت هشام چنين است:

«...وَ بَقِيَتْ هَاجَرُ فَلَمَّا ارْتَفَعَ النَّهَارُ عَطَشَ إِسْمَاعِيلُ وَ طَلَبَ الْمَاءَ- فَقَامَتْ هَاجَرُ فِي الْوَادِي فِي مَوْضِعِ الْمَسْعَى وَ نَادَتْ هَلْ فِي الْوَادِي مِنْ أَنِيسٍ، فَغَابَ عَنْهَا إِسْمَاعِيلُ فَصَعِدَتْ عَلَى الصَّفَا وَ لَمَعَ لَهَا السَّرَابُ فِي الْوَادِي- وَ ظَنَّتْ أَنَّهُ مَاءٌ فَنَزَلَتْ فِي بَطْنِ الْوَادِي- وَ سَعَتْ فَلَمَّا بَلَغَتِ الْمَسْعَى غَابَ عَنْهَا إِسْمَاعِيلُ ثُمَّ لَمَعَ لَهَا السَّرَابُ فِي نَاحِيَةِ الصَّفَا فَهَبَطَتْ إِلَى الْوَادِي تَطْلُبُ الْمَاءَ- فَلَمَّا غَابَ عَنْهَا إِسْمَاعِيلُ عَادَتْ حَتَّى بَلَغَتِ الصَّفَا فَنَظَرَتْ حَتَّى فَعَلَتْ‏ ذَلِكَ‏ سَبْعَ‏ مَرَّاتٍ‏- فَلَمَّا كَانَ فِي الشَّوْطِ السَّابِعِ وَ هِيَ عَلَى الْمَرْوَةِ نَظَرَتْ إِلَى إِسْمَاعِيلَ وَ قَدْ ظَهَرَ الْمَاءُ مِنْ تَحْتِ رِجْلِهِ- فَعَادَتْ حَتَّى جَمَعَتْ حَوْلَهُ رَمْلًا فَإِنَّهُ كَانَ سَائِلًا- فَزَمَّتْهُ بِمَا جَعَلَتْهُ حَوْلَهُ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتْ «زَمْزَمَ»...» تفسير القمي ؛ ج‏1 ؛ ص61 . 

 

مختصّات صفا و مروه

صفا و مروه دو كوه کم ارتفاع در شرق مسجدالحرام قرار دارند، صفا در دامن كوه ابوقُبَيس و مروه در دامن كوه قُعَيْقعان واقع شده اند، كوه قُعَيْقعان به مرور ايام و در اجرای طرح توسعه اخير از بين رفته است.

-مسافت ميان صفا و مروه را‏ 766 ذراع و نيم و برخى نيز 780 ذراع نوشته اند که معادل 400 متر  طول دارد.

-فاصله محل هروله را 125 ذراع نوشته اند که در مسعی قرار دارد.

- هم اكنون مسعى در سه طبقه و در سالن هاى سر پوشيده به دو قسمت اصلی رفت و برگشت تقسيم شده است.

ياد آوری:

در گذشته اندازه گيری مسافت را بر حسب ذراع كه نزديك به 46 الی 48 سانت است محاسبه می كردند.

فلسفه سعی، صفا و مروه

سعى صفا و مروه حركت به سوى خوبی ها و اقتدا به بانويی است كه با قلبى پر اميد و ايمانى استوار، فاصله پر فراز و نشيب را در آن لحظات تنهايى، هفت بار به اين سو و آن سو دويد تا جرعه‏اى آب بيابد و فرزند تشنه كامش را از مرگ رهايى بخشد و سرانجام به نتيجه رسيد. 

از آن پس در اين برنامه نمادين زائر کوی يار با الهام از تلاش برگزيدگانی همچون هاجر مى‏آموزد كه در سختى‏هاى روزگار بايد علاوه بر توكل و دعا فعاليت و كوشش کند و از سستی، گوشه نشينى و زانوى غم در بغل گرفتن دورى گزيند و همواره بياد داشته باشد که با تلاش و كار خستگى ناپذير بود كه چشمه زمزم به جريان افتاد. 

علت نامگزاری و فلسفه وجودی كوه «صفا» را چنين نقل کرده اند:

-کوه صفا از وصف انبيا به ويژه آدم عليه السلام بهره برد؛ چنان كه قرآن كريم می فرمايد؛ «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ» (آل‏عمران : 33) .

-حضرت آدم بر كوه صفا در برابر خانه خدا به مناجات ايستاد و از «مصطفى» بودن آدم اين كوه صفا شد و هر كس از اين مکان «صفا» برگيرد، مصطفاى خداوند متعال خواهد شد.

-صفا، يادآور خاطره‏هاى هاجر، مادر اسماعيل عليه السلام است آن گاه كه در طلب آب كاوشگرانه و بى صبرانه سعى مى‏كرد. و يکی از حکمت های تشريع اين عبادت می تواند زنده نگاهداشتن آن صحنه درخشان و نمادين باشد، هر چند اين عبادت همچون اعمال و مناسک ديگرِ حج دارای رموز فراوانی است.

-صفا، نمايشگر حالت بيم و اميد و خوف و رجا و آن همه خاطرات روحانى و ملكوتى و سير انفسى است. در آن جا، مُحرِم كو به كو دنبال دوست مى‏گردد و بى‏صبرانه و بى‏تاب و مضطرب در پى قرب است و در حال حيرت سرگشتگى به سعى خود ادامه مى‏دهد و جزر و مدّ روحى را در كوشش خود براى ادامه راه وصال به نمايش مى‏گذارد.

-صفا، يادگار نخستين اعلام نبوت خاتم الانبياء است.

آداب و مناجات صفا و مروه

امام صادق عليه السلام پيرامون آداب سعى بين صفا و مروه‏ می فرمايد:

با آرامش و وقار بسوى کوه صفا حرکت کن، سپس از صفا بطرف كعبه نظر نما ركن حجرالاسود روبروى تو قرار دارد، آنگاه حمد و ثناى الهى به‏جاى آر و نعمت‏ها و الطاف خداوند را به مقدارى كه در توان دارى ياد كن:

هفت مرتبه بگو: «اللَّهُ اكْبَر» .

هفت مرتبه بگو: «الْحُمْدُ للَّهِ» .

هفت مرتبه بگو:«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» .

سه مرتبه بگو: «لا الهَ الّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمْدُ، يُحْيي ويُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَىٍ قَدِير».

بر رسول خدا صلى الله عليه و آله درود فرست و سه مرتبه بگو: «اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَوْلانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ».

سه مرتبه بگو: «اشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللَّهُ، وَاشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إلّاايّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ».

 سه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ».

سه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ».

صد مرتبه بگو: «اللَّهُ اكْبَرُ» .

صد مرتبه بگو: «لا الهَ الّا اللَّهُ» .

صد مرتبه بگو: «الْحَمْدُ للَّهِ» .

صد مرتبه بگو: «سُبْحانَ اللَّه» .

سپس اين دعا را بخوان: «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بَارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ وَ فِي مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّكَ» .

آنگاه دين و خود و خانواده‏ات را به خدا بسپار و بگو:«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ الَّذِي لا يَضِيعُ‏ وَدَائِعُهُ نَفْسِي وَ دِينِي وَ أَهْلِي اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلَى كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ».

پس از آن سه مرتبه تكبير بگو و بار ديگر سه مرتبه دعا را بخوان و يك بار ديگر تكبير بگو و اگر همه آن را نتوانى بخوانى با بخشى از مناجات کن.

«وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَقِفُ عَلَى الصَّفَا بِقَدْرِ مَا يُقْرَأُ سُورَةُ الْبَقَرَةِ مُتَرَتِّلًا» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص432 .

ياد آوری:

تلاوت سوره مبارکه النبأ در حال ايستاده بر جبل صفا بسوی کعبه برای دعوت مجدد زيارت خانه خدا مجرب است.

فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام در قرآن کريم

احترام كعبه در اسلام براى اين است كه كعبه قديمی‏ترين بناها و معابد روى زمين است و ساخته دست آدم أبو البشر عليه السلام است و حضرت ابراهيم عليه السلام آن را تجديد بناء كرده است.

در اين تحقيق تنها برخی آيات قرآن کريم مورد بررسی قرار می گيرد.

سوره مبارکه الحجّ آيه شريفه 25 : مکه شهر بين الملل

شهر مکّه محل خانه خدا و از آنِ تمام مردم جهان است و نبايد مالک خصوصی داشته باشد، بر همين اساس قرآن کريم کسانی را که در صدر اسلام از ورود مسلمانان به اين شهر جلوگيری می کردند سرزنش می نمايد و مکه را شهر بين المللی معرفی می کند، می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحاد بِظُلْم نُذِقْهُ مِنْ عَذاب أَلِيم» ؛ همانا كسانى كه كفر ورزيدند و همواره مانع دست يافتن مردم می گردند نسبت به مسير الهی و مسجد الحرامى كه ما آن را براى همه مردم قرار داده‏ايم، چه كسانى كه در آنجا زندگى مى‏كنند يا از نقاط دور وارد مى‏شوند و هر کس که بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و ظالمانه عمل نمايد او را عذابى دردناك مى‏چشانيم.

بنابر اين کريمه مسئولين مکه مکرمه اميرالحاج و تمام کشورهای اسلامی با همکاری صميمانه يکديگر طبق مهندسی دقيق زمينه حضور انسان های حق جو را از سراسر عالم فراهم آورند تا با حضور در سرزمين وحی و مشاهده آن هيبت عظما علی الخصوص در ايام حجّ اکبر سبب بيداری و هدايت آنها گردد.

سوره مبارکه آل‏عمران آيه شريفه 96 : خانه خدا نخستين مرکز هدايت و بندگی

نخستين مرکز هدايت و بندگی بيت الله الحرام است و شهر مکّه نيز به تبع خانه خدا ساخته شد و گسترش يافت.

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ» ؛ نخستين بنيادی كه براى مردم پايه گذاری شده همان است كه در مكه است، بنيادی كه با بركت و هدايت براى همه جهانيان است.

سوره مبارکه المائدة آيه شريفه 97 :كعبه نماد هماهنگی اجتماعى و سعادت

خداى تعالى كعبه رااحترام كرده و آن را بيت الحرام قرار داده و به همين منظور بعضى از ماهها را هم حرام كرده و بوسيله حكم به وجوب حج در آن ماهها، بين ماههاى حرام و بيت الحرام ارتباط برقرار كرد.

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ...» ؛ خداوند كعبه را خانه محترم و سبب استوارى و سامان بخشيدن امور مردم گردانيد.

فلسفه اين بنياد الهی چنين است كه كعبه را نماد هماهنگی حيات اجتماعى همراه با سعادت و عزّت براى مردم قرار دهد و آن را قبله‏گاه مردم كند، تا هنگام عبادت، قلب و وجودشان را متوجه آن كنند و کارهای مهم زندگی خود را همسو و هم جهت آن منظم نمايند و در هر حال احترامش را حفظ کنند. در نتيجه اين نظم و هماهنگی امّت واحده‏اى را تشكيل داده و دينشان زنده و پايدار گردد. و از اقطار مختلف گيتى و نقاط دور حرکت کنند و در آنجا گردهم آيند و يک رنگ و هم صدا ندای توحيد سر دهند و طريق عبادت و بندگی را به پيمايند.

بدين سان خداوند بيت الحرام و شهرالحرام را نماد نظام هماهنگی اجتماعى و سعادت انسان قرار داده و احكامى را مناسب آن دو تشريع و جعل فرموده است.

تعيين سمت قبله با استفاده از خورشيد

بر اساس روايات زمينِ کعبه از هنگام خلقت مورد توجّه بوده و زمانی که سراسرکُره زمين را آب فرا گرفته بود خشکی از اين نقطه آغاز و گستردش يافته است. امام رضا عليه السلام زمين خانه خدا را مرکز زمين معرفی و علت آن را چنين فرمود: علّت اين که کعبه وسط زمين قرار گرفته چون محل کعبه جايی است که زمين از آنجا گسترده شد و توسعه يافت. متن روايت:

«وَ وُضِعَ‏ الْبَيْتُ‏ فِي‏ وَسَطِ الْأَرْضِ‏ لِأَنَّهُ‏ الْمَوْضِعُ‏ الَّذِي مِنْ تَحْتِهِ دُحِيَتِ الْأَرْضُ وَ لِيَكُونَ الْفَرْضُ لِأَهْلِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فِي ذَلِكَ سَوَاءً» من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص191 .

از اين قاعده علمی و مطابق تقويم شمسی هجری در سال 1393 روزهای هفتم خرداد و 25 تير، هنگام ظهر شرعی به وقت مكه، خورشيد بطور دقيق عمود بر كعبه است و اين سبب می‌شود شاخص در مكه سايه نداشته باشد؛ از اين رو فرد در هر مكانی كه قرار داشته باشد، خلاف سايه او سمت درست قبله را نشان مي‌دهد. ظهر شرعی مكه به وقت رسمی ايران در روز هفتم خرداد، ساعت 13:48 و در روز 25 تير، 13:57 است و تعيين قبله بايد در اين زمان‌ها صورت بگيرد. (برگرفته از تحقيقات و پژوهش‌های فلكی)

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 125 : خانه خدا پايگاه گردهمايی و امنيّت مردم

اين کريمه اشاره به فلسفه عرفانی کعبه، جايگاه خانه خدا برای مرجع بودن و تشريع حج دارد.

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، « وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ» ؛ و به ياد آور هنگامى كه كعبه را پايگاه گردهمايی و امنيّت مردم قرار داديم، حال از مقام ابراهيم جايگاهى براى عبادت قرار دهيد. و از ابراهيم و اسماعيل پيمان گرفتيم خانه مرا براى طواف كنندگان، اعتكاف كنندگان و نمازگزاران پاكيزه داريد.

كلمه مثابه به معناى برگشتن است، اين خانه انسان های مستعد را بسوى خود می كشاند، تا در گيرودار زندگى از دور و نزديك بسوى آن روى آورند و با رفت و آمد مردم حق و كلمات او اندك اندك به اندازه تلاش و ظرفيت آنان را به كمال و تمام برساند تا بر نفس خود حاكم شوند و نفوس مردم از كشمكش ها و تشويش ها و جاذبه‏هاى مختلف و نگرانى‏هايى كه از خودبينى و سودانديشى و برترى جويى برمى‏آيد برهند و به آرامش و امنيت خدايى دست يابند.

پس از روى آوردن و رفت و آمد پى در پى از ميان بناء بيت و گل و سنگ، چهره حقيقى قيام و نقشه ابراهيم عليه السلام رخ می نمايد، چهره ای که فطرت حق پرستى و قيام به وظايف انسانى را برمى‏انگيزد و در صورت و سيرت عبادت و بندگی نمايان و آغاز می گردد.

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 127 : مهندس و معمار خانه خدا

آيات مختلف قرآن و نيز ديگر منابع اسلامی همچون تاريخ استفاده مى‏شود كه كعبه قبل از آدم عليه السلام ساخته شده بود ولى چون آثار آن بتدريج رو بزوال و انهدام می رفت ابراهيم عليه السلام مأمور گرديد كه پايه‏هاى قبلى را بالا ببرد و ساختمان آن خانه را تجديد بنا كند، برخی مفسرين مانند ابن عباس و عطا نيز همين نظريه را قبول دارند. در اين کريمه می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ» ؛ هنگامی که ابراهيم و اسماعيل ديوارهاى كعبه را بر ‏افراشتند، عرض كردند: پروردگارا! اين عمل ما را قبول فرما، همانا تو بسيار شنوا و به اسرار همه دانا هستى.

نكته قابل توجه در کريمه فوق اين كه خداوند با تعبير«يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ‏» ؛ از تجديد بناى كعبه‏ ياد نموده كه نشان مى‏دهد پايه‏هاى كعبه از قبل وجود داشته و حضرت ابراهيم عليه السلام فقط آن را مرتفع‏ و نموده است.

تاريخ تاسيس كعبه در قرآن و روايات

از جمله آيات كه استفاده می شود كعبه از قبل بر پا شده بود کريمه ذيل است که سخن حضرت ابراهيم عليه السلام را نقل می كند: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ» (إبراهيم : 37)؛ عبارت شريف «عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ» بخوبى گواهى می دهد كه آثار كعبه به هنگام ورود ابراهيم عليه السلام همراه همسر خود هاجر و فرزند شير خوارش اسماعيل در سرزمين مكه وجود داشته است.

در روايات اهل بيت عليهم السلام به اين مطلب تصريح شده است كه اول كسى كه خانه كعبه را زيارت كرد آدم عليه السلام بود و اين خود دليل روشنى است كه خانه كعبه قبل از ابراهيم عليه السلام وجود داشته است و او فقط ساختمان آن را تجديد نموده است.

از جمله رواياتی كه تاييد مى‏كند كعبه نخست به دست آدم ساخته شد، سپس در طوفان نوح فرو ريخت و بعد به دست ابراهيم و فرزندش اسماعيل تجديد بنا گرديد خطبه معروف قاصعه نهج البلاغه می باشد که برگرفته آن چنين  است؛ آيا نمى‏بينيد كه خداوند مردم جهان را از زمان آدم تا به امروز به وسيله قطعات سنگى ... امتحان كرده است و آن را خانه محترم خود قرار داده، سپس به آدم و فرزندانش دستور داد كه به گرد آن طواف كنند. متن خطبه شريف:

«أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ‏ سُبْحَانَهُ‏ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِينَ‏ مِنْ‏ لَدُنْ‏ آدَمَ‏ ص إِلَى الْآخِرِينَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ الَّذِي جَعَلَهُ [اللَّهُ‏] لِلنَّاسِ قِيَاماً ثُمَ‏ وَضَعَهُ بِأَوْعَرِ بِقَاعِ الْأَرْضِ حَجَراً وَ أَقَلِّ نَتَائِقِ الدُّنْيَا مَدَراً وَ أَضْيَقِ بُطُونِ الْأَوْدِيَةِ قُطْراً بَيْنَ جِبَالٍ خَشِنَةٍ وَ رِمَالٍ دَمِثَةٍ وَ عُيُونٍ وَشِلَةٍ وَ قُرًى مُنْقَطِعَةٍ لَا يَزْكُو بِهَا خُفٌّ وَ لَا حَافِرٌ وَ لَا ظِلْفٌ ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ ع وَ وَلَدَهُ أَنْ يَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ وَ غَايَةً لِمُلْقَى رِحَالِهِمْ تَهْوِي إِلَيْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ سَحِيقَةٍ وَ مَهَاوِي فِجَاجٍ عَمِيقَةٍ وَ جَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ حَتَّى يَهُزُّوا مَنَاكِبَهُمْ ذُلُلًا يُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ وَ يَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مَحَاسِنَ خَلْقِهِمُ ابْتِلَاءً عَظِيماً وَ امْتِحَاناً شَدِيداً وَ اخْتِبَاراً مُبِيناً وَ تَمْحِيصاً بَلِيغاً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ- وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ يَضَعَ بَيْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَيْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمَّ الْأَشْجَارِ دَانِيَ الثِّمَارِ مُلْتَفَّ الْبُنَى مُتَّصِلَ الْقُرَى بَيْنَ بُرَّةٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْيَافٍ مُحْدِقَةٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَةٍ وَ [زُرُوعٍ‏] رِيَاضٍ نَاضِرَةٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَةٍ لَكَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ وَ لَوْ كَانَ [الْأَسَاسُ‏] الْإِسَاسُ الْمَحْمُولُ عَلَيْهَا وَ الْأَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَيْنَ [مِنْ‏] زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ وَ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ نُورٍ وَ ضِيَاءٍ لَخَفَّفَ ذَلِكَ مُصَارَعَةَ الشَّكِّ فِي الصُّدُورِ وَ لَوَضَعَ مُجَاهَدَةَ إِبْلِيسَ عَنِ الْقُلُوبِ وَ لَنَفَى مُعْتَلَجَ الرَّيْبِ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِه‏» نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص292 .

مهندسی و تجديد بناى كعبه‏

طبق برخى ديگر از روايات مهندسی كعبه توسط پروردگار عالم، معماری و تجديد بناى ‏آن را حضرت ابراهيم عليه السلام به فرمان الهی بر عهده گرفت. اميرمؤمنان علی عليه السلام در اين ‏باره می فرمايد: خداوند ابراهيم عليه السلام را بخاطر عبادت کنندگان به تجديد بناى كعبه امر نمود و براى آرامش و همياری نسيمى بنام سكينه به سوى او فرستاد. اين نسيم حركت نموده و در مكان خانه‏اى كه در گذشته فرشتگان آن را بنا نموده بودند قرار گرفت و ابراهيم عليه السلام سنگ‏ها را در جايى كه بر آن نسيم مى‏وزيد، مى‏چيد. ابراهيم عليه السلام ديوار كعبه را معماری و بنايی مى‏نمود، اسماعيل عليه السلام سنگ و مصالح لازم را تدارم مى کرد و بدين روش اركان خانه خدا بالا ‏آمد. متن روايت:

«وَ عَنْ عَلِيٍّ ص أَنَّهُ قَالَ : أَوْحَى اللَّهُ إِلَى إِبْرَاهِيمَ أَنِ ابْنِ لِي بَيْتاً فِي الْأَرْضِ أُعْبَدْ فِيهِ فَضَاقَ بِهِ ذَرْعاً ع فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ السَّكِينَةَ وَ هِيَ رِيحٌ لَهَا رَأْسَانِ يَتْبَعُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَدَارَتْ‏ عَلَى‏ أُسِ‏ الْبَيْتِ‏ الَّذِي‏ بَنَتْهُ‏ الْمَلَائِكَةُ فَوَضَعَ‏ إِبْرَاهِيمُ الْبِنَاءَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ اسْتَقَرَّتْ عَلَيْهِ السَّكِينَةُ وَ كَانَ إِبْرَاهِيمُ ع يَبْنِي وَ إِسْمَاعِيلُ يُنَاوِلُهُ الْحَجَرَ وَ يَرْفَعُ إِلَيْهِ الْقَوَاعِدَ»(دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ص292) .

حجر الاسود و عتيق بودن کعبه

در تفاسير از حضرت صادق عليه السلام روايت شده که از جمله نازل شدن حجر الاسود در زمان هبوط آدم عليه السلام تاريخ ساختمان كعبه را روشن می کند و عتيق بودن بيت از غرق شدن در طوفان نوح دليل ديگری است که مورد بررسی قرار گرفته، لذا محققان را به تفسير قمى ارجاع می دهيم.

همچون روايات ذيل تحقيق و مطالعه گردد.

«وَ سُمِّيَ الْبَيْتُ الْعَتِيقَ لِأَنَّهُ أُعْتِقَ مِنَ الْغَرَقِ‏»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص191) .

«وَ رُوِيَ‏ أَنَّهُ سُمِّيَ الْعَتِيقَ لِأَنَّهُ بَيْتٌ عَتِيقٌ مِنَ النَّاسِ وَ لَمْ يَمْلِكْهُ أَحَدٌ»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص191) .

سوره مبارکه البقرة آيه شريفه 126 : دعای ابراهيم خليل و امنيّت سرزمين مکّه

ابراهيم خليل الرحمن بعد از بنای کعبه بفرمان خداوند، درخواست نمود که مکّه را حرم امن قرار دهد تا همه در اين شهر از امنيّت کامل برخوردار باشند، لذا حتّي صيد پرندگان و قطع درختان و گياهان نيز در آن سرزمين ممنوع است، قرآن کريم دعای حضرت ابراهيم عليه السلام و شروط اين امنيّت را مطرح می کند و اين که ارتکاب جرم و جنايت در اين سرزمين مجازات سنگينی دارد، می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَليلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» ؛ و هنگامی که ابراهيم درخواست نمود، پروردگارا! اين سرزمين را محل امن و آسايش قرار ده و ساکنان مؤمن به خدا و روز قيامت ر‏ا از انواع محصولات و ميوه ها بهره‏مند ساز، خداوند دعای ابراهيم را اجابت نمود، فرمود: هركس در برابر نعمت ها ناسپاس و كافر شود اگر چه در دنيا او را اندكى بهره‏مند كنيم لكن در آخرت او را به آتش عذاب مى‏كشانم و آن بد سرانجامى است.

سوره مبارکه العنكبوت آيه شريفه 67 : سوء استفاده از امنيّت حرم

در هر شرايط زمانی و مکانی حرم الهی بايد برای همه امنيّت داشته باشد و حرمت آن نگاه داشته شود. قرآن در باره کسانی که حرمت شکنی می کند می فرمايد:

اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، «أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ» ؛ آيا كافران ندانسته‏اند كه مكه را همراه آسايش و آرامش قرار داديم، حال آنكه مردم مورد تعرض قرار می گيرند؟ آيا باز به باطل مى‏گروند و نعمت امنيّت حرم الهی را كفران مى‏كنند؟!

فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام در روايات شريف

 ااا

کعبه شعبه‏اى از بهشت رضوان و مسير آمرزش الهی

علل الشرايع در روايت طولانی نقل می کند، حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند: كسى كه خدا گمراهش كرده و دلش را تار نموده، حق و واقع را ناگوار دانسته و شيرينى و حلاوتش را اصلا درك ننموده لا جرم شيطان ولىّ و فرمانده او گشته و او را به مهالك و پرتگاه‏ها مى‏افكند. اين خانه رفيع، بيتى است كه حق تعالى از بندگانش خواسته به واسطه آن عبادتش را نمايند تا بدين وسيله ايشان را در انجام اين عبادت و تركش مورد آزمايش قرار دهد از اين رو آنها را تحريص و ترغيب بر تعظيم و زيارتش كرده و آن جا را محلّ انبياء عظام و قبله نمازگزاران نموده است پس اين بيت شعبه‏اى از رضوان و بهشت حق تعالى بوده و راهى است كه منتهى به آمرزش بارى تعالى مى‏گردد، اين بيت بر كمال استقامت و اعتدال نصب گرديده و محل تمركز عظمت و جلال گشته است، حق تعالى آن را دو هزار سال پيش از آنكه زمين گسترده شود آفريد، پس سزاوارترين كسى كه به آنچه امر نموده و از آنچه نهى كرده حق تبارك و تعالى است كه ارواح و صور را ايجاد و انشاء فرموده است.

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ الرَّازِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ كَانَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ مِنْ تَلَامِذَةِ الْحَسَنِ الْبَصْرِيِّ فَانْحَرَفَ عَنِ التَّوْحِيدِ... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع : إِنَّ مَنْ أَضَلَّهُ اللَّهُ وَ أَعْمَى قَلْبَهُ اسْتَوْخَمَ الْحَقَّ فَلَمْ يَسْتَعْذِبْهُ وَ صَارَ الشَّيْطَانُ وَلِيَّهُ يُورِدُهُ مَنَاهِلَ الْهَلَكَةِ ثُمَّ لَا يُصْدِرُهُ وَ هَذَا بَيْتٌ اسْتَعْبَدَ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ خَلْقَهُ لِيَخْتَبِرَ بِهِ طَاعَتَهُمْ فِي إِتْيَانِهِ فَحَثَّهُمْ عَلَى تَعْظِيمِهِ وَ زِيَارَتِهِ وَ جَعَلَهُ مَحَلَّ أَنْبِيَائِهِ وَ قِبْلَةً لِلْمُصَلِّينَ لَهُ فَهُوَ شُعْبَةٌ مِنْ رِضْوَانِهِ وَ طَرِيقٌ يُؤَدِّي إِلَى غُفْرَانِهِ مَنْصُوبٌ‏ عَلَى اسْتِوَاءِ الْكَمَالِ وَ مُجْتَمَعُ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَالِ خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَبْلَ دَحْوِ الْأَرْضِ بِأَلْفَيْ عَامٍ وَ أَحَقُّ مَنْ أُطِيعَ فِيمَا أَمَرَ وَ انْتَهَى عَمَّا نَهَى عَنْهُ وَ زَجَرَ اللَّهُ الْمُنْشِئُ لِلْأَرْوَاحِ وَ الصُّوَرِ فَقَالَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ ذَكَرْتَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَأَحَلْتَ عَلَى غَائِبٍ فَقَالَ وَيْلَكَ وَ كَيْفَ يَكُونُ غَائِباً مَنْ هُوَ فِي خَلْقِهِ شَاهِدٌ وَ إِلَيْهِمْ أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَسْمَعُ كَلَامَهُمْ وَ يَرَى أَشْخَاصَهُمْ وَ يَعْلَمُ أَسْرارَهُمْ وَ إِنَّمَا الْمَخْلُوقُ الَّذِي إِذَا انْتَقَلَ عَنْ مَكَانٍ اشْتَغَلَ بِهِ مَكَانٌ وَ خَلَا مِنْهُ مَكَانٌ فَلَا يَدْرِي فِي الْمَكَانِ الَّذِي صَارَ إِلَيْهِ مَا حَدَثَ فِي الْمَكَانِ الَّذِي كَانَ فِيهِ فَأَمَّا اللَّهُ الْعَظِيمُ الشَّأْنِ الْمَلِكُ الدَّيَّانُ فَإِنَّهُ لَا يَخْلُو مِنْهُ مَكَانٌ وَ لَا يَشْتَغِلُ بِهِ مَكَانٌ وَ لَا يَكُونُ إِلَى مَكَانٍ أَقْرَبَ مِنْهُ إِلَى مَكَانٍ وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْآيَاتِ الْمُحْكَمَةِ وَ الْبَرَاهِينِ الْوَاضِحَةِ وَ أَيَّدَهُ بِنَصْرِهِ وَ اخْتَارَهُ لِتَبْلِيغِ رِسَالاتِهِ صَدَّقْنَا قَوْلَهُ بِأَنَّ رَبَّهُ بَعَثَهُ وَ كَلَّمَهُ... ‏» (علل الشرائع  ج‏2 باب علة وجوب الحج و الطواف بالبيت و جميع المناسك ص : 400) .

برتری جايگاه کعبه مکرمه

اهميت و جايگاه کعبه مکرمه همچون اسلام عزيز است، همان‏گونه كه اسلام برتر است و چيزى بر آن برترى ندارد، خانه خدا نيز شريف است و نبايد ساختمانی بالاتر از آن قرار گيرد. خضوع در ساحت قدس بيت الهی اقتضا دارد كه نه‏ تنها از لحاظ سيرت، كسى برتر از آن نباشد، چنان‏كه نيست، بلكه از لحاظ صورت نيز برتر از آن بنا نشود تا كعبه‏ زيربنا واقع گردد؛ چنان‏كه امام‏ باقر عليه السلام فرمود: سزاوار نيست كه كسى ساختمانى بلندتر از كعبه بسازد، متن روايت:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ : ... وَ لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ‏ يَرْفَعَ‏ بِنَاءً فَوْقَ‏ الْكَعْبَةِ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص230.

بر اساس روايات فقها بزرگ اسلام اعم از علما شيعه و اهل سنت بر اين مهم اتفاق نظر دارند و برخی يكى از مكروهات حرم را ساختن بناى مرتفع‏ برشمردند است، البته بعضى هم حكم به حرمت داده‏اند.

بنابراين ساختمان‏هايى كه در اطراف كعبه‏ و سرزمين وحى ساخته مى‏شوند نبايد ارتفاعى بيش از كعبه داشته باشند،  چنانچه ساخت بنايی كه كعبه را مستور كند و تحت الشعاع قرار دهد جايز نيست.

در تاريخ ثبت شده است؛ زمانهای گذشته در شهر مقدّس مكّه معظمه تأسيس ساختمانی كه از بنای كعبه مشرّفه مرتفع‏ بشود، بر حسب قاعده متداوله‏  ممنوع بود و كسانى كه با اين اصول مخالفت مى‏كردند، عمارات آنها در فوری منهدم و خراب مى‏ ‏شد، داستان «شيبة بن عثمان» مضبوط است.

نماز و صدقه در مکّه مکرمه

ثواب يازده رکعت نماز شب در مسجدالحرام معادل يک ميليون و يکصد هزار رکعت در مکان ديگر... به روايت ديگر ثواب يازده هزار رکعت... بر زائر بيت الله مکرم لازم است اين ايام که توفيق حضور در آن مکان نورانی را دارد از نماز شب غفلت نورزد و از خدا توفيق شب زنده داری و نماز شب را در بقيه عمر به او عطا نمايد.

صد هزار برابر ثواب نماز و صدقه در مکّه مکرمه

شيخ کلينی از امام صادق عليه السلام روايت می کند که حضرت فرمود: مكّه حرم خداوند و حرم فرستاده او محمّد بن عبدالله صلى الله عليه وآله و حرم امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است، يك ركعتنماز در آن برابر با يك صد هزار نماز و يك درهم انفاق در آن برابر با يك صد هزار درهم است. و مدينه حرم خدا و حرم رسول خدا صلى الله عليه وآله و حرم امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلاماست، نماز در آن ده هزار نماز و انفاق يك درهم در آن ده هزار درهم پاداش دارد و کوفه نيز حرم خداوند و حرم فرستاده او محمّد بن عبدالله صلى الله عليه وآله و حرم امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است، يك ركعتنماز در آن برابر با هزار رکعت نماز و يك درهم انفاق در آن برابر با هزار درهم است. متن روايت شريف:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَّادٍ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : مَكَّةُ حَرَمُ اللَّهِ وَ حَرَمُ رَسُولِهِ وَ حَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الصَّلَاةُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ صَلَاةٍ وَ الدِّرْهَمُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَدِينَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَ حَرَمُ رَسُولِهِ وَ حَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا الصَّلَاةُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ صَلَاةٍ وَ الدِّرْهَمُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ الْكُوفَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَ حَرَمُ رَسُولِهِ وَ حَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الصَّلَاةُ فِيهَا بِأَلْفِ صَلَاةٍ وَ الدِّرْهَمُ فِيهَا بِأَلْفِ دِرْهَم‏ » . (الكافي  ج‏4 ص : 586)

ثواب نماز و انفاق در حرمين

قال الصادق عليه السلام : «الصَّلَاةُ فِي الْحَرَمَيْنِ تَعْدِلُ أَلْفَ صَلَاةٍ ، دِرْهَمٌ يُنْفِقُهُ الرَّجُلُ فِي الْحَجِّ يَعْدِلُ أَلْفَ دِرْهَمٍ» . (تحف العقول عن آل الرسول ص : 100)

ثواب نماز واجب در مسجدالحرام

ابو حمزه ثمالى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: هر كس در مسجد الحرام يك نماز واجب بجا آورد خداوند متعال بخاطر همان يك نماز كليّه نمازهاى او را از زمانى كه نماز بر او واجب شده بجا آورده، و نيز همه نمازهائى را كه تا زمان وفاتش خواهد خواند از او می پذيرد (هر چند شرائط قبول در پاره‏اى از آن نمازها رعايت نشده باشد). متن روايت:

«وَ رَوَى أَبُو حَمْزَةَ الثُّمَالِيُّ ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ : مَنْ صَلَّى فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ صَلَاةً مَكْتُوبَةً قَبِلَ اللَّهُ بِهَا مِنْهُ كُلَّ صَلَاةٍ صَلَّاهَا مُنْذُ يَوْمَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ كُلَّ صَلَاةٍ يُصَلِّيهَا إِلَى أَنْ يَمُوتَ»‏(من لا يحضره الفقيه    ج‏1 ص : 228).

ذکر، تسبيح و تلاوت قرآن در مکّه

زائر خانه خدا به شکرانه اين نعمت ميهانی زبان و قلب خود را به صلوات، استغفار و تسبيحات اربعه حتی هنگام راه رفتن و استراحت نورانی کند و در فرصت های مناسب تلاوت قرآن نمايد.

امام باقر عليه السلام فرمود: هركس كه در مكه موفق به ختم قرآن شود، نميرد مگر اين كه رسول خدا صلوات الله عليه وآله را زيارت كند و جايگاهش را در بهشت ببيند.

«عَمْرُو بْنُ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَجَلِيِّ عَنْ خَالِدِ بْنِ مَادٍّ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع‏ : تَسْبِيحَةٌ بِمَكَّةَ أَفْضَلُ‏ مِنْ خَرَاجِ الْعِرَاقَيْنِ يُنْفَقُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَالَ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّةَ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى رَسُولَ اللَّهِ ص وَ يَرَى مَنْزِلَهُ فِي الْجَنَّةِ»(تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏5 ؛ ص468).

يادآوری:

- شايسته است در مسجد الحرام قرآن ختم شود، لذا تا مى‏توانيد قرآن تلاوت كنيد و ثواب آن را به ارواح طيبه انبيا، مرسلين، شهدا و صالحين، ذوالحقوق و ذوالارحام و منظور از آنها همچون پدر و مادر هديه نماييد.

- قرآن را روى زمين نگذاشته و با دستى كه كفش داريد آن را حمل نكنيد.

- موقع تلاوت قرآن پاها را دراز نكنيد. بعد از تلاوت، قرآن را در قفسه های مخصوص قرار دهيد.

- از مسجدالحرام قرآن را خارج نكنيد.

نگاه کردن به کعبه

در روايات شريف سفارش شده به كعبه‏ معظمه زياد نگاه كنيد كه موجب آمرزش گناهان بوده و عبادت است. چنانچه پيامبر صلی الله عليه وآله در روايت اباذر رحمةالله عليه مى‏فرمايند:

«مُعَاذِ بْنِ سَعِيدٍ الْحَضْرَمِيُّ ... أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ ... وَ قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَقُولُ : النَّظَرُ إِلَى عَلِيٍّ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ فِي الصَّحِيفَةِ- يَعْنِي صَحِيفَةَ الْقُرْآنِ- عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ» الأمالي (للطوسي) ؛  ص455 .

اين كه پيامبر صلی الله عليه وآله فرمود: «النَّظَرُ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ»چون كعبه‏ نمودى از عرش خداوند و مظهر طهارت، مجلاى عتق و آزادى از بندگى و بردگی غير خدا می باشد، بنابراين نگاه کردن به معدن طهارت، نظر نمودن به مجلاى آزادگى و نمونه عرش الهی می باشد و عبادت است.

در کتاب شريف من لا يحضره الفقيه روايت شده هرگاه به کعبه نظر شود تا مادامی که نگاه ادامه دارد برای او ثواب می نويسند و از او گناه پاک می کنند، متن روايت:

«وَ رُوِيَ‏ أَنَّ مَنْ نَظَرَ إِلَى الْكَعْبَةِ لَمْ يَزَلْ تُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ وَ تُمْحَى عَنْهُ سَيِّئَةٌ حَتَّى يَصْرِفَ بِبَصَرِهِ عَنْهَا»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص205) .

توصيه هنگام برگزاری نماز جماعت، ادب و احترام آن

شرکت در نماز جماعت و محروم نشدن از فيض حضور در آن جماعت باشکوه مسجدالحرام و مسجدالنبی|. هنگام نماز علی الخصوص هنگام نماز عصر و عشاء در محيط بازار نباشيد، چون توسط دوربين ها کنترل شده و انگشت نماست.

به لحاظ اهميت و نقش اساسى جماعت مسلمين، به يک روايت اشاره مى‌شود:

امام صادق عليه السلام فرمود: هركس با اهل سنت، در صف اوّل آنها نماز بگزارد، مانند كسى است كه پشت سر رسول اللّٰه (ص) در صف اوّل نماز گزارده است ؛ «وَ رَوَى عَنْهُ حَمَّادُ بْنُ عُثْمَانَ أَنَّهُ قَالَ : مَنْ‏ صَلَّى‏ مَعَهُمْ‏ فِي‏ الصَّفِ‏ الْأَوَّلِ‏ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الصَّفِّ الْأَوَّل» .(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏1 ؛ ص382)

يادآوری:

- يک ساعت قبل از وقت نماز تطهير و تجديد وضو نماييد و از آب كلمن هاى مسجد الحرام جهت وضو استفاده نكنيد.

-موقع نماز جماعت از مسجد خارج نشويد و نمازها را در مسجدالحرام به جماعت بخوانيد.

- سجده روى سنگ فرش هاى مسجد الحرام جايز است، از گذاشتن مهر و كاغذ و دستمال، موقع نماز اجتناب نمايد.

- موقع نماز جماعت، سريع آماده شويد و نماز فرادى نخوانيد.

نماز استداره‏اى در مسجد الحرام

با توجه به نماز استداره‏اى که در مسجدالحرام برگزار می گردد، زائران عزيز سعى كنند در جايى قرار نگيرند كه جلوى امام جماعت باشد.

قابل توجه:

امام جماعت مسجدالحرام بطور معمول براى نماز صبح و مغرب و عشاء نزديك مقام ابراهيم و براى نماز عصر بين حجر اسماعيل و كعبه، در نماز ظهر زير بالكن مقابل حد فاصل بين ركن يمانى و ركن حجر مى ايستد.

ولايت شرط قبولی اعمال

«الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الْجِعَابِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُسْتَوْرِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ : قَالَ : لَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ × :أَيُّ الْبِقَاعِ أَفْضَلُ ؟ فَقُلْنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ . فَقَالَ :إِنَّ أَفْضَلَ الْبِقَاعِ‏مَا بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ فِي قَوْمِهِ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَاماً يَصُومُ النَّهَارَ وَ يَقُومُ اللَّيْلَ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ ثُمَّ لَقِيَ اللَّهَ بِغَيْرِ وَلَايَتِنَا لَمْ يَنْفَعْهُ ذَلِكَ شَيْئاً» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏27  باب 7 أنه لا تقبل الأعمال إلا بالولاية ص : 166) .

ديگر فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام

از روايات شريف و تاريخ اسلام عزيز می توان فضائل بسياری برای اين سرزمين برشمرد که اهم فضائل و برکات آن اين که جبرئيل امين در اين شهر فرود آمده است و به محضر پيامبر خدا صلی الله عليه و آله شرفياب گرديد و حضرت در اين سرزمين در روز بيست و هفتم  ماه رجب در غار حِرا به مقام نبوّت رسيد و اسلام عزيز در اين شهر ظهور کرد.

برخی ديگر از فضايل و برکات شهر مکّه و مسجدالحرام که همه اين حوادث نشانه عظمت اين سرزمين می باشد بقرار زير است:

- برای نخستين بار نزول دفعی قرآن کريم در شب قدر و هم آغاز نزول تدريجی قرآن.

-معراج پيامبر عظيم الشأن اسلام.

-محلّ تولّد اشرف مخلوقات عالم، پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه و آله و وصی و جانشين او اميرمؤمنان علی بن ابی طالب عليه السلام و نيز محلّ تولّد بانوی بزرگ اسلام فاطمه زهراست که در فرهنگ بشری نيز محلّ تولّد انسان های برجسته را گرامی شمرده و آن را موزه و محلّ بازديد عموم قرار می دهند و نيز آن محل را ياد آور طلوع شخصيت محبوب خود دانسته، در نگهداری اش می کوشند.

و همان گونه که آخرين پيامبر الهی در مکّه ظهور کرد و دين اسلام را در جهان گسترش داد، آخرين حجت او نيز از اين سرزمين ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت، بر ديوار کعبه تکيه خواهد نمود و ندای توحيد سر خواهد داد.

دستورِ احرام برای ورود به مکّه و حريم آن علامت ديگری از عظمت و تقدس اين سرزمين است. هر کسی که از بيرون قصد ورود به مکّه را دارد، بايد هنگام ورود به محدوده حرم، که حرمتش به تبع مکّه است، احرام ببندد و لباس پاک احرام بپوشد و اعمال خاصّی که در کتاب های فقهی مشخص شده را در آن انجام دهد.

اين شهر بخشی از حرم الهی است و احکام ويژه ای دارد:

-کسی که در اين شهر مرتکب قتل ـ حتّی قتل غير عمدـ شود ديه سنگين تری بر عهده اوست.

-برداشتن اشيای گم شده در اين شهر حرام است.

-مشرکان که فاقد طهارت بوده و از نظر فقه اسلامی نجس شمرده می شوند، حق ورود به اين سرزمين را ندارند.

علی رغم آن که در بعضی از روايات سکونت در مکّه به خاطر احتمال صدور گناه از انسان و شکسته شدن حرمت حرم الهی نهی شده، امّا بر کسی که اطمينان دارد مرتکب گناه نمی شود، مستحب شمرده شده است.

اولياء الهی و زيارت مکّه مکرمه

سيره بزرگان و اولياء الهی در انجام زيارت بيت پروردگار بسيار زياد و قابل دقت و استفاده است در اين تحقيق به چند مورد اکتفا می شود.

روش زيارت امام مجتبی× به مکّه مکرمه

سنن بيهقى  به سند خود، از «ابن عباس» روايت كرده كه گفت: از آنچه در دوران جوانيم از دست داده‏ام، اظهار ندامت و پشيمانى نمى‏كنم جز آنكه در آن دوران پياده به حج بيت الله مشرف نشدم، در حاليكه حسن بن على عليه السلام بيست و پنج مرتبه پياده به حج بيت الله رفت و اين در حالى بود كه شترهايش پا به پاى او در حركت بودند و سه مرتبه آنچه داشت همه را در راه خدا بخشيد، تا آنجا كه يك كفش براى خود نگه داشت و ديگرى را به بينوا داد! (فضائل پنج تن عليهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت  ج‏4    206) 

روش زيارت سيدالساجدين زين العابدين× به مکّه مکرمه

از حضرت صادق روايت شده كه امام زين العابدين خيلى زياد عبادت ميكرد...يك سفر پياده در بيست روز از مدينه بمكه رفت.

بر روى يك شتر بيست مرتبه بمكه رفت كه يك بار هم او را شلاق نزد.

(زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر عليهما ص 41)

اشعار مناسب مکه مکرمه

گزيده اشعار مناسب مکه مکرمه:

زَهر است عطای خَلق هر چند دوا باشد

زَهر است عطای خَلق هر چند دوا باشدحاجت ز که می خواهی جائی که خدا باشد

رباعيات شيخ ابو سعيد ابوالخير جهت گشايش کارها

ای خالق ذوالجلال ای بار خدا   تا چند روم در بدر و جای بجا

يا خانه اميد مرا در بند           يا قفل مهمات مرا بگشای

الله بفرياد من بی کس رس      

الله بفرياد من بی کس رس                يک جو کرمت تمام عالم را بس

هر کس به کسی و حضرتی می نازد    جز درگه تو ندارد اين بی کَس، کس

يا ربّ ز قناعتم توانگر گردان

يا ربّ ز قناعتم توانگر گردان   در نور يقين دلم مُنوّر گردان

اسباب من سوخته ی سرگردان  بی منّت مخلوق مُيَسّر گردان

ای خالق خلق رهنمائی بفرست

ای خالق خلق رهنمائی بفرست  ای رازق رزق در گشائی بفرست

کار من بی چاره گره در گره است                 رحمی بکن و گره گشائی بفرست

بهترين وسيله تقرب

خداند حکيم در قرآن کريم می فرمايد: اى اهل ايمان! از خدا پروا نموده و گناه نکنيد و در جستجوى وسيله‏اى براى تقرّب به خدا باشيد و در راه او سخت تلاش كنيد تا رستگار شويد؛ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» المائدة : 35 .

بدون عصای موسی دريا شکافته نشد، بدون پيراهن يوسف چشم جناب يعقوب بينا نشد، مسلّم برای امت محمّد | بدون شفاعت خمسه طيبه دعا مقبول نمی گردد.

يا ربّ به محمد و علی و زهرا

يا ربّ به محمد و علی و زهرا           يا ربّ به حسين و حسن و آل عبا

کز لطف بر آر حاجتم(ما) در دو سرا    بی منّت خلق يا علی الاعلی

لذا حتی امام سجاد عليه السلام آغاز و پايان هر دعا را با صلوات منوّر می فرمود:

«اللَّهُمَّ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنَا مِنْ بَرَكَاتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ». الصحيفة السجادية ص92 (و كان من دعائه، عليه السلام عند الاستسقاء بعد الجدب:)

آداب واحترام حَرَم و مسجدالحرام

قبل از تشرف به حرم امن الهی و مسجدالحرام لازم است زائر بيت الله که در واقع ميهمان خدا می باشد نسبت به اين مکان مقدس و وظيفه خود آشنا شود تا ضمن ادب رفتاری و گفتاری اخلاق اين ضيافت عظيم را با انجام مستحبات رعايت کند.

- در مكه مكرمه، همواره با وضو باشيد. 

- هنگام ورود به مسجد الحرام، حتى الامكان با غسل وارد شويد و روزانه حداقل يك غسل زيارت به جا آوريد.

- نمازهاى يوميه را درمسجدالحرام و به جماعت بخوانيد.

- ذكر خدا بسيار بگويد و حالت تذكر و تنّبه داشته باشيد.

- نمازهاى قضاى خود را در مسجدالحرام بخوانيد.

- در صورت امكان، شب‏هاى جمعه را در مسجدالحرام شب زنده دارى كنيد و به تهجّد و نماز و عبادت بپردازيد.

- تلاوت قرآن, دعا، مناجات، ذکر و صلوات آهسته صورت گيرد تا فضا از آلودگی صوتی و همهمه در امان باشد و مزاحمتی برای ديگران بوجود نيايد.

- احترام به ساير ميهمانان و همکاری با مسؤولين مسجدالحرام با توجه به اين که اطراف کعبه مکرمه در حال ساخت و ساز است و فضا بسيار کم است.

-رعايت مکان های  زنانه و مردانه در مسجدالحرام علی الخصوص هنگام نماز طواف و نمازهای مستحب، خانم های محترمه جلو مردها نايستند.

- بی صدا کردن(سايلنت) تلفن همراه به حرمت مسجدالحرام.

-کشيدن سيگار در مسجدالحرام ممنوع است.

نذورات و هدايا برای مسجدالحرام

- خريد قرآن و اهدا آن به مسجدالحرام اگر مبلغ نذری کم است، در خريد قرآن دقت شود.

- اگر مبلغ نذورات و هدايا زياد است هماهنگی با بعثه ايران(مقام معظم رهبری) جهت صرف هزينه در امور لازم حرم شريف الهی صورت گيرد و خود سرانه عمل نشود که اين امر جهت حفظ جايگاه جمهوری اسلامی ايران و شيعه ضروری است.

-کمک به خادمان مسجدالحرام و نيازمندان با پول ايرانی، سعی شود قبل از عزيمت اسکناس های تميز و نو تهيه شود چون اکثر آنها برای تبرک عکس امام خمينی رحمةالله عليه آن را نگهداری می کنند.

آداب ورود به حَرَم الهی و مکّه مکرمه

مستحب است همين كه حاجى به حرم(قبل از شهر مقدس مکه) رسيد، پياده شده و به جهت ورود به حرم غسل نمايد و از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق جلّ و علا با پای برهنه داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد. اما زائرانی که با کاروان وارد سرزمين وحی می شوند و نمی توانند اين اعمال را فردی انجام دهند با همان غسل در ميقات در حال عبور از حرم ذکر دعا، مناجات، صلوات، استغفار و تسبيحات اربعه را تا رسيدن به هتل مشغول باشند.

دعا هنگام داخل شدن حرم و شهر مکّه مکرمه

زائر محترم وقت داخل شدن حرم و مکّه مکرمه اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ؛

وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ‏ .

اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ » من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 530

آداب ورود به مسجدالحرام

مستحب است مكلف براى وارد شدن به مسجد الحرام غسل بنمايد و هم چنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود و هنگام ورود از باب السلام وارد شود و به ذکر و دعا مشغول باشد.

دعای قبل از ورود به مسجد الحرام

مستحب است بر درب مسجد الحرام ايستاده و بگويد:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (الكافي  ج‏4 باب دخول المسجد الحرام ص : 401) .

و نيز در روايت ديگر آمده است كه نزد درب مسجد بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ السَّلَامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَ عَلَى أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي طَاعَتِكَ وَ مَرْضَاتِكَ وَ احْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمَانِ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي جَلَّ ثَنَاءُ وَجْهِكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ وَفْدِهِ وَ زُوَّارِهِ وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسَاجِدَهُ وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ زَائِرُكَ فِي بَيْتِكَ وَ عَلَى كُلِّ مَأْتِيٍّ حَقٌّ لِمَنْ أَتَاهُ وَ زَارَهُ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَأْتِيٍّ وَ أَكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ بِأَنَّكَ وَاحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ يَا جَوَادُ يَا كَرِيمُ يَا مَاجِدُ يَا جَبَّارُ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إِيَّايَ بِزِيَارَتِي إِيَّاكَ أَوَّلَ شَيْ‏ءٍ تُعْطِينِي فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ» .

سه مرتبه بگويد:

«اللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ» .

سپس مى‏گويد:

«وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ وَ ادْرَأْ عَنِّي شَرَّ شَيَاطِينِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَم‏» (الكافي، ج‏4، ص: 402) .

دعای در مقابل کعبه معظمه

بعد از داخل شدن مسجد الحرام در حالی که مشغول ذکر و مناجات است آرام آرام بسوی بيت الله گام بردارد و در مکان مناسب که مزاحمت ديگران را فراهم نکند، رو به كعبه دست ها را بلند نموده و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي مَقَامِي هَذَا فِي أَوَّلِ مَنَاسِكِي أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ أَنْ تَجَاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي وَ تَضَعَ عَنِّي وِزْرِي الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرَامَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا بَيْتُكَ الْحَرَامُ الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبَارَكاً وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أَؤُمُّ طَاعَتَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ رَاضِياً بِقَدَرِكَ أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَ مَرْضَاتِكَ»(الكافي  ج‏4  باب دخول المسجد الحرام ص : 401) .

سپس خطاب به كعبه مى‏گويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَظَّمَكِ وَ شَرَّفَكِ وَ كَرَّمَكِ وَ جَعَلَكِ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبَارَكاً وَ هُدًى لِلْعَالَمِين»(من لا يحضره الفقيه ج‏2  النظر إلى الكعبة ص : 530 ) .

دعای محاذى حجر الأسود

و مستحب است وقتى كه محاذى حجر الأسود شد بگويد:

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ بِاللَّاتِ وَ الْعُزَّى وَ عِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ عِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ»(الكافي  ج‏4   باب الدعاء عند استقبال الحجر و استلامه ص : 402) .

دعای مقابل حجرالأسود

و هنگامى كه نگاهش به حجر الاسود افتاد توجه بسوى آن کند و بگويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ مِمَّا أَخْشَى وَ أَحْذَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير»(تهذيب الأحكام ج‏5  باب الطواف ص : 101) .

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ سَلَامٌ عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أُومِنُ بِوَعْدِكَ وَ أُصَدِّقُ رُسُلَكَ وَ أَتَّبِعُ كِتَابَكَ‏» من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 532

و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجرالأسود رسيدى دست هاى خود را بلند كن و حمد و ثناى الهى را به جا آور و صلوات بر پيامبر بفرست و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول نمايد پس از آن حجر را بوسيده و استلام نما و اگر بخاطر جمعيت زياد بوسيدن ممكن نشد استلام نما و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:

«اللَّهُمَّ أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتَابِكَ وَ عَلَى سُنَّةِ نَبِيِّكَ | أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ بِاللَّاتِ وَ الْعُزَّى وَ عِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ عِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ»(الكافي ج‏4  باب الدعاء عند استقبال الحجر و استلامه ص : 402) .

و اگر نتوانى بخاطر ازدحام جمعيت همه را به اين روش بخوانى در يک مکان و حتی بعضى را بخوان و بگو:

«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَ فِيمَا عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي فَاقْبَلْ سَيْحَتِي(سُبْحَتِي) وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَوَاقِفِ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»(الكافي  ج‏4  باب الدعاء عند استقبال الحجر و استلامه ص : 402) .

اعمال واجب و مستحب حرم

هر زائری که وارد حرم الهی می شود واجب است که طبق دستورات شرع مقدس مُحرم شود و برای خارج شدن از احرام لازم است اعمال واجبی را در اين زمان بر اساس فتوای مرجع تقليد و صاحب فتوای خود که در کتابهای مناسک مفصل بحث شده است را بجا آورد تا از احرام خارج شود. بنابراين اولين اقدام لازم بر مُحرم، انجام اعمال واجب برای خروج از احرام است و سپس بجا آوردن اعمال مستحب همچون طواف که بسيار سفارش شده است.

اهميت، جايگاه و اقسام طواف

«طواف» از عباداتى كه در مسجدالحرام بر انجام و تكرار آن بسيار تاكيد شده است و بی نظيرترين عبادت بر روی زمين است، جايگاه و اهميت آن وقتی مشخص می شود که دانسته شود به غير از اطراف کعبه معظمه در هيچ کجای دنيا انسان نمی تواند «طواف» انجام دهد.

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه حضرت فرمود: كسى كه يك بار خانه خدا را طواف كند، خدا براى او هزار حسنه ثبت مى كند، هزار گناه را محو مى كند، هزار درجه قرار مى دهد، هزار درخت در بهشت برای او کاشته مى شود و ثواب آزاد كردن هزار بنده را به او مى دهد و چون به ملتزم رسيد، هشت در بهشت به روى او باز مى گردد و به او گويند از هر درى كه مى‏خواهى وارد شو.

بايد توجه داشت اختلاف در مقدار ثواب كه درباره بعضى اعمال در روايات آمده است باعتبار مخاطب و موقعيت و يا كمال و عدم كمال است و بستگی به موقعيّت و كيفيّت عمل و عامل آن دارد، بنابراين ثواب ها بشرطها و شروطها خواهد بود نه مطلق و در اختلاف شرائط كم و زياد مى‏شود.

لذا ثواب طواف در روايات با عبارات مختلف وارد شده است، در کتاب شريف من لايحضره الفقيه از امام صادق عليه السلام روايت شده است؛ كسى كه برای انجام حجّ به مكّه وارد شود و هفت شوط طواف كعبه كند و دو ركعت نماز بخواند، پاداش او از طرف خداوند کريم چنين خواهد بود:

- هفتاد هزار ثواب براى او می نويسد

- هفتاد هزار گناه از او محو می كند.

- هفتاد هزار درجه او را ترفيع می دهد.

- او را در قضاء هفتاد هزار حاجت بشفاعت مى‏پذيرد.

- و ثواب آزاد كردن هفتاد هزار برده را كه ارزش هر برده هزار درهم باشد به حساب او مى‏نويسد.

متن روايت شريف:

«وَ مَنْ‏ قَدِمَ‏ حَاجّاً فَطَافَ‏ بِالْبَيْتِ‏ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعِينَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ سَبْعِينَ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ سَبْعِينَ أَلْفَ دَرَجَةٍ وَ شَفَّعَهُ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ كَتَبَ لَهُ عِتْقَ سَبْعِينَ أَلْفَ رَقَبَةٍ قِيمَةُ كُلِّ رَقَبَةٍ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ‏»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص206) .

يادآوری:

- در صورت عدم ازدحام و شلوغى مطاف و اين که طواف مستحب مزاحم انجام اعمال واجب ديگران نباشد، ميتوانيد براى پيامبر و اهل بيت عليهم السلام، والدين، خويشاوندان و ذوى الحقوق البته کسانی که در مکه حضور ندارند طواف مستحبى نماييد.

- درهنگام ازدحامِ مطاف، حتى الامكان از انجام طواف هاى مستحبى خوددارى نماييد علی الخصوص در ايام ذی الحجه و در صورت طواف از محدوده اصلى مطاف استفاده نكنيد، بلکه در قسمت هاى خلوت تر انجام دهيد.

- در موقع ازدحام و شلوغى از خواندن نماز طواف مستحبى پشت مقام ابراهيم عليه السلام خودداری کنيد.

ادب در هنگام طواف

زائران عزيز براى شروع طواف هرگز نبايد از مقابل حجرالاسود يا نزديك آن به محل طواف وارد شوند و سبب اذيّت و مزاحمت برای طواف کنندگان فراهم آورند، لذا شايسته است بخاطر رعايت ادب در برابر خانه خدا و طواف کنندگان از مقابل ناودان طلا يا مکان مناسب ديگر آرام آرام قبل از حجرالاسود به خانه خدا نزديک شده بعد از نيت طواف را شروع نمايند. و هنگام اتمام طواف نيز برای بجا آوردن نماز طواف آرام آرام همراه جمعيت به راه خود ادامه داده تا به راحتى بتوانند از صف طواف كنندگان و از مطاف خارج شوند.

لازم به ذکر اين که فقط نماز طواف واجب را پشت مقام‏ ابراهيم‏ بخوانند، البته در مكانى كه براى طواف ديگران مزاحمت نداشته باشد. بانوان زائر نيز تلاش كنند نماز خود را پشت سر مردان به جا آورند.

طواف مستحب:

يكى از اعمال مستحب مؤکد در مكّه معظّمه طواف كعبه است و بهترين سوغات برای کسانی است که در آن سرزمين حضور ندارند.

شرايط آسان طواف مستحب:

- طواف مستحب با طواف واجب فرقى ندارد ولى در اين طواف، طهارت شرط نيست؛ يعنى بدون وضو و با لباس نجس نيز صحيح است و بجا آوردن نماز آن نيز مستحب است.

- اگر کسی در تعداد دورهاى طواف مستحب شك كند، بنا بر كمتر بگذارد و طواف صحيح است.

- نمى‌توان هر شوط از طواف مستحب را به نيّت يك نفر‌ بجا آورد، ولى‌مى‌توان هفت‌شوط طواف را به نيّت ‌چند نفر انجام داد.

- نماز طواف استحبابى لازم نيست در نزد مقام ابراهيم باشد بلكه در هر جاى مسجد الحرام جايز است بخصوص در موقع ازدحام که لازم است مراعات ساير حجاج را بنمايند.

طواف حاجت:

قول مجرب برای برآوردن شدن حاجت های مهم و سريع الاجابه انجام هفت طواف بشرح ذيل است:

1- طواف و نماز آن به نيابت حضرت عبدالمطّلب جدّ بزرگوار پيامبر اکرم.

2- طواف و نماز آن به نيابت حضرت ابی طالب عموی بزرگوار پيامبر اکرم.

3- طواف و نماز آن به نيابت حضرت عبدالله پدر گرامی پيامبر اکرم.

4- طواف و نماز آن به نيابت حضرت آمه مادر گرامی پيامبر اکرم.

5- طواف و نماز آن به نيابت حضرت فاطمه بنت اسد مادر گرامی اميرالمؤمنين.

6- طواف و نماز آن به نيابت حضرت خديجه کبری همسر بزرگوار پيامبر اکرم.

7- طواف و نماز آن به نيابت حضرت ابا محمد امام حسن عسکری پدر بزرگوار امام عصر  # .

بعد از انجام هفت طواف، در مقابل درب کعبه قرار گرفته و دست ها را بطرف آسمان و حواجت خود را از صاحب بيت خداوند رحمان و رحيم مسألت می نمايد. و بدين مضمون روايتی نيز از امام صادق عليه السلام در کافی شريف نقل شده است، متن روايت:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَلَّامٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ بَكْرِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ لِي عَلَى رَجُلٍ مَالٌ قَدْ خِفْتُ تَوَاهُ‏  فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ ذَلِكَ فَقَالَ لِي : إِذَا صِرْتَ بِمَكَّةَ فَطُفْ‏ عَنْ‏ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏ طَوَافاً وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ عَنْهُ وَ طُفْ عَنْ أَبِي طَالِبٍ طَوَافاً وَ صَلِّ عَنْهُ رَكْعَتَيْنِ وَ طُفْ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ طَوَافاً وَ صَلِّ عَنْهُ رَكْعَتَيْنِ وَ طُفْ عَنْ آمِنَةَ طَوَافاً وَ صَلِّ عَنْهَا رَكْعَتَيْنِ وَ طُفْ عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ طَوَافاً وَ صَلِّ عَنْهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ادْعُ أَنْ يُرَدَّ عَلَيْكَ مَالُكَ قَالَ فَفَعَلْتُ ذَلِكَ ثُمَّ خَرَجْتُ مِنْ بَابِ الصَّفَا وَ إِذَا غَرِيمِي وَاقِفٌ يَقُولُ يَا دَاوُدُ حَبَسْتَنِي تَعَالَ اقْبِضْ مَالَكَ» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص544.

طواف وداع در بخش آداب وداع ذکر خواهد شد.

آداب وداع با مسجدالحرام و آخرين جلسه هماهنگی

اَلا يا ايّها الخانه مرا کردی تو ديوانه     نصيبم کن که هر ساله بيايم من به ديدارت

بايد با بيت الله الحرام خدا حافظی کرد! روز جدايی فرا رسيد!! چه زود گذشت، باور کردنی نيست آيا بايد رفت؟

حاجى براى وداع به مسجدالحرام مى‏آيد؛ اين لحظه، زمان وداع است. لحظات سخت و غمناك جدايى، او سر بر آستان پر مهر آن محبوب حقيقى مى‏نهد و با تمام وجود او را سپاس گفته، از نعمتهاى بيكرانش قدردانى مى‏كند. اينك وقت وداع است و اجل در كمين، اينك هنگامه محنت هجران است و مرگ جدايى در پيش. اينك سفر به پايان مى‏رسد و زائر آهنگ بازگشت دارد؛ بازگشت از يك سفر طولانى، از زمين تا آسمان و از آسمان تا زمين، از ناسوت تا لاهوت و از لاهوت تا ناسوت. در پايان اين سفر حاجى بار ديگر رو به كعبه آورده، بر گرد آن طواف مى‏كند.

يادآوری:

- خانم های معذور برای وداع می توانند به مسعی رفته و از دور دعای وداع را بخوانند.

- زائران محترم سعی کنند آخرين شب را در مسجدالحرام باشند، شايد ديگر تا پايان عمر چنين فرصتی بدست نيايد و حتماً طواف وداع را در شب انجام دهند چون روز فرصت انجام نيست.

- تلاوت سوره مبارکه نباء بر جبل الصفاء برای دعوت مجدد به زيارت خانه خدا.

- وليمه برگشت از سفر را فقط برای آشنايان و فاميل در نظر نگيريد بلکه قسمتی را بصورت نقدی و مواد خام در اختيار مستمندان و نيازمندان قرار دهيد.

طواف وداع

هنگامه پايان سفر فرا مى‏رسد و زائر قصد خروج از مکه را دارد و آهنگ بازگشت، بازگشت از يك سفر روحانی، از زمين تا آسمان و از آسمان تا زمين، از ناسوت تا ملکوت و شايد هم تا جبروت.

در پايان حاجى می خواهد با بيت پروردگار خدا حافظی كند و آخرين آداب و اعمال بيت الله الحرام را بجا آورد، لذا رو به كعبه آورده بر گرد آن هفت شوط طواف وداع و دو ركعت نماز آن را در هر کجای از مسجدالحرام که ممکن باشد بجا می آورد، سپس‏ با توجه و اخلاص نسبت به صاحب بيت از غير او منقطع و با دعا و مناجات گريه باطن و روح خود را براى لقاء پروردگار متعال در روزى كه مى‏بايد ملاقات صورت گيرد پاك، صاف و خالص گرداند.

در کتاب «من لا يحضره الفقيه» از امام صادق عليه السّلام در باره كسى كه طواف نساء را ترك كرده باشد، روايت شده است كه اگر او طواف‏ وداع‏ را بجا آورده باشد، همان طواف براى او طواف نساء محسوب خواهد شد.

دعای وداع

بعد از طواف وداع دعای آن را بهتر است در نزد حطيم که حد فاصل درب كعبه تا حجر الاسود می باشد و يا کنار مستجار در حالت ايستاده دست به پرده كعبه گذارد و حمد و ثناى الهى به جا آورد.

البته در زمانی که ازدحام جمعيت نباشد و گر نه هر کجای مسجد الحرام که برای ديگران سبب مزاحمت نشود دعا را بخواند و بسيار صلوات بر محمد و آل او بفرست و بگويد:

«...اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أَمِينِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ نَجِيِّكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ كَمَا بَلَغَ رِسَالَاتِكَ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِكَ وَ صَدَعَ بِأَمْرِكَ وَ أُوذِيَ فِي جَنْبِكَ وَ عَبَدَكَ حَتَّى أَتَاهُ الْيَقِينُ اللَّهُمَّ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً لِي بِأَفْضَلِ مَا يَرْجِعُ بِهِ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ وَ الْعَافِيَةِ اللَّهُمَّ إِنْ أَمَتَّنِي فَاغْفِرْ لِي وَ إِنْ أَحْيَيْتَنِي فَارْزُقْنِيهِ مِنْ قَابِلٍ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ بَيْتِك‏...» (الكافي ج : 4 ص : 531) .

«اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ حَمَلْتَهُ عَلَى دَوَابِّكَ وَ سَيَّرْتَهُ فِي بِلَادِكَ وَ أَقْدَمْتَهُ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ اللَّهُمَ‏ وَ قَدْ كَانَ‏ فِي‏ أَمَلِي‏ وَ رَجَائِي‏ أَنْ‏ تَغْفِرَ لِي فَإِنْ كُنْتَ يَا رَبِّ قَدْ فَعَلْتَ ذَلِكَ فَازْدَدْ عَنِّي رِضًا وَ قَرِّبْنِي إِلَيْكَ زُلْفَى وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ فَعَلْتَ يَا رَبِّ ذَلِكَ فَمِنَ الْآنَ فَاغْفِرْ لِي قَبْلَ أَنْ تَنْأَى دَارِي عَنْ بَيْتِكَ غَيْرَ رَاغِبٍ عَنْهُ وَ لَا مُسْتَبْدِلٍ بِهِ هَذَا أَوَانُ انْصِرَافِي إِنْ كُنْتَ قَدْ أَذِنْتَ لِيَ اللَّهُمَّ فَاحْفَظْنِي مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ مِنْ خَلْفِي وَ مِنْ تَحْتِي وَ مِنْ فَوْقِي وَ عَنْ يَمِينِي وَ عَنْ شِمَالِي حَتَّى تُقْدِمَنِي أَهْلِي صَالِحاً فَإِذَا أَقْدَمْتَنِي أَهْلِي فَلَا تَتَخَلَّ مِنِّي وَ اكْفِنِي مَئُونَةَ عِيَالِي وَ مَئُونَةَ خَلْقِك‏» (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص557) ؛ «خدايا من آن بنده تو، پسر بنده تو، پسر كنيز تو هستم كه او را بر مرکب ها حمل كردى و از شهرها بگردش آوردى و به مسجد الحرام وارد ساختى. خدايا در آرزو و اميدم چنين بود كه مرا مى‏آمرزى، خدايا اگر چنين كرده باشى پس خشنودى خود را از من بيفزاى و مرا به سوى خود تقرّب بخش و اگر چنين نكرده باشى خدايا پس از هم اكنون، پيش از آنكه منزلگاهم از بيت تو دور شود مرا بيامرز. خدايا در همه حال مرا از پيش رو، پشت سر، زير پا، بالاى سر، سمت راست و سمت چپ از هر خطری محفوظ بدار تا سالم و خوش به خانواده‏ام بازگردانى و چون بخانواده‏ام بازگرداندى بحال خودم رها مكن و هزينه اهل و عيال و مخارج خلق خودت را برايم تأمين فرماى».

سپس در پايان رو بطرف كعبه سر بسجده بگذارد و از خداى عزّ و جلّ مسألت نمايد كه اعمالش را قبول فرمايد و آن را آخرين زيارت قرار ندهد. سپس از آب زمزم بنوشد و در حال خروج از مسجدالحرام بگويد:

«آئِبُونَ‏ تَائِبُونَ‏ حَامِدُونَ‏ لِرَبِّنَا شَاكِرُونَ‏ إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ وَ إِلَى اللَّهِ رَاجِعُونَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَثِيراً وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏»(من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص558) .

نشانهای قبول اعمال حجّ

با استفاده از روايات اولين نشانه پذيرفته شدن حج اين است كه حاجى عزم جدّى بر ترك گناه داشته باشد، اگر در خود چنين حالت را احساس كرد حجش پذيرفته شده، اما اگر رغبت و احساسى به سمت گناهان گذشته همچنان در او وجود دارد اين حج مورد قبول خداوند نيست و آن را به خود بنده گنهكار برگشت مى‏دهند. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: از نشانه های حج مقبول آن كه بنده گناهانى را كه مرتكب مى‏شده ترك كند. متن روايت:

«أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ‏ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ : آيَةُ قَبُولِ‏ الْحَجِ‏ تَرْكُ‏ مَا كَانَ‏ عَلَيْهِ‏ الْعَبْدُ مُقِيماً مِنَ‏ الذُّنُوبِ»(الجعفريات ؛ ص65) ‏.

از ديگر علامات حجى مقبول نورانيت درون است، امام صادق عليه السلام در اين باره می فرمايد: حاجى به صورت مستمر نورى از حج دارد، مادام كه نزديك گناه نشود. متن روايت:

«أَحْمَدُ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : الْحَاجُ‏ لَا يَزَالُ‏ عَلَيْهِ‏ نُورُ الْحَجِ‏ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْب‏» الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص255 .

در اين ترديدى نيست كه حج براى انسان نور مى‏آورد، اين نور باطنى با هر گناهى ضعيف و ضعيف‏تر مى‏شود تا آنجا كه از بين مى‏رود. اما اگر حاجى بر تقواى خويش بيفزايد، راه مراقبت پيش گيرد و بر عهد و پيمانى كه با خدا بسته باقى باشد، نور حج در او فزونى يافته، آهسته آهسته وجودش را فرا مى‏گيرد.

خدا حافظ ای کعبه ای بزم يار

خدا حافظ ای زادگاه نبّی                   خدا حافظ ای زادگاه ولیّ

.....

خدا حافظ ای کعبه ای بزم يار   خدا حافظ ای بيت پرورگار

خدا حافظ ای محفل اهل راز     خدا حافظ ای قبله ام در نماز

خدا حافظ ای کوی مطلوب من  خدا حافظ ای بيت محبوب من

خدا حافظ ای از تو دل منجلی   خدا حافظ ای زادگاه علی

خدا حافظ ای سجدگاه رسول     خدا حافظ ای جای پای بتول

خدا حافظ ای شمع هر انجمن    محل طواف حسين و حسن

به خاک تو ای آرزوی همه                بود جای پيشانی فاطمه

اگر مهمان بدی بوده ام           به دامان پاک تو رُخ سوده ام

از اين در برون با چه حالی روم          مبادا که با دست خالی روم

خوش آن دم که در استلام حجرنهادم به دامان پاک تو سر

چو مُحرم شدم با تو مَحرم شدم  کنار تو از اشک، زمزم شدم

اگر خواهی از خود جدايم کنی  کرم کن که عبد خدايم کنی

صفائی دگر بر روانم بده                   امام زمان را نشانم بده

سرا پا شدم ناله و اشک و سوز  امام زمان را نديدم هنوز

يا بن الحسن، يا بن الحسن...

 

نسألکم الدعا

تحقيقات و مطالعات اسلام ومعارف الهی

http://www.islam-ds.ir

Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید